امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 48 : چه چيز مرا متقاعد ميسازد كه ديگر نميتوانم با موفقيت مصرف كنم؟
#1
سوال 48 : چه چيز مرا متقاعد ميسازد كه ديگر نميتوانم با موفقيت مصرف كنم؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ssaeedg ، ناظر5 ، mehdi9666
#2
امروز چون فهمیده ام که تعادل ندارم ویک سری عادت بد دارم و با اولین بار مصرف هر چیزی مشکل دارم وبه اجبار به مصرف ان می افتم پس دیگر نمیتوانم با موفقیت مصرف کنم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر11 ، ناظر5
#3
عجز ها و حال بدیهای که کشیده ام دردهایم رنج ها و بحرانهایم اشفتگیم از دست بیماری غیر قابل ادراه بودنم اینکه به اخر خطو یاس و انزوا رسیده ام سیستم انکار دیگر کاربرد ندارد و از همه مهمتر اینکه توجیه و بهانه هاوبیماریم را شنا خته ام و دیگر برایم کاربرد ندارد مصرف نواقصم در بهبودی برایم فاجعه شده و باعث حال بدی و محرومیت من در بهبودی است اینکه امروز دیگر نمی توانم چشمانم را ببندم و واقعیت را می بینم تجربه هایم هشدار اطرافیانم -
همه این عوامل باعث شده تا من تسلیم شوم و دیگر نتوانم با موفقیت مصرف کنم
 
پاسخ
 سپاس شده توسط سعید ز ، حـمـیـد ، ssaeedg ، ناظر5
#4
ما زندگی را به نام راه حل زندگی خود انتخاب کرده ایم.مصرف متوالی و برگشتبه جای اول چه در زمان بهبودی(نواقص) و چه در زمان مصرف(مواد مخدر)احنمالا متقاعدمان میکندما در بهبودی حتا یک روز همنمیتوانیم نقص مصرف کنیم و بتوانیم ان را کنترل کنیم. امروز قول میدهیم عصبانی نشویم ولی بر خلاف تمام قول و قرار ها عصبانی میشویم. ما نمیتوانیم خودمان را متقاعد کنیم و بگوییم امروز خدا رو شکر حال خوبی دارم. ما دیگر نمیتوانیم در بهبودی سر خود را کلاه بگذاریم. ما در بهبودی وقتی موفق میشویم که صداقت داشته باشیم یعنی رو بازی کنیم. . هر چه تلاشمان بیشتر باشد موفق تر خواهیم بود.

اصول رو حانی در زندگی پیاده شود موفقیت تکمیل خواهد شد.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر5
#5
تحقیرهاییکه به خاطر مصرف شدم بعد از سالها پاکی از ذهنم پاک نشده و فراموش نکردم و نمیکنم که به خاطر تغییرات ناموزون جسمی و بدنی خجالت میکشیدم که در جمع خانواده و فامیل حضور پیدا کنم و در کل با اجتماع قطع ارتباط کرده بودم و در اصل از همه فراری بودم و خیلی مسائل دیگه که متقاعدم کرده چیزی به نام مصرف موفقیت آمیز وجود نداره .
پاسخ
#6
تجربه‌ای که به مکررات از گذشته و ترک های گذشته داشته‌ام این را به من ثابت کرده است.

یک بار زیاد هزار بار کافی نیست.
پاسخ
#7
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۲۲ عصر)admin.a نوشته است: سوال 48 : چه چيز مرا متقاعد ميسازد كه ديگر نميتوانم با موفقيت مصرف كنم؟
انزوا وتنهایی,خارج ازاراده بودن زندگی ومصرف,سواستفاده ها وتمام مشکلات گذشته,شکست های پی درپی,ازدست دادن داشته های امروزم,اگرنخواهم کنترل کنم ,نصیحت کنم,حال بدمرا متقاعدمیسازدکه دیگر موفقیت درکارنیست.

تجربه های تلخ گذشته,شناخت نسبت به بیماری اعتیاد,فقط درمورد مصرف ,پرهیز کامل وجود دارد
پاسخ
#8
یک نگاه به زندگی گذشته و تجربه لغزش در بهبودی که بیماریم بمراتب حادتر از گذشته شده بود مدرک مستند برای اینه که من نمیتونم مصرف موفقیت آمیز داشته باشم ...
پاسخ
#9
تجربه ترکهای قبلی به من نشان داد نمیتوانم موادم را کنترل یا جایگزین کنم و تخریبگر مواد فقط بولدوزری است که من خاموشش کرده ام و فقط با یک دود یا پیک استارت میخورد، من بارها این اشتباه را تکرار کرده ام و همیشه شکست خورده ام، من زورم به مواد مخدر نمیرسد به همینراحتی!پس کاری به کارش ندارم
پاسخ
#10
چیزی که منو متقاعد کرد تمامی ترکها وبازگشت من به مصرف بود
تمامی برنامه هایی که ریختم تا بتونم مصرفمو کنترل کنم وبا برنامه مصرف کنم ولی هیچ وقت موفق نبودم چون همیشه با شکست روبرو میشدم
وتمامی تلاش من بر خلاف نوع رفتارهای من بود من مشکلم مصرف نبود مواد نبود
چرا که واکنش من نسبت به اینها از روی بی تعادلی وبی جنبه گی من بود من نه جنبه داشتم ونه تعادل

از این رو هیچ وقت نتونستم با موفقیت مصرف کنم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر5 ، mehdi9666
#11
با سلام
غیر قابل اداره بودن زندگیم دیدن آشفتگیهای پس از مصرف و دردهایی که میکشم.
مثلا ترور شخصیت شدن بخاطر دخالت در حریم خصوصی افراد.نداشتن حق انتخاب در زنگیم.عذاب وجدان گرفتن بخاطر رفتارهای ناسالمی که انجام میدهم.دیدن تنهایم وقتی داشته هایم را به رخ دیگران میکشم.توجه کردن به تجربه های دردآور خودم و دیگران.خودآزاریهایی که بعد از مصرف ابزارهای دوران مصرفی به سراغم میاید.دیدن عجز و ناتوانیم در مقابل افراد و افراط و تفریط.
در کل چیزی که باعث میشود تسلیم شوم انرژی ست میسوزانم و از دست میدهم وقتی با بیماریم زندگی میکنم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر5 ، mehdi9666
#12
عدم آگاهی است که فکر کنیم می توانیم مصرف کنیم و آن را کنترل کنیم و موفق هم باشیم.
قطب دیگر تسلیم غرور و منیت است و آن خروج از نقطه تسلیم است.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر5 ، ناظر10 ، mehdi9666
#13
با سلام

من توانایی کنترل راندارم ، با توجه به شناخت اندکی از بیماری خودم پیداکردم پذیرفتم که بیماری من بسیار مرموز وفریبنده است وبه دلیل پیشروندگی ومیل به انجام کارهای منفی ونداشتن تعادل من نمی توانم کنترلی هم برای انجام نواقص وهم بر مصرف مواد مخدر داشته باشم ، زندگی گذشته دوران مصرف وتجربه های تلخ وسعی بیهوده درکنترل کردن که جز خستگی چیزی برای من نداشت ، وسوسه واجبارو انکار، تجربه لغزش اعضا ، لذت پاکی وبهبودی ، تجربه ومشارکت دوستان در جلسات در رابطه با این موضوع . Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، ناظر5 ، حـمـیـد ، mehdi9666 ، داود شیراز
#14
سلام
در مواد ،الکل،نواقص موفقیت وجود ندارد.ذات این ها شکست است.روش مصرف این ها شکست است.کاری که با زندگی من کرد شکست و بی اراده بودن را در من ایجاد کرد و جزء نابودی هیچ کاری برایم نکرد.بیش از این نباید تاوان بدهم پس سعی می کنم دیگر هیچ گاه این متاع را استفاده ننمایم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، mehdi9666 ، ناظر5 ، داود شیراز
#15
بی موفقیتم نمیتونم مصرف کنم چون عوارض واسیبهای مصرف واعتیادوخسارتهای اعتیادهنوزبعد۱۴سال پاکی خودشونشون میده درنابودی موفقیتی نیست همونطورکه توسالهای مصرف نبود
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، ناظر10 ، حـمـیـد ، mehdi9666
#16
تاریخ را ساختم بامصرف،امروزتاریخ به من نشان میدهددیگرنمیتوانم ،بایدبرای اثبات بادیگرمعتادان بهبودی همسفرشدوخودراازافکارمعتادگونه  ازادکرد
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر10 ، حـمـیـد ، mehdi9666
#17
زندگی امروزم چیزیست که مرا متقاعد میکند در انجمن بمانم 
هر مصرفی علامت بزرگیست برای عدم موفقیت است 
در مصرف نمیتواند درک و اگاهی از شرایط باشد در مصرف شدت وجود دارد فریب وجود دارد و برای انکار اینها من وانمود میکنم که موفق هستم 
چیزی که مرا متقاعد میکند  دورنمای زندگی روحانی است که در سایه تسلیم پدیدار میشود 

لذت بردن از پاکی  تجربه تلخ گذشته و.....
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد
#18
سلام
 
در کل که مصرف موفقیت آمیز نداریم-اثلا در مصرف موفق بودن وجود ندارد- تجربه های طولانی مصرف به من نشان داده است که اگر بخواهم مصرف نمایم جز مرگ وانحطاط چیزی نصیبم نخواهد شد...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد
#19
سلام.وجود سلامتی.آرامش .طریقه برخورد صحیح با دیگران.داشتن سلامت عقل.حضور در اجتماعات و برخورد با آنها.وجود فرزندانم.
در ادامه.کارکرد قدم ها و سنت ها با رهجویان.نقطه امید و اعتماد آنها به من و راهنمایم.
در ثانی عدم تعادل داشتن در مصرف کردن
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5 ، حـمـیـد
#20
عاجزیم های مصرف. درماندگی های مصرف
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5
#21
من بخاطر فراموش کردن بیماریم زندگیم دوباره مانند زمان مصرف مواد مخدر به آشفتگی کامل کشیده شد.
با تصمیمات اشتباه در پاکی دچار بحران های وحشتناکی در زندگی شده که همین موضوع مرا دوباره به آخر خط یعنی یأس و انزوا کشاند و همیشه با توجیه و بهانه به دنبال دستآویزهای جدید برای انکار واقعیت ها بودم .
انقدر این نواقص و اشتباهات را تکرار کردم که در افکار و رفتارم به عجز کامل رسیدم و قبول کردم هیچ کنترلی روی احساسات ندارم . همین بود متقاعد شدم دیگر راهی برای ادامه مصرف نواقص و این رفتار و افکار ندارم و باید بدنبال راه حل باشم .
را حلSad جلسات بصورت منظم ـ کارکرد قدم و عملکرد روی آن ـ مشورت ـ بروز کردن دانش برنامه بصورت روزانه در مورد نواقص شخصیتیم )

HH
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان