امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 12 : ایا موانعی برسر راه من وجود دارد که باور کردن را برایم مشکل می سازد : انها
#1
سوال 12 : ایا موانعی برسر راه من وجود دارد که باور کردن را برایم مشکل می سازد : انها چه هستند ؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ssaeedg ، ناظر9 ، حوریا ___Bu
#2
بله یکی از مهمترین موانع خودترس است وبعد سه خصلت اصلی بیماری اعتیادلذت طلبی زیاده خواهی وافراط وتفریط وغرورخشم شهوترانی طمع حسادت تنبلی بدبینی احساسات وافکار بیمارگونه ترس از خود به باور رسیدن واعتماد کردن احساس دانایی وتوانایی خودم عجول بودن ومقایسه وکنترل کردن خودخواهی وخودمحوری خودبزرگ بینی وتایید طلبی خودمدعی بودن بی اعتمادی نسبت به اعتقادات جدید چشم امید به دیگران داشتن متوقع بودن حرام خواری ودرآمد ناسالم ورعایت نکردن اصول داشتن هوای نفس ونواقصمان ناامیدی ومنفی نگری وباورهای اشتباه در مورد خداوند بسته بودن دریچه افکار ودر انکار بودن ونداشتن صبر وتحمل وباری بهرجهت زندگی کردن وداشتن باورهای قدیمی که باایمان آوردن وبه باور رسیدن لذت هایم را از دست بدهم.:
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر11 ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#3
توقعات غیر واقعی مثل تمکن مالی ترسهایم که در سوال قبلی بررسی کردیم نواقص اخلاقی و رنجش هایم از نیروی برتر باورها و اعتقادات پوچ و ناسالم گذشته معادلات مجهولی که از طبیعت در ذهنم وجود دارد ( خداوند چه جوری درست شده ) تشخیص های فردی و تکیه کردن به تفکرات فردی و اعتقادات ناسالم خودم وابستگی هایم به متعلقات دنیوی لذت طلبی هایم و دو عامل اصلی ( خود خواهی و خودمحوری )-و در نهایت مانع اصلی خود هستم که تمایل به تغییر ندارم 
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، b.d ، حـمـیـد ، ssaeedg ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14 ، ناظر14
#4
بله ؛ 
ترس یکی از بزرگترین موانع است.
 ناامیدی، باورهای غلط و نادرست قدیمی ، باورهای اشتباه ،توقع زودو آسان حل شدن مشکلات، خود خواهی، کوته نظری، ناآگاهی،نادانی، عدم اعتماد به خداوند و دیگران ،خودمحوری بیماری محوری ،قضاوت ،عدم پذیرش، غرور، لذت‌جویی.
 طرز اندیشه نادرست که اگر ریشه یابی کنیم در این اندیشه ترس دخالت دارد،
 ترس بخشیده نشدن ، شک و تردید ،ضعف ایمان، پیش داوری کردن، اعتقادات نادرست ، عدم شناخت کافی و درست ،حتی دغدغه‌‌های مالی .
 گناه یا خطا هایی کردیم که احساس می کنیم خداوند هرگز ما را نمی بخشد و ترک آنها میسر نیست، مثل :خود ارضایی، رابطه نامشروع ،دزدی ،کلاهبرداری ،احساس گناه به خاطر گناهان گذشته، جنایت های گذشته،اعمال غیر انسانی گذشته
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، حـمـیـد ، بَرمک ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#5
بله تعصبات افراطی من بخصوص تعصباتی که به من القا شده و من هم از روی کوته فکری به آها وابسته ام . تفکرات قدیمی و کهنه که من از آنها پیروی میکنم . و همچنین یک سری عادتهای وجودی من و ..
پاسخ
 سپاس شده توسط بَرمک ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#6
خیلی عوامل هستند که باور کردن را برای من مشکل می کنند که همه ریشه در ذهن من دارند .
من زمانی با باور کردن مشکل دارم که در مقابل تغییر مقاومت می کنم و هنوز به باورهای گذشته چسبیده ام.

یکی از مهمترین عوامل ترس است ( که آنهم زایده ذهن من است ) که همین ترس صدها عوامل دیگر را بدنبال دارد..
عوامل دیگری همچون ؛ افراط ، خودمحوری ، قضاوت کردن ، ترس از قضاوت ، غرور ، لذت جویی ، عدم روشن بینی ، کنترل کردن ، استفاده از نواقص و خیلی عوامل دیگر...

راه حل:
ما برای به باور رسیدن باید آگاهی و شناخت خودمان را بالا ببریم ، طرز تفکرمان را عوض کنیم ، از باورهای گذشته دست بکشیم و باورهای جدید را جایگزین باورهای گذشته کنیم ، در چارچوب اصول حرکت کنیم و ...
که اینها هم ممکن نیست مگر با شرکت مرتب و منظم در جلسات ، کارکردقدم ، ارتباط با راهنما ، مشورت ، استفاده از تجارب دیگران و....
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#7
ترس، غرور و خودمحوری مهمترین موانع بر سر راه باور است.

ترس از روبرو شدن با واقعیت که باعث میشه حقیقت رو انکار کنم.

غرور یا تعصب بیجا در مورد عقاید خود و دیگران که همیشه با تایید یا رد عقاید توام میشه و با دید تونلی به مسائل نگاه می کنم.(کوته بینی)

خودمحوری یا پافشادی بر عقاید کهنه و پوسیده خود با این تصور که من می دونم و دیگران در اشتباهند از این رو تمایلی به پیمودن مسیر معنوی ندارم. (عدم تمایل)
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#8
در راه رسیدن به این باور ، موانعی که بصورت واقعی وجود داشته باشند نیست ، آنچه برسر راه ما بصورت مانع وجود دارد در واقع موانعی هستند که که ما خود آنها را بوجود می آوریم از قبیل ؛
-         پیش داوری کردنها ، مثلاً اینکه بگویم  ؛ برنامه انجمن معتادان گمنام بمن جواب نمی دهد ، و یا اینکه بگویم نیروی برتر نمیتواند بمن کمک کند ، و از این دست پیش داوریها که در واقع از انحراف فکری معتادگونه ما و از قضاوتهای ناآگاهانه سر میزنند .
-         احساس تفاوت کردن ، مثلاً  بگویم ؛ من تحصیلکرده هستم ، من خودم بیشتر از اینها میدونم و یا اینکه من سنم از اینها بالاتر است ...... ، و یا من تخریبم از اینها بیشتر بوده و من نمیتوانم ........ و یا اینکه من سواد ندارم و حرفهای اینها را درک نمیکنم ، و . . .
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر11 ، بَرمک ، حـمـیـد ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#9
من در قدم اول اقرار به ناتوانی خود کردم که این اقرار خیلی از مشکلها را کنار زد ولی باز هم بعضی مواقع احساس  توانایی  که خودم به تنهایی میتوانم  یک مانع است برایم در مسیر باور کردن ومهمتر از اینها افکار وباورهای غلط گذشته است  که بزرگترین مانع است برایم واز اینها گذشته اگر بتوانم خودم از سر راه خودم کنار بروم یعنی به توانایی ودانایی خود اکتفا نکنم  تمام موانع  سر راهم خود به خود از بین میروند
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#10
بله به هر حال من تو جامعه ایی زندگی میکنم که ازبدو تولد بدون اینکه خودم بخوام اموزهایی دیدم از خانواده گرفته تا مدرسه تا جامعه تا رسانه ها وووووطبیعیه که من موانعه ایی سرراهم قرار بگیره که باورکردنو برام مشکل کنه
مثلا نیروی برتری که قبلا میشناختم با نیروی برتری که امروز درک میکنم روند ایمان اوری اعتقادات و ارزشها واقعا جابجا کردنش یک نوع پوست اندازی بود برای من
خدارو سپاس که منو باقدمها اشنا کرد

ازتوجه شماهم تشکر
پاسخ
 سپاس شده توسط بَرمک ، حـمـیـد ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#11
با سلام....
بله همیشه موانعی هست.
اولین مانع سر راه باور من خود من هستم که باور کردن رو برام مشکل میکنه چون سالها اعتقادات و ارزشهای کهنه و پوسیده و نخ نما شده گذشته و تحمیل شده یا محیطی خودم رو باور داشتم و به یکباره رها کردن و امتحان کردن ایده های جدید قدم دو برایم مشکل است.
یکدندگی و لجاجت و پافشاری روی اعتقادات خودم مانع شکل گیری باورهای جدید میشوند.
تا زمانیکه با خودم یا دیگران ناصادق باشم هیچ باوری بدست نمیاید.به عنوان مثال وقتی در جلسه گنده گویی میکنم و نقش آدمهای آگاه و موفق را بازی میکنم و صادقانه صحبت نمیکنم نمیتوانم احساسات صادقانه دیگر معتادان را باور کنم.
از خود راضی بودن بجای رضایت از خود داشتن یعنی دید ناشی از انحراف فکری نسبت به خودم یا انحراف فکری نسبت به دیگران که از ایمان و باورشان نسبت به برنامه صحبت میکنند مانعی بر سر راه باورهای من میشوند.
اعتقاد و اعتماد به فکر بکر خودم خیلی جاها مانع به باور رسیدن من شده
بی برنامگی، باری به هرجهت زندگی کردن، بی تفاوتی نسبت به اصول برنامه با هوای نفس و تمایلات شخصی و انحراف فکری و مقاومت عجیب در برابر تغییر باور کردن را برایم مشکل میکنند.
یکی از راهها برای برداشتن موانع بهتر است ببینم جایی که از روی ایمان به باورهای جدید عمل کردم چه اتفاقی افتاد و جایی که عمل نکردم چه اتفاقی افتاد؟مثل زمانیکه مشورت میکنم برای انجام کاری یا از روی نقصهایم عمل میکنم برای انجام کاری آیا نتیجه اینها یکی ست؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، mehdi9666 ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#12
سلام
بله.ترس و عدم اعتماد اکثر چالش های باور رسیدن من را ایجاد می کند.من همیشه در مورد خود قضاوت می کنم.این تا چه می توانم ارتباط برقرار کنم و یا از نیرویی برتر دور شوم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10 ، mehdi9666 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#13
بله: عدم روشن بینی ،خودمحوری،رفتارهای افراطی ولذت جویانه، کنترل کردن وبها دادن به هوای نفس. 

من باید زمینه رافراهم کنم واجازه دهم تغییرات در من صورت گیرند وانعطاف پذیری ازخود نشان دهم وازطریق تغییر طرز فکرم وباورها واعتقاداتم،آشفتگیهای زندگیم رابرطرف نمایم وفقط برای امروزم زندگی کنم.

این مستلزم کارکرد قدمها وزندگی کردن به روال برنامه است.

باورنکردن عدم سلامت عقل باعث می شود که من در روند ایمان آوری وباور یک منبع عقل وشعور ومشورت وراهنما گرفتن ومتکی شدن به نیروی برتر دچار مشکل شوم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10 ، mehdi9666 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#14

چون روند ایمان آوری و به باور رسیدن یک فرایند است که یک شبه بوجود نمی آید و با گذشت زمان و اجرای اصول و دوری شدن از الگو های گذشته و جایگزین کردن تدریجی باور های جدید حاصل خواهد شد اما موانعی که بر سر راه این باور هستند ، مهمترین آنها 1) نداشتن صبر و حوصله در اجرای اصول و در برنامه ماندن  2) بی تفاوتی و بی حوصلگی نسبت به اصول روحانی برنامه و نداشتن نظم در آنها 3) ترس داشتن از اعتماد به نیروی برتر با ادامه خود محوری های گذشته و با کله خود راه رفتن چون من قبل از بهبودی اصلا" به هیچ کس اعتماد نداشتم اکنون چگونه به خدای ندیده اعتماد کنم و این از افکار من است که  به من دروغ میگوید چون چیزی در درون ما فعال است که خواهان شکست ماست که همیشه از طریق افکار بروز می کند 4) عدم داشتن ایمان و اعتماد قوی ,  وعدم اجرای کامل قدم سوم یعنی سپردن انتخابی و نسپردن خیلی از چیزهای دیگر بطوریکه خدا تا اینجا فقط می تواند به من کمک کند که پاک بمانم و کارهای بزرگتر نمی تواند برایم انجام دهد 5) داشتن اراده شخصی و نداشتن مشورت در کارها 
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر10 ، حـمـیـد ، mehdi9666 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#15
سوال 12 : ایا موانعی برسر راه من وجود دارد که باور کردن را برایم مشکل می سازد : انها چه هستند ؟(قدم۲)
بله ، زمانی که روشن بین نیستم ، زمانی که از سلامت عقل کافی برخوردار نیستم ،زمانی که به نفعم تمام نمیشود، زمانی که احساساتم خراب است و در لاین بیماری هستم ،زمانی که مشهودات کافی ندارم ، زمانی که دارم درد میکشم ، زمانی که باترس هام مشورت میکنم ،و حتی زمانی که حالم خوب است و من فکر میکنم این حال خوبی به خاطر مساعل بیرونی است ، اتفاق های خوب و بدی که در اطراف من می افتد روی باور آوردن و ایمان آوری من تأثیرمی گذارد.
باور یعنی ایمان قلبی به درستی یک چیز ، که این مسأله در طی زمان شکل می گیرد .
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، mehdi9666 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#16
ترسهاباورهاواعتقادات گذشته زندگی
وروش گذشته که سالهاباان زندگی 
کرده ام گاهی مانعی برای باورهای جدیداست
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، mehdi9666 ، یاسی ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#17
(۱۳۹۸/۱۰/۲۴، ۱۰:۲۶ عصر)admin.a نوشته است: سوال 12 : ایا موانعی برسر راه من وجود دارد که باور کردن را برایم مشکل می سازد : انها چه هستند ؟
سلام.بلی موانع مختلفی در شرایط مختلف سد راه من میشود.یکی ناامیدی.اعتقادات.ویا رفتارهای مثبت و خدماتی که در انجمن انجام میدهم .مرا متوقع میسازد که بدای خودم مشکل درست کنم و شک و تردید سراغم بیاید و یکی دیگر از موانع تبعیض و یا قضاوت کردن خودم با دیگران.باور ها تا زمانی که به یقین و ایمان تبدیل نشده اند نزد من کارساز نمیشوند و ابن در قدم دوم گفته شده است ما به مرور به این باور رسیدیم که سلامت عقل میتواند موثر باشد.در بعضی از مشارکت ها و تجارب دوستان نیز مرا به شک و تردید می اندازد.که گاها متوقب شوم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، mehdi9666 ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#18
شناسایی موانع یعنی رشد باور و اموزش دادن به خود و فکر کردن در مورد تفکرات جدید که باعث میشه موانع از سر راه بهبودی کنار رود در گیری با افکار کهنه تعادل و تناسب زندگی مرا برهم میزند هدف قدم دوم رشد باورهای جدید است که خود به خود جیگزین 
باورهای گذشته میشه .... استفاده از نواقص ..میل و اراده شخصی..شخصیت کاذب ..عدم اکاهی ..دست بر نداشتن از خودم ..صبر و تحمل نداشتن و.... موانع هستند 
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#19
ترسهای خودمحورانه بزرگترین مانع برسرراه باورهای جدیدهستند
ترسهایی که ریشه درعمق اعتیادوخودمشغولی من دارندفکربسته عدم اموزش پدیری شدت بیماری همه وهمه موانعی برسرراه باورهای جدیدندولی بمرورزماندباتکراروتمرین اصول قدمهاباورهاشکل خواهندگرفت وترسهابازندگی بروال برنامه کم رنگ میشوند
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر10 ، یاسی ، آریا داریوش ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#20
سوال 11  ـ آیا موانعی برسر راه من وجود دارد که باور کردن را برایم مشکل می سازد ؟ آنها چه هستند ؟
بزرگترین مانع خودم هستم در واقع می‌توان گفت تنها مانع.
 من سال‌ها با باورها و اعتقادات پوچ و کهنه و غلط زندگی کرده‌ام.
لجبازی‌های کودکانه و اینکه همیشه فکر کرده‌ام باورها ، نظرات و راه کارهایم چه برای خودم چه برای دیگران بهترین هستند.
ناصادقی‌هایم با خودم ، انجام کارهای زیرزیرکی و یواشکی ، انگار می‌خواهم دنیا را دور بزنم دریغ از اینکه خودم را دور می‌زنم خودخواهی‌ها و خودمحوری‌هایم اینکه همیشه خودم را مهمتر از هر چیز دیده‌ام و دیگران را به هیچ وجه در نظر نگرفته‌ام ، برای رسیدن به مقصود از هر مسیری چه غلط چه درست به راحتی روی ارزش‌هایم پا گذاشته و  عبور کرده‌ام.
باورها و اعتقادات گذشته من سد بزرگی برای داشتن یک زندگی درست بوده است.همیشه ترسیده‌ام یکسری رفتارها را کنار بگذارم و نتوانم زندگیم را ادامه بدهم. چون سالها با آنها زندگی کرده‌ام .
در آخر باید باورها و اعتقادات پوچ گذشته را کنار گذاشته پا روی ترسهایم بگذارم و در این مسیر یعنی اصول انجمن حرکت کرده و با عملکرد به آنها و مشورت ، باورهای جدیدی برای خودم ساخته و طبق آنها حرکت کنم.

HH
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، ناظر۳ ، ناظر۱۶ ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#21
خودباورهای قبلی وترسهای خودمحورانه میل به ناامیدی افکار
منفی زندگی وروش رفتاری وفکری گذشته سدی محکم دربرابرباورهای جدیده عدم میل بتغییرمقاومت ذهنی چرخه بی پایان خودمحوری خاطرات گدشته همه وهمه چیزهاییست ک نمیگدارندباورهای جدیدوبراحتی درک کنم انکاروخودفریبی اموزش پذیرنبودن وخیلی چیزهای دیگرباعث مقادمت دربرابرباورجدیدبرایم میشود
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر10 ، آریا داریوش ، ناظر9 ، ناظر۳ ، ناظر۱۶ ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#22
ترسهاانکاروباورهای قدیمی شکستهاوتعددباورهای نصفه ونیمه همیشه مانعی برای دریافت باورهای جدیدبرای من است
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، ناظر۳ ، ناظر۱۶ ، ناظر۴ ، حوریا ___Bu ، ناظر14


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان