۱۴۰۵/۲/۲۱، ۰۲:۵۵ صبح
(۱۳۹۸/۱۰/۲۷، ۰۴:۴۷ عصر)admin.a نوشته است: سوال 8 : چرا تغییر رفتار تنها ، برای جبران خسارتی که زده ام ، کافی نخواهد بود ؟تصوری که از این دو سوال برای من پیش میآید این است که اگر عذرخواهی و تغییر رفتار برای جبران خسارت کافی نیست پس دیگر چه غلطی باید بکنم؟! از جان من چه میخواهی!
متوجه شدم این دقیقاً واکنشی است که در موقعیتهای واقعی برای مواقعی که خسارت زده انجام میدهم فکر میکنم عذرخواهی و عوض کردن رفتارم کافیست دیگر. اینطور نیست. تو باید آن خسارت را جبران کنی در عمل. آقا پول طرف را بده! اینکه بگویی دیگر پولت را نمیدزدم ،برای این پولی که دزدیدهای آب و نان نمیشود. برای خسارت عاطفی احساسی و روانی که به کسی میزنم اینکه عذر بخواهم و رفتارم را در تغییر بدهم آن زخم را درمان نمیکند. آن زخم را زدهام و واقعی است. باید آن را مرهم بنهم و درمان کنم. با چه چیز؟ آها قسمت ساخت کار همین جاست. ولاً که نمیدانم چگونه دوماً که تمام نقصهای من و بیماری من روبرویم ایستاده است غرور انکار سهل انگاری راحت طلبی بیتفاوتی. بله برای جبران به یک کار اضافه نیاز است. یک کار که اتفاقاً برایم خیلی سخت است چرا من فقط یک حرف گفتم که کمی بیملاحظگی در آن بود و الان باید علاوه بر عذرخواهی و تغییر رفتار پاشوم بروم بیرون و هزینه کنم و یک هدیه هم به نشان عذرخواهی و جبران و مرهم زخمی که زدهام بگیرم بیاورم؟ بله در عمل باید جبران کنم و این قسمت سخت ماجراست که میتواند تغییر واقعی به وجود بیاورد چه در خودم چه در طرف مقابل. چون برای من تظاهر به پشیمانی خیلی راحت است. تغییر رفتار در لحظه هم خیلی خیلی راحت است چون متخصص رنگ عوض کردن هستم به خاطر عدم ثبات ذاتی که دارم. همه اینها باعث میشود که یک لایه انکار حرفهای بکشم روی بیماری و نقصهام تا فقط تظاهر و ماستمالی کنم و هیچ تغییر واقعی صورت نگیرد. با عبور از روی غرور و انکار و راحت طلبی است( آن کار سخت) که چیزی درون من تغییر میکند. یک حس تازه و فضای تازه و آزادی تازه را تجربه میکنم.

