امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 9: تسلیم من در این قدم چگونه عمیق تر می شود ؟
#1
سوال 9:  تسلیم من در این قدم چگونه عمیق تر می شود ؟ 
پاسخ
#2
اقرار و پذیرش نقص و اینکه این نقص باعث بحران و اشفتگی من و زندگیم شده نشانه تسلیم نیست بلکه تسلیم وقتی است که من در مقابل فرار و برطرف کردن نواقص راه کار می گیرم و استفاده می کنم و این یعنی تسلیم .
من در فرایند بهبودی و برنامه تسلیم شدم با کارکرد قدم ، جلسه رفتن ، راهنما گرفتن و...و در این قدم به من می گویند تسلیم شو و آمادگی پیدا کن تا نواقصت را برطرف کنی این یعنی من به روش برنامه برای برطرف کردن نواقص اعتماد دارم و بیخودی به در و دیوار نمی زنم .
آمادگی یعنی من آگاهی و شناختم را از نواقص و ریشه های آن بیشتر کنم و از دیگران تجربه بگیرم و جرات و جسارت اینکه در شرایط مصرف نواقص قرار نگیرم را پیدا کنم و همه این اقدامات یعنی تسلیم من در این قدم عمیق تر می شود .
تسلیم ما را از اگرهایی که متعلق به گذشته است و بایدهایی که متعلق به آینده است رها می کند .
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر11 ، admin ، ssaeedg ، ناظر9 ، حـمـیـد ، ناظر2
#3
به دو صورت تسلیم ما عمیق تر می شود :
1: اقرار می کنیم که در برابر نیروی درونی که چیزی جز درد و تحقیر برای ما نداشته شکست خورده ایم
2: به نیروی برتر از نیروی خود برای بر طرف کردن نواقص نیاز داریم
من باید بدانم که نیاز به راهنما و و نیروی برتر در این مسیر امری حیاتی است و بدون کمک انها و تسلیم شدن در مقابل اراده خداوند نتیجه برایم شکست است
تجربه های دردناک و درک مفهوم تسلیم از بالا و پایین شدن ها و بده بستان ها کشمکش های درونی و جنگ ها باعث تسلیم ما می شود وقتی پی میبریم که درست مثل مصرف مواد مخدر عاجز می مانیم تسلیم ما عمیقتر می شود
پاسخ
#4
تسلیم در قدم ششم یعنی آگاهی، یعنی آمادگی این را پیدا کنم تا هر کاری که نیاز باشد در ارتباط با ضعف‌ها، متعهدانه عمل کنم، جنگ نکردن با نقايص و پذیرفتن اینکه این نقص‌ها به دلیل تکرار به صورت عادت، جزيی از وجود من شده، درک اینکه این نقايص چه خسارت‌هایی به بار آورده.

برای رهایی از ضعف‌ها اگر توفیقی حاصل نشد ناامید و خسته نشوم و به مسیر رو به جلوی خود ادامه دهم و ازو بیان جملاتی مانند بیمارم و نقايص خودش درست خواهد شد اجتناب کنم و متعهدانه پیگیر رفع نقايص باشم با انجام رهنمودهای این قدم تاثیراتش را در زندگی شاهد خواهم بود و خود را بهتر به اصول و برنامه نیازمند می‌بینم و از احساس آرامش نسبی برخوردار خواهم شد.
پاسخ
#5
تسلیم در هر قدم مفهوم و کاربرد خودش را دارد :وقتی قبوا دار شدم نواقص دارم و از جنگ سرباز زدم تسلیم می شوم و قتی نواقصم را می پذیرم و از جنگ جدال دست می کشم تسلیم هستم ..سپردن فروتنانه . قدم ششم با قدم یک وسه رابطه عمیق دارد .
برای دوری از مواد عاجز عمل کردم برای برطرف شدن نواقص هم باید عاجز و هم عاقل عمل کنم هم به خداوند بسپارم
عاجز بودن و پذیرفتن و ناتوانی در برابر نواقص باعث تسلیم می شود و این تسلیم در این قدم باعث تغییرات مثبت شخصیتی در من می شود
پاسخ
 سپاس شده توسط admin ، ssaeedg ، ناظر9 ، ناظر7 ، حـمـیـد ، ناظر2
#6
برای دوری از مواد عاجز عمل کردم برای برطرف شدن نواقص هم باید عاجز و هم عاقل عمل کنم هم به خداوند بسپارم.
عاجز بودن و پذیرفتن و ناتوانی در برابر نواقص باعث تسلیم می شود و این تسلیم در این قدم باعث تغییرات مثبت شخصیتی در من می شود.
پاسخ
 سپاس شده توسط admin ، ناظر9 ، ناظر7 ، حـمـیـد ، ناظر10
#7
سلام
برای اجرای قدم ها نیاز به تسلیم در برابر اصول انجمن است.این نوع تسلیم در برابر مسائلی است که ممکن است من هیچ نقشی در آن نداشته باشم.اما باید بپذیرم که این نوع رنجش و احساسات رو هم قبول داشته و به دنبال نقش خودم باشم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، ناظر7 ، حـمـیـد ، ناظر10
#8
_سرزنش خودمان ودیگران یعنی فرارکردن ازپذیرش نواقصمان، واین بزرگترین مانع درراه عمیقترشدن تسلیم درمااست.تااینجاآنقدرازنواقصم استفاده کرده ام که خسته شده ام دردکشیده ام آگاه شده ام مسئولیت نواقص وکارهایم راپذیرفته ام وتوکل کرده وبه خداوندسپرده ام.
بااقرارکردن به نواقصم وپذیرفتن آنها بادست برداشتن از اراده شخصی واینکه بپذیرم وباورکنم که خداوندبرطرف خواهدکرددعاومراقبه میکنم خودم رادرشرایط قرارنمیدهم وکمترازنواقصم استفاده میکنم واین یعنی تسلیم هستم.
حالالازم است خودم رابیشترزیرذره بین ببرم وبه گونه ای دیگرومتفاوت ازقبل عمل کنم وبازندگی بااصول روحانی درخودم تمایل بیشتری ایجادکنم وبازندگی درلحظه وفقط برای امروز تسلیم خودم را عمیقترکنم.
دیگربایددست ازجنگ برداریم وباتقویت روندایمان آوری اعتمادکرده وبسپاریم باحضورمرتب درجلسات،تماس منظم باراهنما،تجربه گرفتن ازدوستان قدیمی بهبودی والگوبرداشتن از افرادموفق درانجمن،بامطالعه وکارکردن صادقانه قدمها،خدمت کردن بلاعوض،دست برداشتن ازخودخواهی وخودمحوری،دست برداشتن از خودم میدونم وخودم میتونم،بازنگه داشتن دریچه افکار واینکه باورقلبی داشته باشم که من باید اقدام وعمل خودم را انجام بدهم واجازه بدهم خداوندهم کارخودش را انجام بدهد وایمان داشته باشم که خداونداین نواقص را ازمن خواهدگرفت باداشتن صداقت روشن بینی وتمایل تسلیم من عمیقترخواهدشد
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر8 ، ناظر9 ، ناظر7 ، حـمـیـد ، ناظر5
#9
سلام وقت همگی بخیر باشه
بچه ها راستش من قدم دست و پا شکسته کار کردم اونم تا قدم ۳ و بعد از شش سال و اندی تمام رشته هایی که ساخته بودم پنبه شد و سقوط ازاد کردم. طبیعتاً من نباید جواب این سوالو به شما اساتید و بزرگواران بدم ولی از اونجایی که حالم بده باید مشارکت کنم و از اینکه 
تحمل میکنید ممنونم . 
‌‌تسلیم من موقعی عمیق تر میشود که بخاطر داشته باشیم ، ما مریضهایه در حال بهبودی هستیم و فقط مشکل ما تنها به مواد مخدر خلاصه  نمیشود. 
وقتی ما بجایه اقرار، قلباً بپذیریم که ما مریضهایه در حال بهبودی هستیم و با نواقصمان داریم زندگی میکنیم و برایه بهبودیه انها ما باید نسبت به ٫ نه تنها مواد بلکه نسبت به همه چیز که ما را در راه بهبودی ثابت قدم نگه میدارد تسلیم باشیم .
خلاصه تر بگم اول باید ما نسبت به نواقصمان و مواد مخدر عاجزانه تسلیم باشیم تا بتوانیم در راه بهبودی و کمرنگ کردن نواقصمان قدم برداریم .
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، ناظر7 ، حـمـیـد ، ناظر 1 ، آرین ی
#10
سوال 9: تسلیم من در این قدم چگونه عمیق تر می شود ؟
(قدم ۶)
تسلیم برای من درقدم ۶ یعنی دست از کنترل نواقص بردارم ، یعنی بپذیرم که من درمقابل نواقصم هم عاجزم، 
تسلیم در قدم شش یعنی سپردن نقصهایم به خداوندی که خود درک میکنم .
شاید درک ما ازتسلیم همیشه درحال تغییرباشد اما نیاز ما به آن هرگزتغییرنمیکند.
امروزمفهوم تسلیم برای من،تسلیم شدن دربرابراین واقعیت است که بایست تاآخرعمرتسلیم بمانم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، ناظر2
#11
باسلام خدمت همگی.
بنظر من تسلیم من زمانی عمیق تر میشه که متوجه میشم من هیچ کاری نمیتونم برای نواقصم انجام بدم بنظر من بدچشمی، بددهنی ،پرخوری، دزدی یاهر چیزدیگه‌ای نقص نیست بلکه اینها رفتارها و اعمالی هستند که از روی نقص به حرکت درمیان به عنوان مثال من آدم طمع کاری هستم و میرم دزدی میکنم پس نقص من دزدی نیست،نقص من طمع هست دزدی فقط عملی هست که من از روی نقص طمع انجام میدم من باید به فکر نقص طمع باشم چون تا طمع من برطرف نشه هرروز درگیر یک رفتاریم یکروز پرخوری،یک روز تحمیل گرایی، یک روز دزدی یک روز...... وهم هم از نقص طمع سرچشمه میگیرن و زمانی تسلیم من عمیق تر میشه که میبینم من هیچ کاری نمیتونم برای نقصم انجام بدم وهرچی بیشتر زور میزنم جلوشو بگیرم قدرتمند تر میشه من فقط باید قدم یک،دو چیه رو به اجرا بزارم مثل همون مواد مخدر. باید پرهیز کنم از کارهایی که میدونم بده، مشورت بگیرم و باور کنم که خداوند می‌تونه اینو برطرف کنه و فقط وجود و تاثیر حضور خداونده که اینو کمرنگ می‌کنه و سپردن به خداونده که تسلیم منو عمیق تر می‌کنه و این چیزی نیست که یه شبه درکش کنم و بفهممش بلکه نتیجه کلی بالا پایین زدن،زور زدن ،دعا کردن و..... هست که متوجهش میشم واین یک مسیر کاملا طبیعیه مثلاً من خودم الان بعد از 3سال پاکی هنوز نمیدونم فرق بین زور زدن و تمرین اصل روحانی تمایل تو قدم شیش چی هست  و این هم یک فراینده که به مرور زمان به وسیله کار کردن قدم‌ها درست میشه
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، ناظر10


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان