امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیداری ها
#1
بیداری ها
بیداری روحانی شبیه ازخواب بیدارشدن است و وقتی که ما از خواب بیدار می شویم هنوز باید از تختخواب بیرون بیاییم. برخی افراد برای چند لحظه بیدار شده و دوباره به خواب می روند. بنابراین اگر می خواهیم بیدار و زنده بمانیم و اگر می خواهیم معجزۀ بهبودی به طوری مستمر در زندگی مان شکوفا گردد, باید راهی پیدا کنیم تا این بیداری به عملکرد منجر شود. اگر از رساندن پیام به معتاد درعذاب دست برداریم, مجددأ به خواب خواهیم رفت .
به نظر می آید ما یک باره بیدار نشده و طی مراحل مختلفی بیدار می شویم. شاید از این آگاه نباشیم اما بار اولی که امید را پیدا می کنیم, نوعی بیداری روحانی را تجربه کرده ایم. با بررسی باورهایمان و تمرین زندگی براساس آن باورها, هریک از ما بیداری های روحانی جدیدی را تجربه می کنیم. صداقت, روشن بینی و تمایل اغلب اولین اصول روحانی هستند که ما آنها را به آزمایش می گذاریم. با ادامه دادن مسیر بهبودی اصول بیشتری را می آموزیم و برخی از این اصول از بعضی دیگر برایمان مهمتر خواهند بود .رفته رفته تجارب بیشتری را در رابطه با استفاده از این اصول کسب می کنیم, تجاربی که راهنمای اعمال مان خواهند بود. روحانیت پیشرونده, پرانرژی و مبتکر است .
زیربنای بهبودی مان این است که ما باید ازخود بیرون بیاییم تا زنده بمانیم.
دراوائل بهبودی ,احساسات بسیاری از ما بطور مکرر بین دوحالت متغیر می شوند. ما یا نسبت به احتمالات جدید از صمیم قلب هیجان زده می شویم , و یا نسبت با آن چیزهایی که ازدست داده ایم تأسف می خوریم. برخی از ما اوائل بهبودی خود را "ابرهای صورتی" می نامیم و برخی دیگر از آن به عنوان "فصل طولانی غصه" یاد می کنیم .
احساسات جدید بسیاری را تجربه می کنیم, که این دربعضی اوقات به سرعت اتفاق می افتد. رشد و تغییر می کنیم ,روابط جدیدی بنا کرده و یا ازدست می دهیم, به جلسات می رویم و چیزهای تازه یاد می گیریم. درطول بهبودی مان بیداری های جدید, تسلیم های جدید و آزادی های جدیدی را تجربه می کنیم .اصول ساده ای را که در ابتدای بهبودی یادگرفته ایم در زندگی خود به کار گرفته و متوجه مفهوم عمیق تر آنها می گردیم. درست درهمان لحظه که فکر می کنیم همه چیز را درمورد بهبودی می دانیم, چیزهای بیشتری آشکار می شوند – البته مشروط براینکه تمایل داشته باشیم هدیۀ بهبودی را بپذیریم .
پاسخ
#2
دربهبودی جایگزینی برای زمان وجود ندارد. زمان برای ما فرصتی فراهم می آورد تا بتوانیم التیام پیدا کنیم, بالغ
ترشویم, از نو شروع کنیم و زندگی هایی را که هم برای خودمان و هم برای اطرافیان مان اهمیت دارند بنا کنیم.
چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد عملکرد ما است. بکارگیری مرتب ابزار بهبودی باعث تغییرمان می شود که این
خود فرایندی ادامه دار است. ما قدمها را فقط کار نمی کنیم, آنها را زندگی می کنیم. قدمها به نوع افکارمان, چگونگی
احساسات مان و واکنش مان نسبت به دنیای اطراف, شکل می دهند. آنها به ما بالغ شدن و کمک کردن به دیگران را
می آموزند. یاد می گیریم با گفتن حقیقت خود را دوست بداریم. پذیرش داشته هایمان جزئی از فرایند جبران خسارت
نسبت به خودمان است, اما مهمتر این است که ما بواسطۀ همین پذیرش به تدریج از جامعه نیز جبران خسارت
می کنیم. فروتنی یعنی صداقت درمورد اینکه ما که و چه هستیم. متوجه داشته هایمان می شویم ودرمیابیم که چه
قابلیت هایی را می توانیم ارائه دهیم. بین در برنامه بودن و برنامه را زندگی کردن تفاوت زیادی وجود دارد. وقتی که
به یک درک خاص خود از این برنامه می رسیم, آن به ما تعلق پیدا می کند و سپس جزئی از ما می گردد.
پاسخ
#3
دربهبودی جایگزینی برای زمان وجود ندارد. زمان برای ما فرصتی فراهم می آورد تا بتوانیم التیام پیدا کنیم, بالغ ترشویم, از نو شروع کنیم و زندگی هایی را که هم برای خودمان و هم برای اطرافیان مان اهمیت دارند بنا کنیم.
چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد عملکرد ما است. بکارگیری مرتب ابزار بهبودی باعث تغییرمان می شود که این
خود فرایندی ادامه دار است. ما قدمها را فقط کار نمی کنیم, آنها را زندگی می کنیم. قدمها به نوع افکارمان, چگونگی
احساسات مان و واکنش مان نسبت به دنیای اطراف, شکل می دهند. آنها به ما بالغ شدن و کمک کردن به دیگران را
می آموزند. یاد می گیریم با گفتن حقیقت خود را دوست بداریم. پذیرش داشته هایمان جزئی از فرایند جبران خسارت
نسبت به خودمان است, اما مهمتر این است که ما بواسطۀ همین پذیرش به تدریج از جامعه نیز جبران خسارت
می کنیم. 

=پاک زیستن=
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان