امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
واقعیت گرا بودن
#1
واقعیت گرا بودن
برخی اوقات همه مان به تجدید قوا نیاز داریم ,چه از نظر جسمی, چه از نظر احساسی و چه از نظر روحی. با وجودی که این جنبه ها به یکدیگر مرتبط هستند ,در اینجا آنها را جدا از یکدیگرعنوان می کنیم تا بتوانیم راحت تر راجع به آنها صحبت کنیم. همانطور که درزمان خستگی جسمی ممکن است از نظر احساسی بسیار حساس تر باشیم, امکان اینکه درزمان خستگی احساسی مریض شویم بیشترخواهد بود. وقتی که از نظر روحانی کاملأ خسته و تهی می گردیم, می توانیم بطور عمیقی کمبود احساس امنیت را تجربه کنیم. برخی از ما بهترین وضعیت را در زمان جنب و جوش داشتن و سرشلوغی دارا خواهیم بود. بعضی دیگر از ما از طریق تنها و آرام بودن تجدید قوا می کنیم که این می تواند به سادگی, یک مراقبۀ سریع و یا حضور در یک جلسه باشد .
شاید درخواست کمک نمودن بهترین کاری باشد که می توانیم درحق خود و همچنین درحق اطرافیانمان انجام دهیم .
وقتی می بینیم که برنامه درزندگی عضو دیگری کاربرد داشته است به تعهد خود نسبت به برنامه اذعان نموده و امید را تجربه می کنیم. یکی از اعضا اینطور گفت: " در مقطع ده سال پاکی سرم به دیوار خورد اما چیزی که باعث شد به برنامه بازگردم شورواشتیاق یک عده تازه وارد بود که مرا از خواب بیدار کرد. این همان شور و اشتیاقی بود که در اوائل ورود به انجمن مرا پاک نگاه داشته بود". قبل از اینکه تغییر را درخودمان ببینیم ,متوجه رخ دادن آن در دیگران می گردیم .
برخی از ما بواسطۀ کارکردن با تازه واردها رشد نموده و شکوفا می گردیم. ما فقط با بخش ش آنچه که داریم آن را حفظ می کنیم اما تا زمانیکه شروع به بخشش نکرده ایم نمی دانیم چه در اختیار داریم. درهمان لحظه ای که مشغول
کمک کردن به عضوی هستیم که یا درحال دردکشیدن است و یا ازعهدۀ مشکلاتش برنمی آید, منابعی را درخود کشف می کنیم که از وجود آنها هیچ اطلاعی نداشتیم. وقتی می بینیم کسی واقعأ برنامه را درک کرده و به سمت جلو پرواز می کند, چنان حس سپاسگزاری درما بوجود می آید که هرگز تجربه اش نکرده بودیم .ما حق نداریم تصمیم بگیریم که چه کسانی باید به بهبودی دست یابند و به چه کسانی باید کمک شود. برخی اوقات دیدن جرقه و روشنایی دردیگران برای چند لحظه و سپس مشاهدۀ خاموشی شعلۀ بهبودی در همان افراد, می تواند برایمان دشوار باشد. این فرایندی است که ممکن است دوباره و دوباره اتفاق بیافتد . زمانی که درصحنه حضور یافته و سهم خود را انجام می دهیم, پیام مان حمل می گردد .یکی از اعضا چنین مشارکت کرد: "وقتی قدم ها را به کسی انتقال می دهم, احساس می کنم وسیله ای برای ابراز ارادۀ نیروی برتر خود گشته وخودم اختیاری ندارم. تنها مسئولیت من این است که درهمان نزدیکی حضور داشته باشم."
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، Essi.toobchi ، ناظر9 ، ناظر۳ ، ناظر14
#2
 یکی از واقعیتهایی که در انجمن آموختم : پاکی فقط روبرو شدن با چالش های زندگیست و بهبودی آموختن  راه  و روش زندگی ....
از جمله مشکلاتم در زندگی اعتیادی ومصرف این بود که هرگزحاضر نبودم واقعیات زندگیم رو ببینم وبا حقیقت انچه که هستم روبرو بشم وبه جای اینکه مشکلم رو حل کنم با مصرف بیشتر مشکلاتم رو بیشتر کردم . اما امروز برای دیدن بهتر واقعیات زندگیم سعی میکنم ببینم 
وبااصول دوازده قدم جهت رفع اون حرکت کنم . شاید دیدن حقایق دردناک زندگیم سخت هم باشه اما حقیقت این هست که من باید بپذیرم . آرامش داشتن وحل مشکلات برای من نه یک کابوس هست ونه یک ارزو و نه یک رویا . بلکه برای زندگی که دوست دارم تلاش میکنم و سعی میکنم با حقایق روبرو بشم  وزندگی کنم . زندگی مجموعه ای است از فرصت ها  و من حق انتخاب دارم ... علائم مسیر راه بهبودی نشانه است  یک هشدار است  عطسه که میکنم   نشان سرماخوردگی است ...  
در روابطم اعتراض دیگران  نشانه  ضعف های من است  برخورد سرد همسرم  نشان از بی مسئولیتی من است  پاسخ سرد راهنمایم  نشان از خود مهوری من است.. ودیگه از این موارد حقیقت زندگی امروزم هستند .که خود حقیقی ام را ببینم و بپذیرم و واقعیت را انکار نکنم.
پاسخ
 سپاس شده توسط Essi.toobchi ، admin ، admin.a ، ناظر9 ، ناظر۳ ، ناظر14
#3
وقتی که قدمها بخشی دائمی از زندگی مان
شدند Heart بطور مرتب از ما خواسته می شود زندگی مان را بازبینی کنیم و آنچه را که برایمان کار می کند و آنچه را کهبه کار بیشتری نیاز دارد Heart شناسایی نماییم
پاسخ
 سپاس شده توسط toobchi ، admin ، حـمـیـد ، admin.a ، ناظر9 ، ناظر10 ، ناظر۳ ، ناظر14
#4
ماباکارکردن قدمهادرواقعایه بازبینی کلی واساسی تسبت به خودشروع میکنیم واین بازبینی مادامی که درانجمن معتادان ومسیربهبودی هستیم برای واقعه گرابودن ماکمک میکنه
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، admin ، ناظر9 ، حـمـیـد ، ناظر10 ، ناظر۳ ، ناظر14
#5
کارهایی که برای توسعۀ انجمن مان انجام داده ایم, باعث شده که یک تازه وارد کنونی, تجربه, نیرو و امید بیشتری را
نسبت به اوائل تأسیس انجمن, در دسترس داشته باشد. درعین حال مهارت هایی که برای کمک به یک جامعۀ محلی و
نوپای NA بدست آورده ایم, ممکن است با آنچه که برای حفظ اتحاد و ثبات در جوامع پاگرفته نیاز داریم, تفاوت
داشته باشد. بنابراین ممکن است درمعرض عقب افتادن یا جا ماندن از مابقی انجمن قراربگیریم. به اعضای بسیار
قدیمی دایناسورنیز گفته می شود و می دانیم که در طبیعت نسل چنین موجوداتی منقرض گشته است. متصل بودن به
انجمن ما را مجبور به تغییر نموده و کمک می کند تا رشد کنیم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، حـمـیـد ، ناظر۳ ، ناظر14
#6
شاید این عجیب به نظر بیاید اما باید اجازه دهیم که رهجوهایمان از ما جلو بیافتند و دیگر به ما نیاز نداشته باشند. اگرتا مدتی راهنمای کسی بوده باشیم پذیرش اینکه آنها می خواهند راهنمایشان را عوض کنند می تواند برایمان مشکل باشد. دانستن اینکه ایشان مسئولیت بهبودی خودشان را به عهده گرفته اند ما را خوشنود نموده و به ما نشان می دهدکه وظایف خود را خوب انجام داده ایم. به همین ترتیب به عنوان یک انجمن نیز رشد خود را می بینیم. آن دسته از ماکه از اوائل کار انجمن در اینجا بوده ایم, می توانیم هم جنبه های شیرین و هم جنبه های تلخ این مسئله را ببینیم.

(پاک زیستن)
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، حـمـیـد ، ناظر10 ، ناظر۳ ، ناظر14
#7
شاید درخواست کمک نمودن بهترین کاری باشد که می توانیم درحق خود و همچنین درحق اطرافیانمان انجام دهیم. وقتی می بینیم که برنامه درزندگی عضو دیگری کاربرد داشته است به تعهد خود نسبت به برنامه اذعان نموده و امید را تجربه می کنیم. یکی از اعضا اینطور گفت: " در مقطع ده سال پاکی سرم به دیوار خورد اما چیزی که باعث شد به برنامه بازگردم شورواشتیاق یک عده تازه وارد بود که مرا از خواب بیدار کرد. این همان شور و اشتیاقی بود که در اوائل ورود به انجمن مرا پاک نگاه داشته بود". قبل از اینکه تغییر را درخودمان ببینیم, متوجه رخ دادن آن در دیگران می گردیم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر14
#8
کسی که سالهای زیادی در یک حباب غیر واقعی که از انکار و ترس و خود فریبی زندگی  قلابی و پوچ را سپری کرد میتواند توسط انجمن مهتادان گمنام به یک زندگی واقعی و شاد برگردد شاید بهتر است پیام انجمن را مرور گنیم که میگوید یک معتاد میتواند مواد مخدر را کنار بگذارد اشتهای مخدر را از دست بدهد و یک روش جدید زندگی جدیدرا امتحان کند، من در به اجرا گذاشتن یک روش جدید برای زندگی با واقعیت اشنا شدم و واقعیت ها را تک به تک میبینم، اما نظر میرسد واقع بین بودن با موضوع واقع گرا بودن متفاوت است من خیلی از واقعیت های زندگی ام را در طول مدت پاکی توسط نوشتن قدمها دیدم اما در بسیاری از انها هیچ گرایشی به واقعیت ها نداشتم و به سمت انها هیچ حرکتی نکردم علت این بود که در بسیار از اعمال و رفتارم هنوز انکار واقعیت ها مانع از حرکتم میشوند دریافته ام که هیچ گاه یک ائینه کثیف و کدر یک تصویر را بخوبی نشان نمیدهد تا من از دیدن آن لذت ببرم 
واقع گرا بودن با ذات بیماری که دارم کاملا متضاد است و اعتیاد تمام تلاشش را میکند تا من به سمت واقعیت درونی و زندگیم سوق پیدا نکنم من به این موضوع که بهبودی یک سفر مادامالعمر است امید دارم و متوجه هستم کارکرد قدم ها یک کار روزانه و مستمر است
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، ناظر۳


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان