۱۳۹۸/۱۰/۲۷، ۰۱:۱۵ صبح
[b]سوال14. در چه زمینه های دیگر زندگی عضویت را تجربه می کنم؟ آیا خود را جزئی از آن یا جدا از آن می دانم؟[/b]
|
سوال14. در چه زمینه های دیگر زندگی عضویت را تجربه می کنم؟ آیا خود را جزئی از آن یا جد
|
|||||||||
|
۱۳۹۸/۱۰/۲۷، ۰۱:۱۵ صبح
[b]سوال14. در چه زمینه های دیگر زندگی عضویت را تجربه می کنم؟ آیا خود را جزئی از آن یا جدا از آن می دانم؟[/b]
۱۴۰۲/۷/۱۸، ۰۸:۵۴ صبح
باسلام
یکی از بحرانهایی که در گذشته باهاش درگیر بودم بحث قطع ارتباطم با دنیای بیرون بودیعنی هیچ جایی احساس پذیرفته شدن و تعلق نمیکردم عضویتم در هر جایی زیاد دوام نداشت چون عدم سلامت عقل و نداشتن تعادل باعث جدایی من درجایی که بودم میشد،ودر نهایت گوشه گیر ومنزوی شدم. اما همان احساس و ترسها از موفقیت نشدنهارا من با خودم وارد انجمن میکنم مثال ترس از عضو شدن برای ادامه تحصیل، ترس از عضو شدن در بین اقوام و خانواده در یک باشگاه ورزشی، ترس از عضو شدن در یک کارگاه برای ادامه کار،و... اما بعد از عضویتم در انجمن و احساس پذیرفته شدن زمانی که عضویتم همراه باپذیرفتن مسئولیت باشدالگویی میشود که در بیرون هم عضویتم را همراه با مسئولیت باشد چیزی که در قبل نبود یعنی در گذشته هر جا عضو میشدم فقط به فکر منافع خودم بودم دیگران را در نظر نمیگرفتم مسئولیت پذیرنبودم، برای تکرار نکردن آن الگوهای قدیمی من باید توسط قدمها به خودشناسی برسم توسط سنتهانحوه ارتباطم را با بیرون درست کنم و توسط خدمات از این دو محافظت کنم که تبدیل به یک فرد قابل قبول وسازنده اول برای انجمن بعد برای جامعه ام شوم
۱۴۰۳/۴/۲۶، ۰۴:۴۰ صبح
عضویت در خانواده عضویت در محیط کار و تحصيل جامعه و......
ما انسانها برای بقا و ادامه زندگی نیاز با جمع بودن و زندگی و فعالیت گروهی داریم. در گذشته بخاطر خودخواهی و خود محوری و اجبار در مصرف به تنهایی و در انزوا زندگی کردیم و به نقطه یاس و نا امیدی رسیدیم از بدو ورود به انجمن سعی کردیم برای بقا عضو ناسازگار نباشیم به خودم و به خواسته های شخصی بها ندهم. با کار کردسنتها به این درک رسیدم که برای ماندن باید منافع مشترک را در نظر بگیرم به نظر و عقیده دیگران احترام بگذارم. اگر تو روابطم طبق سنتها حرکت کنم عضو قابل قبول و سازنده در هر جمعی خواهم بود و احساس تعلق میکنم.
| |||||||||
|
|