امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 18 : ایا من برای پذیرش نیروی برتر از خود مشکل دارم ؟
#1
نیروی برتر از خودمان
سوال 18 : ایا من برای پذیرش نیروی برتر از خود مشکل دارم ؟
پاسخ
#2
بله تا زمانی که سلامت عقل به جایی نرسیده باشد قادر به تشخیص این باشم که نقش یک نیروی برتر برای من سازنده است با نیروی برتر مشکل زیادی خواهم داشت. قدم یکم جایی در کتاب راهنمای کار کرد قدم میگوید زمانی میتوانیم به عجز خود پی ببریم که به خودمان ثابت شود که عاجز هستیم . یعنی من باید بپذیرم که سلامت عقل و نداشتن ان یکی از بزرگترین ناتوانی ما در زمینه فکری است. و این باعث مکیشود که خود را برتر بدانم چو.ن من همه چیزی را میدانم و این باعث بروز نواقصی مانند غرور و خود بزرگ بینب و... و احساساتی از قبیل ترس و رنجش از نیروی برتر میشود

در هر صور که با پذیرش نیروی برتر مشکل دارم ولی باید روند اعتماد کردن راازمایش کنم و این با درخواست کمک کردن امکان پذیر است
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر11 ، ناظر2 ، ناظر5 ، حـمـیـد ، ناظر10
#3
بله مشکل دارم من همیشه به علت خود محوری و خود را عقل کل دانستن چیزی را برتر از خود قبول ندارم و دوست دارم بر همه چیز نفوذ داشته باشم و همه چیز تحت کنترل من باشد من هیچ نیروی برتر ازخود را قبول و یا دوست ندارم غرور خودمحوری و ترس باعث این موضوع است حاضر به تسلیم شدن نیستم چون فکر می کنم خودم به تنهایی میتوانم مشکلاتم را حل کنم قضاوت و پیش داوریهایم پذیرش نیروی برتر را برایم مشکل می کند -
پیام سوال : برای پر کردن خلاء ناشی از قدم اول و برگشت سلامت عقل و وارد شدن به راه روحانی خویشتن باید اجازه ورئد یک نیروی برتر را در خود بدور از هر گونه قضاوت و پیش داوری جا بیندازم تا بتوانم از طریق این پذیرش از فواید نیروی برتر برخوردار شوم ... و موانع این ذیرش را را شناسایی کنم و از میان بردارم
موانع : شک و تردید
دودلی دنبال نتیجه دلخواه و بیمار گونه نواقص اخلاقی رنجش ها فاصله داشتن و نشناختن و اگاهی نداشتن از نیروی برتر وابستگی ها ترسها عقاید کهنه 
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، ناظر5 ، حـمـیـد
#4
خیر.
زمانی که وارد انجمن شدم جلسات ، راهنما ، نشریات، همگی نشانه‌ای از نیروی برتر بودند که به مرور شناختم آگاهانه تر و بهتر می شود نسبت به نیروی برتر
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد ، ssaeedg ، ناظر10
#5
نیروی برتر = هر چیز یا هر کسی که بتواند مرا بسمت بهبودی سوق دهد..
من امرور با آگاهی که در برنامه بدست آورده ام و تجربه های تلخ گذشته به این درک رسیده ام که بدون نیروی برتر نمی توانم زندگی کنم و تنها چیزی که می تواند مرا در مسیر بهبودی سوق دهد نیروی برتر است..

من زمانی می خواهم یک کاری انجام دهم و نیاز به مشورت دارم اما به دلایلی همچون؛ احساس توانایی ، خود را از نیروی برتر بالاتر دیدن و او را از خود ضعیف تر دیدن ، خودمحوری کردن ، استفاده از نواقص و وابستگی مشورت نمی کنم این یعنی مشکل با پذیرش نیروی برتر.

زمانی من به تفاوت ها توجه میکنم ، زمانی که من نسبت به استفاده از تجربه دیگران بی اهمیت و بی حوصله هستم تمام اینها عواملی هستند که موجب عدم پذیرش من به نیروی برتر است..
عوامل دیگری که موجب عدم پذیرش من نسبت به نیروی برتر می شود..عدم روشن بینی ، ترس از تغییر ، ترس از اینکه نکند نیروی برتر هیچ کارایی برای من داشته باشد.

برای اینکه با پذیرش نیروی برتر مشکل نداشته باشم باید به برنامه وصل شوم ، قدم هایم را کار کنم ، وابستگی ها و نواقصم را کمتر کنم و اینکه قدم دومم را خوب کار کنم.

پذیرش من دو جنبه به خود می گیرد
1-- یکی داشتن حق انتخاب
2-- عجز وا جبار.
پاسخ
#6
پذیرش یک نیروی برتر بستگی به به پذیرش عجز من دارد.

در مورد مصرف مواد مخدر و الکل پذیرفته ام که من به تنهایی قادر به پاک ماندن و پاکزیستن نیستم و باید پرهیز کنم تا پاک بمانم و در جلسات شرکت کنم تا با یادگیری اصول برنامه و تمرین اصول بتوانم پاک زندگی کنم.

ولی در قسمتهایی که هنوز احساس قدرت می کنم و نپذیرفته ام که عاجزم پذیرش یک نیروی برتر برام مشکل است.

زمانیکه تسلیم کامل باشم و سعی بر انجام اصول در تمام زمینه های زندگیم داشته باشم میتونم بگم من با پذیرش یک نیروی برتر مشکل ندارم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد ، alireza1444
#7
برای شروع کافیست که بدونم و بپذیرم که دنیا حول محور من نمیچرخه و من نیروی برتر نیستم ، من فقط خودم هستم نه کمتر و نه بیشتر

با پذیرش نیروی برتر مشکل ندارم ، اما چگونه بکارگیریش را نمیدانم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر11 ، ناظر5 ، حـمـیـد ، ناظر10
#8
من الان شخصی هستم عاجز که کمتر از نواقصهام استفاده میکنم
شخصیت درونی من،شخصیتی پاک وبی آلایش بوده که خداوند،
اول تولد درمن دمیده است
مثالدوست داشتن،بخشش،فداکاری،
ازخودگذشتگی که مصرف مواد مخدر،این شخصیت را درمن سرکوب کرده بود واز شخصیت کاذب استفاده میکردم وشخصیت کاذب وشخصیت معتادگونه من این است که ازروی بیماری اعتیادعمل میکنم وبه نواقصهام بهامیدهم.
نواقصهایی ماند،غرور
ترس،خودخواهی وناصادقی
((اگرلذت ترک را لذت بدانیم
دیگر لذت نقص رالذت ندانیم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد ، ناظر10
#9
بله مشکل دارم واسه همینه که سلامت عقل ندارم اکثرا به جای اعتماد به نیروی برتر به ذهنم اعتماد میکنم و در چرخه معیوب این اعتماد قرار میگیرم

در این قدم اصول روحانی همچون اعتماد ایمان باور امید و.مشورت بهم کمک میکنه تا قدرت تشخیصم برای انتخاب و.پذیرش نیرویی برتر از خودم تقویت بشه

هر چقدر در فرایند بازگشت سلامت عقله قرار میگیرم

هر چقدر دستاوردهای مثبت در زندگیم را مشاهده میکنم

هر چقدر از درون آباد میشم

هر چقدر ورودی وخروجی ذهنم را باز میزارم

بیشتر تمایل به پذیرش نیرویی برتر از خودم نشون میدم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد ، ناظر10
#10
با سلام....
وقتی که بروز نیستم جلسه و قدم و اقرار نیست معمولا اولین انتخابهای من از روی اعتیاد است یعنی با کله خودم هر چه که بنظرم درست میاید انجام میدهم بعد از شکست در انتخابی که کردم به آخر خط میرسم دست و پای اَلکی میزنم بعد که دیدم کاری از دستم بر نمیاید از نیروی برتر کمک میگیرم.
قسمت سخت پذیرش نیروی برتر،مسئولیتهای پس از پذیرش است که دیگر نباید توجیه و انکار و فرافکنی کنم.مشکل من در واقع ترس از تغییر است.
مشکل من و امثال من این است که همیشه چند مرحله جلوتر از موقعیت مکانی و زمانی خودمان زندگی میکنیم و نمیخواهیم خود واقعیمان باشیم.
ما زمانیکه خودمان را کامل میبینیم زاویه دیدمان بسته است و با نیروی برتر به مشکل میخوریم.ما زمانیکه نتیجه برایمان خیلی مهم است با نیروی برتر به مشکل میخوریم نیروی برتر آنچیزی نیست که ما میبینیم و میشنویم و از آن حرف میزنیم بلکه انتخاب و اقدام و عمل ماست مثلا وقتی زیاد حرف میزنم و مورد توجه قرار میگیرم دیگر نه میشنوم و نه عاجزگونه زندگی میکنم.

پیام ما همیشه از طرف نیروی برتر است.
 راهنما یا نشریات یا دوستان بهبودی خودشان به خودیِ خود نیروی برتر نیستند بلکه پیامشان نیروی برتر هستند.
عجز ما در پذیرش نیروی برتر استفاده از باورهای شخصی استکه بارها از آن ناحیه لطمه خورده ایم.
من در قالب عملکرد به حرفهای نیروی برتر مشکل دارم نه کلمه.
پاسخ
#11
سلام
بستگی به بیماری ام دارد.ممکن است در نهایت خود محوری باشم و این که نیرویی برتر باید درخواست کمک کنم برایم سخت است.اگر در در مسیر بهبودی و در مسیرقدم ها باشم هم پذیرفتم و هم درک کرده ام.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد ، ناظر10
#12
زمانی که دریچه قلب وافکارم بازاست وبااصول زندگی میکنم بانیروی برترازخودم هیچ مشکلی ندارم امازمانیکه دریچه افکاروقلبم بسته میشودباهمه چیز مشکل دارم زمانیکه دچارمنیت وغرورمیشوم وقتیکه خودخواه وخودمحورمیشوم زمانیکه پای شهوترانی ومادیات درمیان باشدویازمانیکه کنترل وقضاوت میکنم وقتیکه دچاراحساس دانایی وتوانایی میشوم ومرضم فعال میشود واززیرچترعجزخارج میشوم زمانی که باانجام اصول مشکل پیدامیکنم وارتباطم بانیروی برترم قطع میشودبرای پذیرش نیروی برتر دچار مشکل میشوم...شناسایی ورشد باورهاواعتقاداتمان ایمان آوری وپذیرش نیروی برترمان رابرایمان راحتتر می کند

تجربه گذشته من وکارکرد قدم یک به من نشان داد نیروی من برای غلبه بر اعتیاد کافی نبود ویک نیروی برتر از طریق اصول برنامه کمکم کرد که بر اعتیاد فعال غلبه کنم ،ولی چون من بیماری اعتیاد دارم بعضی مواقع من را به سمت عدم پذیرش نیروی برتر هدایت می کند واین را به من القاب می کند که من به تنهایی وبا اراده شخصی خود می توانم مسائل راحل کنم ونیازی به کمک گرفتن از نیروی برتر راندارم.
اما وقتی خود محوریها و وابستگی
هایم کم می شوند پذیرش این نیرو برایم راحت تر است وقابلیت کمک گرفتن برایم راحت تر می شود.
نداشتن سلامت عقل خارج از تعادل بودن است وبیماری اعتیاد به من یاد آوری می کند که من به نیروی برتر نیاز دارم.
به کارگیری اصول برنامه،مشورت بادیگران وراهنما وکمک خواستن ،از علائم پذیرش نیروی برتر است.
پاسخ
#13
منه معتاد وقتی پذیرفتم معتاد هستم کمک دریافت کردم چون دیدم دیگر از دستم کاری بر نمی آید فروتن شدم، تسلیم شدم اعتماد کردم و دستانم به این دلیل بالا رفت ،دریچه افکارم باز شد صداهای دوستان در جلسات را شنیدم و چشمانم بر روی خرابی هایی که به بار آورده بودم باز شد دست کمک دراز کردم، مشورت کردم و به کله خودم اعتماد نکردم، که همگی دلیل پذیرش یک نیروی برتر از خودم بود چون به عجز مواد رسیده بودم و اینگونه پاکی به من هدیه داده شد و این قانون همچنان برای منه معتاد پابرجاست من هر جا که دوباره خود خواه و خودمحوری کنم و متوقع شوم  یعنی از حالت تسلیم وعجز و اعتماد بیرون آمده و به نیروی خودم تکیه می کنم دوباره چشمانم بسته می شود و گوش هایم نمی شنوند کله ام فرمان می دهد حالا دیگر برای پذیرش نیرویی برتر از خود مشکل پیدا می کنم چون هم میدانم و هم می توانم و دوبار اختیار دار می شوم ، در خواست کمک نمی کنم ، و بر اساس لذت جویی ها، تن پروری و تنبلی ، زیاد خواهی سوء استفاده گری و زود خوستن ها ، فرار از مسؤلیتها، تایید طلبی ها، ترس ها ،خود کم بینی ها،...  عمل می کنم و جایی برای پذیرش و حضور نیروی برتر از خودم  نمی گذارم.     
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، ناظر10 ، حـمـیـد
#14
سلام

تجربه به من ثابت کرده است که همیشه یک نیرو برتر در زندگی من به من کمک کرده است تا امروز کمتر اشتباه کنم و برای برنامه ریزی زندگی ام بهتر عمل کنم.پس سعی کرده ام که برای دریافت چیزهای تازه در زندگی ام هیچ زمان مقاومت نکنم واز این نیرو کمک بگیرم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، ناظر10
#15
سوال 18 : ایا من برای پذیرش نیروی برتر از خود مشکل دارم ؟(قدم۲)
بله ، مشکل دارم ؛ اگه نداشتم که از رهنمودهای نیروی برترم پیروی میکردم و راه را از چاه تشخیص میدادم.
ما آدم های ناباوری بودیم که کارمان به اینجا کشیده شد، حال بواسطه قدم ها در مسیرشناخت نیروی برتر و کمک گرفتن از آن هستیم .
امروز پذیرش من بستگی زیادی به بیماریم ، شناخت و آگاهیم ، ایمان و اعتمادم، باورهای جدید، روشن بینی ، و بکارگیری اصول دارد .
پاسخ
 سپاس شده توسط Darush sistan


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان