امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
#1
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin ، Essi.toobchi ، محمدمهدی ۱۲ ، ssaeedg ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر
#2
وقتی گرفتارجریان فکری وسوسه میشم بااحساسات واقعی خود بیگانه میشم افکارم تحت تاثیرریشه های بیماریم مثل لذت جوی وتاییدطلبی وارد چرخه بیماری میشه احساس توانایی میکنم واجباربه عمل به سراغم میاید درواقع بیماریم فعال میشود
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، Nazer 5 ، admin ، admin.a ، Essi.toobchi ، ناظر11 ، محمدمهدی ۱۲ ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر7 ، ناظر10
#3
وقتی که من نسبت به چیزی وسوسه دارم احساسات زیاد و گاهی متضاد در من شکل می گیرد و اولین انها  احساس نیاز است که سریعا هم می خواهم ان را به لذت طلبی ختم کنم و در یک لحظه توام با ان چند احساس قدرتمند و پیچیده به من حمله می کند
و بزرگترین انها احساس کمبود و نیاز و خلاء و از همه مهمتر لذت جوئی است و البته گاهی در حین وسوسه احساساتی همچون شک و تردید .بکنم یا نکنم
درماندگی و دودلی نگرانی و ناامیدی پوچی بی عرضگی و ناتوانی بی ارزشی و حقارت و گاهی اوقات هم یک احساس و ندای درونی که مرا از عواقب کارو دردهای ان  اگاه می کند سراغم می ایید
قسمت دوم سوال : زمانیکه من وسوسه می شوم فکرم متمرکز بر روی ان عمل لذت بخش است و هیچ چیز دیگر را در نظر نمی گیرم و با تمام قدرت به فکر رسیدن به هدف و لذت جوئی هستم
فکر من حالت تونلی پیدا می کند و اشتغال فکری مرا در بر می گیرد و افکار من تماما در ارتباط با ان وسوسه و عمل از روی ان نقص است
پاسخ
 سپاس شده توسط داراب م ، حـمـیـد ، admin.a ، بهادر ج ، Nazer 5 ، admin ، علی-م ، hashtiyan ، Essi.toobchi ، ssaeedg ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر
#4
مواقعي كه وسوسه ي انجام كاري را داريم بيشتر به "لذت اني " ان فكر ميكنيم نه به پيامدهاي ان.
مثال: وسوسه ي انتقام از يك نفر را دارم كه از دست او عصبي هستم و ميخواهم ماشينش را اتش بزنم يا او را بكشم.در اين حال احساس خوبي دارم (احساس لذت بخش انتقام)فكرم ميگويد بعد از انجام اينكار حال خوبي نصيبت ميشود.اما بعد از انجام كار....؟؟؟؟؟؟
مثال:وقتي بعد از دوماه ترك نيكوتين،وسوسه ي يك پك سيگار بالاخره مرا به مصرف رساند انوقت تازه فهميدم اين بوي كبابي كه مي ايد از خر داغ كردن است.
وسوسه مانند تيوپي پر از باد است كه با خودت به بالاي كوه برده اي،اولين استارت را تو ميزني اما بقيه ي مراحلش با تو نيست بدون كنترل و اختيار توست.
را حل وسوسه ي منفي:گذر از موقعيت و فرصت دادن به خود است


مثال : صبح تا ظهر كار كرده اي –با احساس خوبي ناهار خورده اي –حالا ميخواهي 20 دقيقه چرت بزني.اولين قدم كشيدن بالش زير سر است انهم با اختيار من –اما چقدر بخوابم خارج از كنترل و اختيار من است.دو ساعت بعد كه از خواب بلند ميشوم احساس بدي خواهم داشت.

طريقه ي افكار ما )ايا در ان حال افكار ما طريقه ي خاصي را دنبال ميكند)
زمانيكه وسوسه ميشويم روي ان چيزي كه ميخواهيم،" قفل" ميكنيم مانند صفحه ي پرتاب موشك كه روي يك شيء قفل ميكند.در اين لحظه بايد مكث كنيم
افكار ما در اين لحظات همه چيز را فقط از يك زاويه ميبيند و از ساير زوايا "نميخواهد" واقعيت را ببيند يا انطوري كه دوست دارد ميبيند نه انطوري كه هست
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin.a ، بهادر ج ، ابی ن ، Nazer 5 ، admin ، Essi.toobchi ، @lirez@ ، ناظر5 ، ssaeedg ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر
#5
من احساس لذت و درد رو با هم دارم چون تا چیزی برا من لذت نداشته باشه وسوسه نمیشم اما بخاطر شکستهاییکه از وسوسه هام خوردم و خیلی تحقیر شدم احساس درد رو هم دارم .
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، بهادر ج ، Nazer 5 ، admin ، Essi.toobchi ، @lirez@ ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#6
احساس نیاز شدید و اجبار وفقط دیدن لذت ها وافکار توهمی لذت طلبی و در صورت مانع هم احساس خلا و خود کم بینی و ناامیدی و پوچی را تجربه میکنم  ودر ادامه راههای سریع رسیدن به وسوسه وفکر کردن به لذتها و ندیدن عواقب( نداشتن روشن بینی )
پاسخ
 سپاس شده توسط Nazer 5 ، admin.a ، حـمـیـد ، Essi.toobchi ، @lirez@ ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#7
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم معمولا دیدگاه من تونلی می‌شود و من فقط فقط اون چیز را میبینم
پاسخ
 سپاس شده توسط admin ، admin.a ، حـمـیـد ، Essi.toobchi ، ناظر7 ، @lirez@ ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#8
وقتی وسوسه بسراغم می آید در اولین قدم فکر رسیدن به لذتی مرا از خود بیخود میکند در واقع این وسوسه ریشه در یکسری از احساسات من مثل لذت طلبی ؛ خشم ؛ و ... دارد . مثلا وقتی    لذت مصرف مواد بسراغم بیاید قطعا وسوسه آن نیز بدنبالش می آید . سابق بر این از روی وسوسه عمل میکردم و تمام ذهنم بر رو ی انجام آن عمل قفل میشد . ولی اکنون کمی درنگ میکنم فکرم را با دوستان بهبودی و راهنمایم به مشارکت میگذارم همین موضوع باعث میشود اثر وسوسه کمرنگ شود چون وسوسه یک فکر زود گذر و مخرب است بهمین جهت وقتی افکارم فیلتر میشود بهتر می توانم تصمیم گیری و عمل کنم .
وقتی وسوسه ای بسراغم می آید احساساتی مانند شرم , گناه ؛عدم رضایت از خود نیز بهمراه دارد اگر نتوانم دریچه افکار خود را به روی یک نیروی برتر باز کنم مسلما قدرت وسوسه مرا به انجام عملی آن وسوسه خواهد انداخت که در آنصورت باعث بخطر افتادن آرامش و روحانیت و زیر پا گذاشتن اصول روحانی انجمن خواهد شد
پاسخ
#9
با سلام....
وقتی وسوسه به انجام کاری دارم اول دنبال جواب برای قانع کردن خودم و دیگران هستم،تلاش میکنم همه چیز عادی بنظر بیاید ماسک آدم خوبه میزنم ، خوب حرف میزنم ولی همزمان احساس ترس و هیجان هم دارم ذهنم درگیر میشود و مراقب رفتار و اعمالم نیستم.
من حتی وقتی وسوسه به انجام کار خیرخواهانه هم دارم انرژی زیادی از دست میدهم ترس از تایید نشدن یا نگرفتن نتیجه دلخواه مثل خدمت در NA یا زمانیکه میخواهم در جلسه اداری پیشنهاد سازنده بدهم.
خالق وسوسه همیشه خود من هستم و خاصیت وسوسه اجبار است.ما مسئول وسوسه نیستیم ولی مسئول مراقبت از خودمان هستیم.وسوسه ها چه با نیت خیر چه با نیت بَد افکاری میدانی ست که ما همیشه دور خودمان میچرخیم و در چنین مواقع ما انرژی و زمان خود را مصرف نمیکنیم بلکه آنرا میسوزانیم.
من وقتی وسوسه میشوم فقط آن وسوسه مرا پُر میکند چون من آنجایکه احساس خلع میکنم بیشترین وسوسه را دارم و همانجاست که احساس مالکیت و کمال پرستی هم دارم.
وسوسه ممکن است ریشه در غیاث و مقایسه داشته باشد در وسوسه ها حال بیماریم خوب است ولی حال خودم خوب نیست.
وقتی میخواهیم وسوسه هایمان را شناسایی کنیم باید حساسیتهایمان نسبت به مسائل را شناسایی و شفاف سازی کنیم.
پاسخ
#10
سریع میخوام که انجامش بدم بهش فکر نمیکنم تمام افکار منفی جای افکار مثبت رو میگیره گرگ درونم تبدیل میشه به روباه و 
پاسخ
 سپاس شده توسط toobchi ، حـمـیـد ، ناظر7 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#11
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
احساس لذت جویی واینکه بادیگران فرق دارم،احساس پوچی یابی ارزشی،یااینکه اصول  افراطی است و  دست وپا گیرم شده است،سستی وناتوانی،احساسات منفی،فراموشی،دلهره ونگرانی ثمره این احساسات وآژیرخطرروح است.

وسوسه یک فکر احمقانه ،مرموز وادامه داراست وفکری که مراازسلامت عقل وجسم دور می کند وباعث می شودکه من ازروحانیت ومعنویت دورشوم ونقطه مقابل وسوسه صداقت است که ازطریق بررسی رفتارهایمان ومشارکت صادقانه وگرفتن ترازنامه حاصل میشود.
پاسخ
#12
    فعال بودن بیماری در من همیشگی است . اون جاهایی که خود از محوری و تنبلی و ... خلاصه نواقص شخصیتی که توی جلسات در موردشون صحبت مشه و منم کم ندارم استفاده می کنم همون زماناییه که بیماری من فعاله
زمانی که خودم را عقل کل می پندارم
زمانی که عجولم
و ...
که در همه ی این موارد میخوام بشینم جای خدا ، همون وقته که افسار دست بیماریه
پاسخ
#13
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
اول احساس دوگانگی بسراغم می آیدکه آیاآن کارراانجام بدهم یانه وچون افکارمن نوع خاصی رادنبال میکندکه درزمینه مصرف بیماری می باشددست به هرکاری میزنم
چون هنوز شناختی نسبت به  احساسات وافکارخودندارم

(حالا چطوربه اجرادربیاورم؟) 

کوتاهترین راه راباامنیت بیشتررا انتخاب میکنم وافکارمثبت من متوقف میشود مثال استفاده ازنقص شهوترانی

(به چه طریقی دیگران را خراب میکنم؟)
غیبت وبدگویی,احساس یعنی واکنش های درونی من نسبت به محیط بیرون
ازطریق خاص افکارم,اول نقشه میکشم
شناخت احساسات(احساس غم وتنهایی,ترس,پوچی,وقتی به مشارکت گذاشته نشود,عامل تحریک کننده میشود)
پاسخ
#14
احساس خلا میکنم.

افکارم طریقه چگونگی مصرف یا انجام کار را دنبال می کند، چطور عمل کنم که لذت بیشتری ببرم و ....
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#15
?درصورت وسوسه باچه احساسی واردمیشوی؟
مثال? تائیدشدن

2?احساس توتبدیل به چه احساسی میشود؟
?بالارفتن انتظارات


3?باچه احساسی خارج میشوی؟
?غرور

4?درموردوسوسه باچه فکری وارد میشوی؟
مثال?سرزدن به خانه اقوام

5?تبدیل به چه افکاری میشود؟
?اگرکنترل کنم افکارم درگیرمیشود

6?باچه فکری خارج میشود؟
?مقایسه کردن آنهابا خودم
پاسخ
#16
به این شکل است که آنقدر به خواسته خود فکر کنم ، که برای من تبدیل به نیاز شود و آن نیاز هم تبدیل به وسوسه می شود . هر موقع نسبت به چیزی وسوسه شدم ، لازم است نسبت به طریقه ای که افکارم زمینه سازی می کند آگاه باشم ، تا بتوانیم از این طریق با وسوسه افکار خود مقابله کنیم .
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر11 ، حـمـیـد ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#17
احساس پوچی یابی ارزشی. 

 یااینکه اصول  افراطی است و  دست وپا گیرم شده است. 

سستی وناتوانی. 

حساسات منفی. 
فراموشی. 

دلهره ونگرانی ثمره این احساسات وآژیرخطرروح است.

 وسوسه یک فکر احمقانه ،مرموز وادامه داراست وفکری که مراازسلامت عقل وجسم دور می کند وباعث می شودکه من ازروحانیت ومعنویت دورشوم.ونقطه مقابل وسوسه صداقت است که ازطریق بررسی رفتارهایمان ومشارکت صادقانه وگرفتن ترازنامه حاصل میشود.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#18
فکر کردن مداوم در مورد وسوسه تبدیل به نیاز میشود
وسوسه یکی از درهایی است که بیماری میتواند از ان وارد شود 
افکارم تنها به دنبال راهی برای انجام دادن ان وسوسه میشود
پاسخ
#19
احساس نیاز و کمبود و تفکرم فقط طریقه خاصی را دنبال میکند.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#20
نبایستی هرگز با وسوسه در ذهن بحث یا مجادله کنیم زیرا در نهایت به دلیل خودفریبی، توجیه و بهانه ودلایل به ظاهر موجه بازنده ما هستیم.بنابراین بایستی وسوسه را با اقرار در نطفه خاموش کنیم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#21
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
???????????????

وسوسه چیست؟ و چه مراحلی دارد؟
وسوسه یعنی ، میل به تجربه دوباره... 

کاری که در گذشته از آن لذت برده ایم، وسوسه  یکی از نقص های بزرگی است که ماهیت شر دارد ، یعنی عمل به آن سرانجامش منجر به پشیمانی می شود و همین طور فکریست موذی و سمج  ، اما آنی و زود گذر ، که اگر به آن بها بدهیم چرخه و فرایند خود را طی می کند که پایان آن چیزی جز لغزش نیست!

?1- لذت طلبی ........
اولین مرحله وسوسه است که اگر در همین مرحله کنترل نگردد، وارد مرحله بعدی یعنی بهادادن می گردد.

?2- بها دادن ....... 
یعنی بجای اقرار کردن وسوسه به او اجازه ورود ومجوز فعالیت درمحدوده ذهنمان بدهیم .

?3- مخفی کردن ......
یعنی وجود وسوسه در خود را ،  انکار و آنرا با راهنما یا دوستان پاک در میان نمی گذاریم و یا در جلسات آنرا مشارکت نمی کنیم   .

?4- نقشه کشی .....
وقتی مراحل فوق طی شد وبه این نقطه رسیدیم ، لذا برای اجرای وسوسه خود شروع به نقشه کشی میکنیم .

?5- فکر قوی ....... 
در اثر روند فوق به مرحله ای می رسیم که  دیگر ذهن خود را مداربسته می کنیم و به هیچ پیامد دیگری توجه نمی کنیم  .

?6-اقدام به عمل......... 
یعنی برای وسوسه ای که برای آن نقشه کشیده ایم و دیگر به یک فکر غیر قابل برگشت و یک فکر قوی تبدیل شده شروع به اقدام وعمل می کنیم .

?7- لغزش.....
با بها دادن به فرایند فوق عاقبت در شرایط لغزش قرار می گیریم ، لغزشی که در اثر یک فکر که به راحتی می توانستیم آن را از خود دور کنیم اتفاق می افتد .. Heart

Heart
پاسخ
#22
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
به لذت های ان فکر میکنم و دنبال توجیه و بهانه هستم که بدان عمل کنم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر8 ، حـمـیـد ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر10
#23
من زمانی که نصبت به چیزی وسوسه دارم احساسات زیادو متضادی در من شکل میگیرد و اولین احساس احساس نیاز است. که ما میخوایم آنرا به لذت طلبی ختم کنیم و در یک لحظه توام با آن چند احساس قدرتمند و پیچیده به ما حمله میکند وبزرگترین آن احساسات احساس کم بود و نیاز و خلاء . و از همه مهم تر لذت جوئ است و البته گاهی در حین وسوسه احساساتی همچن شک و تردید . بکنم یا نکنم .دودلی و درماندگی. نگرانی و نا امیدی . پوچی. ناتوانی و بی عرضه گی.  بی ارزشی و حقارت.  و گاهی وقتاهم یک احساس و ندای درونی که مرا از عواقب کار و درد های آن اگاه میکند سراغم می اید ...،،
پخش بعدی سوال: .  زمانی که من وسوسه میشوم فکرم متمرکز بر روی آن عمل لذت بخش است و هیچ چیز دیگر را در نظر نمیگیرم. و با تمام قدرت فکر رسیدن به هدف و لذت طلبی هستم. فکر من حالت تونلی پیدا میکند و اشتغال فکری من رو دربر میگیرد. و افکار من تماما در ارتباط با آن وسوسه و عمل از روی آن نقص است :::
پاسخ
#24
با سلام به همه همدردان عزیرم که با بودن شماها ودرکنار شماها من هم میتونم پاک باشم وسوسه از افکار میاد اول یه فکر تو ذهن آدم میاد که اگر به اون فکر بها بدهم این فکر تبدیل به وسوسه میشود وآنقدر این وسوسه شدید می شود که در آخر تبدیل به عمل میشود که خوشبختانه انجمن ابزارهای لازم را دراختیارم قرار داده می توانم با مشارکت درجلسات یا اقرار پیش راهنما ویا اگر اینها دردسترسم نبودن میتوانم بامطالعه نشریات واولین و بزرگترین ابزار دعاکردن ودرخواست کمک ازخداوند می باشد
پاسخ
#25
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
سلام.وسوسه اختیار فکری و عمل ان را از دست من می گیرد و برای عملکرد من را به سمت مصرف و استفاده از نواقص می برد.برای جلوگیری از ان باید به راهنما اعتماد کرد و مشارکت انجام بدهیم.برای دور شدن همیشه در نظر داشته باشیم که ما خودمان را در معرض زمین بازی نگذاریم.
پاسخ
#26
باسلام
وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم تمایل شدیدی به انجام آن دارم ولی از انجام آن می ترسم واحساس گناه می کنم ولی در این حال افکارم به من می گوید انجام این کار اگربا کنترل باشد اشکالی در من بوجود نمی آورد وبه من می گوید امروز توپاکی واز اجبار رها شده ای وحق انتخاب داری و میتوانی با کنترل کردن این کارهارا انجام دهی مثلا:خوردن مشروب ، روابط جنسی نامشروع و...
الف – احساس کمبود ، احساس نیاز ،احساس لذت ، بیقراری ، احساس ترس ،احساس حق به جانبی  ، احساس قدرت
ب – بله ، فکر من نقشه می کشد وبه من دروغ می گوید وراه رسیدن به وسواس را هموار می کند ، فکرتوجیه وبهانه وسوسه را مهیا می کند ، فکر به وسوسه را ارزش میدهد وآن را منطقی جلوه می دهد ، فکربه من می گوید که یکبار خودت را امتحان کن Heart
پاسخ
#27
وسوسه اجبار به دنبال دارد و هردوشاخه واضح اعتیادوعجزاست.
دیگرحق انتخاب ندارم وبی اختیارمی شوم، لذت جویی رادنبال می‌کنم، قدرت تصمیم گیری ندارم شخصیت دوم( بیماری اعتیاد) تصمیم می گیرد،وسوسه رابزرگ می‌کنم، درحالت عمل قرارمی گیرم.
هرگاه بخواهم حال درونم را با چیزی بیرونی یاکله خودم عوض کنم یعنی استارت وسوسه راهمان وقت زده ام واحساس لذت می‌کنم.فقط لذتهارادنبال می‌کنم به فکرعاقبت و نتیجه کار نیستم، فقط به رسیدن فکر می‌کنم تونلی،لحظه ای فکر می‌کنم و توجیه می‌کنم که زیاد ازخودت توقع نداشته باش.
وسوسه مساوی است با اجبار.مساوی بارفتاریاعاداته خودمحورانه.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر12 ، ناظر5 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، ناظر7 ، حـمـیـد ، ناظر10
#28
اصولاً وسوسه جزو ماهیت وساختار بیماری ما می باشد ،
وسوسه های ما عموماً از لذت جویی های بی حد و حصرمان سرچشمه میگیرد و از آنجائیکه لذت طلب و لذت پرست هستیم ، وقتی نسبت به چیزی وسوسه می شویم، احساسات ما پر از تمنا می شود در واقع احساسات ما مثل معده گرسنه ایی می شود که فقط به خوردن می اندیشد و دیگر هیچ .
 هر چند عقلمان می خواهد پایداری کند، اما حس های لذت طلب ما به قدری مشتاق لذت هستند که از طریق مختلف بخصوص افکارمان به عقل و خرد ما هجوم می برند و افکار بیمار ما با بهانه ها و دستاویزها عقل را وادار به تمکین میکند ،
 بنابراین وقتی افکارمان درگیر احساساتمان می شود، ذهن ما شروع به تصویرسازی و بزرگنمایی کردن از آن لذت را می کند و با تصویرسازی های خیره کننده ذهنی ، عقل ما را در شرایط آچمز قرار می دهد
و لذا در چنین شرایطی عقل و دور اندیشی ما کارآیی خود را از دست میدهد .
 این طریقی است که در تمامی وسوسه های ما وجود داشته است .
 در واقع امیال شهوانی ما و یا همان هواهای نفسانی ما موقعی میتوانند به خواسته های خود برسند که سیستم ذهنی و عقلی ما بیمار باشد ، بنابراین بهترین شرایط برای کسب موفقیت برای وسوسه بستر ذهن بیمار است.

وسوسه یعنی ، میل به تجربه مجدد عملی که در گذشته از آن لذت برده ایم "منظور لذتهای گناه آلود و یا غیر اخلاقی می باشد "، وسوسه ، افکاریست شیطانی که ماهیت شر دارد ، یعنی عمل به آن سرانجامش منجر به پشیمانی میشود و همینطور فکریست موذی و سمج ، اما آنی و زود گذر ، و اگر به آن بهاء بدهیم چرخه و فرایند خود را طی می کند و چرخه وسوسه به این شرح است: 
 لذت طلبی : یعنی آغاز وسوسه
 بهاء دادن: یعنی بجای دیپورت کردن وسوسه به او اجازه ورود ومجوز فعالیت درمحدوده ذهنمان بدهیم .
 مخفی کردن:یعنی وجود وسوسه در خود را ، انکار و آنرا با راهنما در میان نمی گذاریم و یا در جلسات آنرا مشارکت نمی کنیم .
 نفشه کشی: وقتی مراحل فوق طی شد وبه این نقطه رسیدیم ، لذا برای اجرای وسوسه خود شروع به نقش کشی می کنیم .
 فکر قوی: در اثر روند فوق به مرحله ای می رسیم که دیگر ذهن خود را مداربسته می کنیم و به هیچ پیامد دیگری توجه نمیکنیم 
 اقدام: یعنی برای وسوسه ای که برای آن نقشه کشیده ایم و دیگر به یک فکر غیر قابل برگشت و یک فکر قوی تبدیل شده شروع به اقدام وعمل میکنیم .
 لغزش: با بهاء دادن به فرایند فوق عاقبت در شرایط لغزش قرار می گیرم ، لغزشی که در اثر یک فکر که به راحتی می توانستیم آن را از خود دور کنیم اتفاق می افتد .
پاسخ
#29
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
به نام خدا
احساس لذت
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر8 ، ناظر 1 ، ناظر7 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، حـمـیـد ، ناظر10
#30
وسوسه یعنی میل به تجربه مجدد عملی که در گذشته از آن لذت برده ایم.وسوسه جنبه روانی بیماری است و زیرمجموعه افراط است.
وسوسه فکری ثابت و سمج که بسته به  فرد و موقیعت کاملاً متفاوت است بنابراین عروس هزارچهره لقب می گیرد. که باعث تغییر در رفتار،تداخل در عملکرد اجتماعی و شغلی، اختلال در تمرکز و همچنین‌‌ احساس ناراحتی ، بدخلقی ،بیقراری و نیاز می گردد.

که  با مراحل لذت طلبی/بهاء دادن/ مخفی کردن/ نقشه کشی/ فکر قوی/ اقدام/ اجبار و لغزش همراه می باشد.

نبایستی هرگز با وسوسه در ذهن بحث یا مجادله کنیم زیرا در نهایت به دلیل خودفریبی، توجیه و بهانه ودلایل به ظاهر موجه بازنده ما هستیم.بنابراین بایستی وسوسه را با اقرار در نطفه خاموش کنم.
پاسخ
#31
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم  چه احساسی پیدا می کنیم ؟(قدم یک)
بنا به شرایط و نوع وسوسه ام احساسات متفاوتی را تجربه میکنم.
اما امروزعمدتا دو نوع احساس دارم ؛ 
احساس لذت جویی و احساس ترس 
لذت جویی آنی و کاذب نشأت گرفته از آن نوع وسوسه ، 
و ترس از عملی کردن آن وسوسه .
که معولا هرچقدرکه آگاهی ما بیشتر شود و عواقب را بسنجیم و این ترس را درنظربگیریم که ممکنه از این راه چه صدماتی به خودمان و دیگران بزنیم کمتر به احساساتمان در این مقطع بها بدهیم ، 
در این مقطع بهتره بدون مشورت احساساتم را عملی نکنم .
پاسخ
 سپاس شده توسط حوریا ___Bu ، ناظر 1 ، ناظر9 ، حـمـیـد
#32
وقتی نسبت به چیزی وسوسه پیدا میکنم .احساسی از قبیل بی قراری و نیاز شدید اما کاذب بمن دست میده .و فقط فکر میکنم با انجام مورد وسوسه من کامل میشم.ناخودآگاه به زمان گذشته و لذتهای گذشته سوق پیدا میکنم.و تموم اون ناملایمات گذشته رو فراموش میکنم .و توانایی اندیشیدن به عواقب آن کار از بین می‌ره و تموم اون امکانات و توانایی ها برای رسیدن به وسوسه در من بسیج میشه.من در شرایطش قرار نگیرم بها ندم  و مخفی نکنم ،که فقط باید قبل از اجرا و عملی کردن وسوسه ،اونو مشارکتش کنم و اقرارش کنم تا رها بشم از اون مورد وسوسه .
پاسخ
 سپاس شده توسط admin3 ، ناظر9 ، ناظر10 ، ناظر 13 ، حـمـیـد
#33
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
احساس بی قراری
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر10 ، حـمـیـد
#34
وسوسه همیشه برامن یک خلاایجادمیکنه ک نسبت ب چیزی ک وسوسه دارم تمام ذهنمودرگیرمیکنه ویک کمبوددرون خودم حس میکنم حس نیازحس تهی بودن واین احساس مراوادارمیکنه ک ازروی وسوسه وبرای بدست اوردن حالاهرچی نسبت بهش وسوسه شدم عمل کنم این احساس باعث میشه حس بی تابی وعجله داشته باشم ومثل ادم تشنه نسبت به اب بی صبرباشم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر10 ، حـمـیـد


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان