امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ما بهبود پیدا میکنیم
#1
؟
پاسخ
#2
ما بهبود پیدا می کنیم
 ضرب المثلى است که مىگوید  « سیاست غریبه را آشنا مىکند » : اما در جمع ما « اعتیاد، غریبه را همسان مى کند »
با آن که ممکن است داستان هر یک از  مابا دیگرى تفاوت داشته باشد اما در نهایت همگى ما یک وجه مشترك داریم.
این بیمارى یا اختلال مشترك، اعتیاد نام دارد. ما از دو چیز که درساختار
اعتیاد واقعى به کار رفته است به خوبى مطلع هستیم: وسوسه و اجبار. وسوسه
همان فکر ثابت و سمجى است که بارها و بارها ما را به طرف موادمخدر مورد
علاقه مان و یا مشابه آن مى کشد، تا بلکه همان حالت رخوت و خوشى را که
زمانى تجربه کرده ایم دوباره بدست آوریم.
اجبار: وقتى ما این جریان را با یک سرنگ، یک دود، یک قرص و یا یک
لیوان مشروب به حرکت در مىآوریم، دیگر نمىتوانیم به اراده خودمان جلوى
آن را بگیریم. ما به خاطر حساسیت جسمى مان به موادمخدر، کاملاً در چنگال
یک قدرت نابود کننده ما فوق خود گرفتاریم.

وقتى ما به آخر خط مىرسیم و درك مىکنیم که چه با موادمخدر و چه
بدون آن، نمىتوانیم مانند یک انسان زندگى کنیم، همگى با یک مسئله بغرنج
روبرو هستیم. آیا کار دیگرى مانده است که انجام نداده باشیم؟ اینطور به نظر
مىرسد که دو راه بیشتر نباشد، ما یا مىتوانیم از سریعترین راه ممکن روانه
عاقبت تلخ خود یعنى زندان، تیمارستان یا مرگ شویم و یا راه تازهاى براى
زندگى پیدا کنیم. درگذشته، تعداد بسیار کمى از معتادان شانس پیدا کردن راه
دوم را داشتهاند، اما معتادان امروز خوشبخت تر هستند. براى اولین بار در تاریخ
بشر راه ساده اى براى معتادان پیدا شده که تأثیر آن در زندگى بسیارى از آن ها
به اثبات رسیده است و دردسترس همه قرار دارد. این برنامه، یک برنامه
روحانى ساده و غیر مذهبى، به نام معتادان گمنام است.
پاسخ
 سپاس شده توسط Nazer 5 ، حـمـیـد ، admin ، محمدمهدی ۱۲ ، Amir_ash ، HesamB
#3
حدود پانزده سال پیش وقتىکه اعتیاد مرا به نقطه عجز، بیهودگى و تسلیم
را پیدا کردم. در آن انجمن AA هنوز تشکیل نشده بود و من NA کامل رساند
با معتادان دیگرى آشنا شدم که آن ها هم راه حل مشکل خود را در آن برنامه
پیدا کرده بودند، اگر چه مىدانستم که هنوز تعداد زیادى سراشیبى
سرخوردگى، خوارى و نیستى را طى مىکنند و نمىتوانند متوجه همسانى خود
شوند. وجوه مشترکى که آن ها مىدیدند در حد علائم ظاهرى AA و الکلىها در
خلاصه مىشد و به حدود عمیقتر احساسات و عواطف که در آن همدلى تبدیل
به مرهمى درمانى براى تمام معتادان مىشود، نمىرسید. در ماه جولاى سال
که به ما و برنامه AA 1953 به کمک چند نفر از معتادان و عدهاى از اعضاى
اعتقاد زیادى داشتند، انجمنى را که اکنون به نام معتادانگمنام مىشناسیم،
شروع کردیم. ما احساس مىکردیم که پس از آن معتادان مىتوانند از افرادى
که بهبودىهاى درازمدت دارند به عنوان نمونه استفاده کنند و همسانىهایى را
که براى متقاعد کردن خود لازم دارند در آن ها ببینند و به خود بقبولانند که
آن ها هم مىتوانند پاك بمانند.
پاسخ
#4
اعتیاد و بهبودی هر دو پیشرونده هستند.به ندرت امکان دارد که ما ساکن و بی حرکت باشیم.ما تقریباً همیشه یا بهتر می شویم یا بیمارتر.(پاک زیستن ص 48)
پاسخ
#5
از کجا آمدهایم و اگر لغزش کنیم این بار وضع به مراتب
خرابتر و بدتر مىشود. اینجاست که بیش از هر وقت دیگرى به برنامه نیاز
داریم و متوجه مىشویم که باید آستین ها را بالا بزنیم.
پاسخ
 سپاس شده توسط محمدمهدی ۱۲ ، admin1 ، admin ، Amir_ash ، حـمـیـد
#6
در دوران مصرف، دنیاى واقعى آن قدر براى ما دردآور شده بود که فراموشى
رابدان ترجیح مى دادیم . ما سعى میکردیم درد خود را از دیگران پنهان کنیم.
منزوى شده و در بند زندانهایى که از تنهایى خود ساخته بودیم، روزگار
میگذراندیم و بالاخره از روى ناچارى دست به دامن معتادان گمنام شدیم.

Heart Heart Heart Heart Heart Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط محمدمهدی ۱۲ ، admin1 ، admin ، Amir_ash ، حـمـیـد
#7
اگر طالب انچه كه ما داريم هستيد و حاضريد براي بدست اوردنش كوشش كنيد در ان صورت اماده ايد قدمهاي (((((خاصى))))) را برداريد !
اينها اصولي هستند كه زندگي مارا ممكن ساخته اند
پاسخ
 سپاس شده توسط محمدمهدی ۱۲ ، admin1 ، admin ، Amir_ash ، حـمـیـد
#8
سلام داریوش معتاد
من روز اول هیچ چیزی را قبول نداشتم و نمی پذیرفتم.پس از گرفتن راهنما و کار کرد قدم ها متوجه شدم که من از اوایل که به انجمن امدم تغییراتی در احساسات من بوجود امده و  در شرایط پاکی من چند مدت است وسوسه مواد ندارم و به فکر دیگران هستم.
پاسخ
 سپاس شده توسط محمدمهدی ۱۲ ، admin1 ، admin ، Amir_ash ، حـمـیـد
#9
تعریف بهبودی در فرهنگ لغت، «برگشتن به یک حالت اولیه» است. ولی این معنی ممکن است برای بعضی از ما شبهه ایجاد کند، چرا که «حالت اولیه» ما ممکن است چندان هم خوش و خرم نبوده باشد. در هیج دوره ای یادم نمی آید دست کم اندکی خرابکاری نکرده باشم، اگر چه نمی توانم این را با هر کسی در میان بگذارم.برای درک بهتر اینکه تعریف بهبودی چگونه در برنامه معتادان گمنام جای دارد، و همچنین برای درک و شناخت خودم بعنوان یک معتاد، معتاد در حال بهبودی و یک انسان، لازم است اول ببینم NA برای من بعنوان یک معتاد در حال بهبودی چه نقشی در اجتماع قائل است.

هدف من از بهبودی این است که عضوی مفید و سازنده در اجتماع باشم، رشد کنم و به رشد دیگران کمک کنم. بر خلاف گذشته بجای گرفتن، در پی بخشیدن باشم و با این اصل روحانی که می گوید منافع مشترک، مهم تر از منفعت شخصی من است زندگی کنم
پاسخ
 سپاس شده توسط محمدمهدی ۱۲ ، admin1 ، admin ، Amir_ash ، حـمـیـد
#10
تدریجاً عادات سابق را با روشهاى تازهاى در زندگى خود عوض کرده و
حاضر مىشویم که تغییر کنیم. به طور مرتّب به جلسات مىرویم. شماره تلفن
یکدیگر را مىگیریم و بهم زنگ مىزنیم. نشریات انجمن را مطالعه مىکنیم و از
همه مهمتر پاك مىمانیم. یاد مىگیریم که مکنونات خود را با دیگران به
مشارکت بگذاریم.
پاسخ
 سپاس شده توسط admin1 ، admin ، Amir_ash ، حـمـیـد
#11
اما ممکن است قوه محرکه تغییر و تبدیل حقیقى، در عمق وجودمان در صدد پیدا کردن راهى باشد که بتواند انگیزههاى درونى ما را دچار تحول کند و زندگىمان را تغییر دهد.
پاسخ
 سپاس شده توسط admin1 ، admin ، Amir_ash ، حـمـیـد
#12
داریوش معتاد
وقتی به اخر خط می رسیم و درک می کنیم که با مواد مخدر و چه بدون مواد مخدر نمی توانستیم مثل یک انسان زندگی کنیم به دنبال راهی می گشتیم که از این حالت بیرون بیاییم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که  باید روش زندگی و باورهایمان را تغییر دهیم پس شروع به اجرای اصول که در انجمن گفته شده کردیم.شروع این اصول با کارکرد قدم ها میسر شد.
پاسخ
 سپاس شده توسط admin1 ، ناظر 1 ، admin ، Amir_ash ، حـمـیـد
#13
اگر چه مىدانستم که هنوز تعداد زیادى سراشیبى
سرخوردگى، خوارى و نیستى را طى مىکنند و نمىتوانند متوجه همسانى خود
شوند. وجوه مشترکى که آن ها مىدیدند در حد علائم ظاهرى AA و الکلىها در
خلاصه مىشد و به حدود عمیقتر احساسات و عواطف که در آن همدلى تبدیل
به مرهمى درمانى براى تمام معتادان مىشود
پاسخ
 سپاس شده توسط admin ، ناظر 1 ، حـمـیـد
#14
ضرب المثلى است که مىگوید « سیاست غریبه را آشنا میکند » اما در جمع ما  « اعتیاد، غریبه را همسان میکند »  با آن که

 ممکن است داستان هر یک از ما با دیگرى تفاوت داشته باشد اما در نهایت همگى ما یک وجه مشترك داریم.
پاسخ
 سپاس شده توسط Amir_ash ، Amir_ash ، حـمـیـد ، ناظر10
#15
سلام

وقتی وارد انجمن شدم برای بهبودی ام نیاز بود از تجربه اعضا استفاده کنم پس راهنما برای خودم انتخاب کردم.راهنما از من درخواست کرد تا قدم ها را شروع نمایم.در حین کارکرد قدم ها متوجه شدم نیاز دارم تا یک سری افکار وباورهایم را باید تغییر بدهم وبه همین دلیل نیازدارم همیشه قدم ها را مرور نمایم واز تجربیات اعضا نیز استفاده نمایم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان