اگر می خواستم با اراده و نیروی خودم کارهایم را انجام بدهم امروز هزاران کار داشتم که هنوز هیچ کدام از انها را انجام نداده بودم نیرو و اراده ی من به تنهایی چوب لای چرخ طبیعت بود چرا که تصمیمات من همیشه بر مبنای خود محوری و خود خواهی یود نیرو و ارادهی من به تنهایی نمی توانست قدم ها را کار کند مرتب به جلسات برود خدمت کند ترس های و وسوسهها را زیر پا بگرارد ولی با استفاده از یک نیروی برتر به علاوه نیرو ی خودم توانستم این کارها را انجام بدهم
در زمان مصرف با نیروی اراده شخصی با خود محوری تصمیم به قطع مصرف می کردم چون غرور و منیت همراهم بود مجددا این ارادهی شخصی بعد از گذشت زمان کوتاهی رو به تحلیل می رفت و عود بیماری را در پی داشت ولی امروز نیروی اراده ی خداوند را گشا می باشد
در زمان مصرف با نیروی اراده شخصی با خود محوری تصمیم به قطع مصرف می کردم چون غرور و منیت همراهم بود مجددا این ارادهی شخصی بعد از گذشت زمان کوتاهی رو به تحلیل می رفت و عود بیماری را در پی داشت ولی امروز نیروی اراده ی خداوند را گشا می باشد

