امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بهبودی و لغزش
#1
؟
پاسخ
#2
بسیارى از مردم تصور مى‌کنند مفهوم بهبودى فقط مصرف نکردن موادمخدر است. آن ها لغزش را نشانه شکست کامل و پرهیز به مدت طولانى را ، علامت موفقیت کامل مى‌دانند . اما تجربه ما که برنامه بهبودى معتادان‌گمنام را دنبال مى‌کنیم، نشان داده است که مسئله به این سادگى نیست . گاه لغزش براى عضوى که قدرى با انجمن ما مربوط شده است مى‌تواند چنان تجربه تکان دهنده‌اى باشد که او را وادار به دنبال کردن جدى‌ تر این برنامه کند. در حالی که اعضاى دیگرى را مى‌بینیم که با وجود پرهیز دراز مدت ، هنوز در اثر ناصادقى وخود فریبى قادر نیستند از بهبودى کامل و پذیرش اجتماعى بهره‌مند شوند . امادر مجموع ، پرهیز کامل و مداوم ، تماس و همسانى با اعضاى گروه‌هاى NA بهترین راهى است که زمینه رشد را فراهم مى‌کند .

با آن که معتادان در اصل همگى مانند یکدیگرند ، اما به عنوان فرد ، شدت بیمارى و سرعت بهبودى ما با یکدیگر تفاوت دارد. بعضى از اوقات لغزش ممکن است زمینه‌اى فراهم کند که نهایتاً به آزادى کامل منتهى شود ، اما در اوقات دیگر ، آزادى به آن بستگى دارد که با سماجت و عزم راسخ ، هر چه پیش آید ، دو دستى به پاکى خود بچسبیم تا از مرحله بحرانى بگذریم . معتادى که بتواند به هر طریق نیاز و میل به مصرف را حتى براى یک مدت کوتاه ، ندیده بگیرد و اختیار افکار غیر ارادى و رفتار اجبارى خود را داشته باشد، به نقطه عطفى رسیده است که مى‌تواند در بهبودیش سرنوشت ساز باشد . گاه موازنه احساس آزادى و استقلال حقیقى ما به هم مى‌خورد و با آن که ظاهراً مى‌دانیم هر چه داریم در اثر اتکاء به یک نیروى برتر ، کمک کردن و کمک گرفتن از دیگران و هم دلى بدست آمده است ، امّا میل به تکروى و در دست گرفتن دوباره اختیار زندگى ، ما را به طرف خود مى‌کشد . در طول دوران بهبودى، هیولاهاى زندگى گذشته به دفعات به سراغمان خواهند آمد . ممکن است احساس کنیم که زندگى دوباره بى‌معنا ، یک نواخت وکسل کننده شده است . ممکن است مغزمان از تکرار اصول تازه‌اى که در زندگى پیدا کرده‌ایم ، خسته شود و از لحاظ جسمى نیز به خاطر انجام مکرر فعالیت‌هاى تازه‌مان احساس کوفتگى کنیم . اما با این حال ما مى‌دانیم که اگر این کارها را تکرار نکنیم ، مطمئناً  رفتار قدیم خود را دوباره از سر مى‌گیریم . اگر از چیزى که داریم استفاده نکنیم آن را از دست مى‌دهیم . این دوره‌ها معمولاً بهترین دورانى هستند که ما در آن رشد و پیشرفت مى‌کنیم . با آن که شاید ظاهراً جسم و فکر ما از تمام این چیزها خسته به نظر برسند ، امّا ممکن است قوه محرکه تغییر و تبدیل حقیقى ، در عمق وجودمان در صدد پیدا کردن راهى باشد که بتواند انگیزه‌هاى درونى ما را دچار تحول کند و زندگى‌ مان را تغییر دهد
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin ، قدرت ، HesamB
#3
هدف ما،نه فقط پرهیز جسمى بلکه بهبودى از طریق تجربه  به کارگیرى قد مهاى دوازد هگانه است. لازم است براى پیشرفت خود زحمت بکشیم. از آن جا که یک فکربسته، به هیچ وجه ظرفیت پذیرش اید ههاى نو را ندارد، بنابراین باید به طریقى روزن هاى براى نفوذ در آن پیدا کرد و چون فقط خود ما م ىتوانیم این کار را براى خود انجام دهیم، از این رو لازم است مواظب دو دشمن درونى خود، بى تفاوتى و تنبلى باشیم. این طور به نظر م ىرسد که مقاومت در برابر تغییر، در خون ماست و فقط چیزى مانند یک انفجار اتمى مىتواند زمین ههاى لازم را براى اصلاح یا تغییر مسیردر ما به وجود آورد. لغزش، اگر از آن جان سالم به در ببریم، میتواند گوشزدي باشد جهت جلوگیري از فرایند تخریب. 
پاسخ
#4
ما مایلیم که محل بهبودىمان جاى امن بوده و تحت تاثیر هیچ عامل
خارجى نباشد. براى حفاظت از انجمن، تاکید مىکنیم هیچ نوع ماده مخدر و یا
وسائل مصرف آن به جلسات آورده نشود. Heart Heart Heart Heart
پاسخ
#5
به دنبال شرکت در چند جلسه، به مرور این احساس در ما به وجود مىآید
که سرانجام به جایى تعلق پیدا کردهایم. در این جلسات، با قدمهاى دوازدهگانه
معتادانگمنام، آشنا مىشویم و چگونگى به کار گرفتن قدمها را به ترتیبى که
آمدهاند مىآموزیم و به طور روزانه از آن ها استفاده مىکنیم. این قدمها،
مشکل گشاى مسائل ما هستند و حیات ما بدانها بستگى دارد. آن ها، Heart Heart Heart
پاسخ
#6
بهبودی و لغزش

در شخصیت خود آزار ما گرایشى وجود دارد که خواهان شکست ماست . اکثر ما احساس مى‌کنیم که لایق موفقیت نیستیم . این احساس ، در تمام معتادان مشترک است . افسوس به حال خود ، یکى از نواقص مخرب ماست و تمام انرژى مثبت را ازما مى‌گیرد . ما توجه‌ مان را بر روى هر چیزى که به مراد دل مان پیش نمى‌رود متمرکز کرده و تمام زیبائى‌ هاى دیگر زندگى را فراموش مى‌کنیم . بدون آن که تمایلى براى بهبود زندگى خود داشته باشیم و یا اصلاً میلى براى زنده ماندن هنوز در ما باشد ، مرتباً رو به تحلیل مى‌ رویم . بعضى از ما دیگر هرگز دوباره بر نمى‌ گردیم.
پاسخ
#7
داشتن دوستانى که سرنوشت ما برایشان
اهمیت داشته باشد، مسئله بسیار مهمى است. ما جاى خود را در انجمن باز
مىکنیم و به گروهى که جلسات آن ما را در بهبودى کمک کند مىپیوندیم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، حـمـیـد ، ناظر10
#8
سلام داریوش معتاد
فکر کردن به وقایع روزانه و شرکت در جلسات به بهبودی من کمک می کند.اگر برنامه معتادان گمنام را به صورت روزانه و مرتب کار نکنیم دچار لغزش روحانی می شویم.لغزش روحانی زمینه ساز لغزش جسمی می شود.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10
#9
لغزش، یک واقعیت است و مى‌تواند اتفاق بیفتد و اتفاق مى‌افتد.
بنا به تجربه ما کسانى که برنامه بهبودى ما را به طور روزانه دنبال نمى‌کنند دچار لغزش مى‌شوند و ما آن ها را مى‌بینیم که در جستجوى بهبودى، دوباره به انجمن باز مى‌گردند.

کتاب پایه
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10
#10
کمک کردن و کمک گرفتن از دیگران و هم دلى بدست آمده است، اما میل به تکروى و در دست گرفتن دوباره اختیار
زندگى، ما را به طرف خود مىکشد. در طول دوران بهبودى، هیولاهاى زندگى گذشته به دفعات به سراغمان خواهند آمد
پاسخ
#11
اما در اوقات دیگر، آزادى به آن بستگى دارد که با سماجت و عزم راسخ، هر چه پیش آید،
دو دستى به پاکى خود بچسبیم
پاسخ
#12
سلام
بهترین شرایط در زندگی تماس با راهنما است.در هر شرایطی کمک گرفتن از راهنما میتواند در این فرایند به من کمک کند.نشریات مسیر اصلی را به من نشان می دهد.
پاسخ
#13
هدف ما،نه فقط پرهیز جسمى بلکه بهبودى از طریق تجربه به کارگیرى قدمهاى دوازدهگانه است. لازم است براى پیشرفت خود زحمت بکشیم. از آن جا که یک فکربسته
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد
#14
با سلام خدمت شما همدردان عزیز تجربه لغزش من به اینصورت بود که بعد از 6 سال و 9 ماه پاکی لغزش کردم زمانی که به خودم اومدم در حال مصرف کردن الکل بودم و طولی نکشید مثل جارو برقی تمام مواد مخدر موجود را یکی پس از دیگری امتحان و استفاده میکردم که حال خوبی رو تجربه کنم  و حال خوب که تجربه نمیکردم هیچ روز به روز خسارت و تخریبم به خود و اطرافیانم بیشتر میشد ، لغزش به یکباره اتفاق نمی افته من با یه خط در میان اومدن به جلسات و مشارکت نکردن حال و احساس روزمره و کار نکردن قدمها و ارتباط نگرفتن با راهنما باعث شد کاملا حال و احساسم به هم بریزه و به دنبال حال خوبی بیرون از جلسات بودم که به ارتباط گرفتن با جنس مخالف منتحی شد و این شد که در جلسات بجای اینکه به مشارکت اعضا گوش بدم و یا خودم مشارکت کنم در جلسات همش در حال پیامک بازی بودم تا یه روز به اصرار جنس مخالف در زمین بازی قرار گرفتم و .............. Confused
پاسخ
 سپاس شده توسط Darush sistan ، حـمـیـد
#15
سلام
 
پس ازمدتی پاک ماندن در جلسات امکان دارد که فکر کنیم حال همه چیز را می دانم ونیاز به تماس با راهنما ویا رعایت همه اصول بهبودی نیست وبرای بیشتر کارها وخدمات از غرور استفاده می کنم به همین منوال من خودم را به سمت لغزش میبرم بدون اینکه آگاه باشم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان