<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگو انجمن معتادان گمنام ایران - 	فصل سوم یک مسیر روحانی]]></title>
		<link>https://forum.nairan.org/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگو انجمن معتادان گمنام ایران - https://forum.nairan.org]]></description>
		<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 17:28:44 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[برداشت شخصی از فصل سوم]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=1274</link>
			<pubDate>Mon, 29 Jun 2020 06:26:23 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=0">ناظر5</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=1274</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #c10300;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-size: small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif;" class="mycode_font">برداشت شخصی شما از فصل سوم کتاب </span></span><span style="font-size: small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif;" class="mycode_font">پاک زیستن چیست ؟</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #c10300;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-size: small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif;" class="mycode_font">برداشت شخصی شما از فصل سوم کتاب </span></span><span style="font-size: small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif;" class="mycode_font">پاک زیستن چیست ؟</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اعمال ابتکارآمیز روح]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=108</link>
			<pubDate>Mon, 13 Jan 2020 19:35:30 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=1">admin.a</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=108</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اعمال ابتکارآمیز روح</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همچنان که اعتماد به نفس مان نسبت به روحانیت خود افزایش میابد, تمایل بیشتری پیدا می کنیم تا هم در رابطه با اقدامات روحانی و هم در مورد روش زندگی مان, فی البداهه عمل کنیم. تمایل پیدا می کنیم کار درست را انجام داده و ترس های خود را رها کنیم. در ابتدا فقط روزانه در صحنه حضور داشته وآمادۀ خدمت خواهیم بود اما سپس تمایل پیدا می کنیم به بهترین نح و ممکن درخدمت منافع والاتر جامعه باشیم. کارمان را با پیروی از پیشنهادات شروع نموده و درجهت انجام کاردرست با انگیزۀ درست, آن را ادامه می دهیم. می توانیم درهمینجا توقف کنیم اما اگر تمایل داشته باشیم به چیزهای بیشتری برسیم, فرصت آن را داریم که حتی از بزرگترین انتظارات خود نیز فراتر رویم. تجارب ما بسیاری از تردیدهایمان را درمورد روحانیت برطرف می نمایند .می توانیم به سادگی آن رابطه ای را که می خواهیم, با نیروی برتر خود برقرار کنیم و دیگر نگران آنچه که درک نکرده و نمی دانیم نباشیم. هر زمان که تجربه ای ما را از نو بیدار می کند، بیشتر نسبت به نیرویی که ما را برای بیدار شدن درمقابل زندگی مان هدایت و تشویق می کند، آگاهی پیدا می کنیم.<br />
<br />
بیداری های روحانی مان, چه بزرگ و چه کوچک, خودشان را در قالب تمایل مان به تمرین اصول و حمل پیام، نشان می دهند. خدمت چیزهای زیادی را در باره روحانیت به ما می آموزد. با خدمت کردن هم یاد می گیریم چگونه خدمت کنیم و هم بواسطۀ آن عشق و سپاسگزاری مان را به نمایش می گذاریم. هنگامی که تلاش هایمان را همسو می کنیم ،نتیجۀ حاصله به مراتب بیشتر از جمع تک تک تلاش هایمان خواهد بود. به همین ترتیب, تصمیمات گروهی خردمندانه تر از تصمیمات فردی مان بوده و نیروی جمع, به مراتب بیشتر از نیروهای فردی مان می باشد. سنت دوم به ما یادآوری می کند که در خدمت ,یک خداوند مهربان تلاش های ما را راهنمائی می کند وهنگامی که پس روی های موقتی وعدم توافقات کوتاه مدت به گونه ای با رساندن پیام تداخل پیدا نمی کنند, خود را نشان می دهد.<br />
با مشاهده این که یک نیروی برتر در NA کار می کند به این باور می رسیم که آن می تواند در زندگی مان نیز موثر باشد. یکی از اعضا چنین مشارکت کرد:" هرزمان گروه خانگی من تصمیمی را به دلیل آنکه برخی از ما مطمئن نیستیم چه کار کنیم ،به تعویق می اندازد, معمولأ بعدها تصمیم بهتری می گیریم. یادگرفته ام این را در زندگی شخصی خودم نیز انجام دهم: هنگامی که برای دعا تامل می کنم، تصمیمات بهتری می گیرم."</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اعمال ابتکارآمیز روح</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همچنان که اعتماد به نفس مان نسبت به روحانیت خود افزایش میابد, تمایل بیشتری پیدا می کنیم تا هم در رابطه با اقدامات روحانی و هم در مورد روش زندگی مان, فی البداهه عمل کنیم. تمایل پیدا می کنیم کار درست را انجام داده و ترس های خود را رها کنیم. در ابتدا فقط روزانه در صحنه حضور داشته وآمادۀ خدمت خواهیم بود اما سپس تمایل پیدا می کنیم به بهترین نح و ممکن درخدمت منافع والاتر جامعه باشیم. کارمان را با پیروی از پیشنهادات شروع نموده و درجهت انجام کاردرست با انگیزۀ درست, آن را ادامه می دهیم. می توانیم درهمینجا توقف کنیم اما اگر تمایل داشته باشیم به چیزهای بیشتری برسیم, فرصت آن را داریم که حتی از بزرگترین انتظارات خود نیز فراتر رویم. تجارب ما بسیاری از تردیدهایمان را درمورد روحانیت برطرف می نمایند .می توانیم به سادگی آن رابطه ای را که می خواهیم, با نیروی برتر خود برقرار کنیم و دیگر نگران آنچه که درک نکرده و نمی دانیم نباشیم. هر زمان که تجربه ای ما را از نو بیدار می کند، بیشتر نسبت به نیرویی که ما را برای بیدار شدن درمقابل زندگی مان هدایت و تشویق می کند، آگاهی پیدا می کنیم.<br />
<br />
بیداری های روحانی مان, چه بزرگ و چه کوچک, خودشان را در قالب تمایل مان به تمرین اصول و حمل پیام، نشان می دهند. خدمت چیزهای زیادی را در باره روحانیت به ما می آموزد. با خدمت کردن هم یاد می گیریم چگونه خدمت کنیم و هم بواسطۀ آن عشق و سپاسگزاری مان را به نمایش می گذاریم. هنگامی که تلاش هایمان را همسو می کنیم ،نتیجۀ حاصله به مراتب بیشتر از جمع تک تک تلاش هایمان خواهد بود. به همین ترتیب, تصمیمات گروهی خردمندانه تر از تصمیمات فردی مان بوده و نیروی جمع, به مراتب بیشتر از نیروهای فردی مان می باشد. سنت دوم به ما یادآوری می کند که در خدمت ,یک خداوند مهربان تلاش های ما را راهنمائی می کند وهنگامی که پس روی های موقتی وعدم توافقات کوتاه مدت به گونه ای با رساندن پیام تداخل پیدا نمی کنند, خود را نشان می دهد.<br />
با مشاهده این که یک نیروی برتر در NA کار می کند به این باور می رسیم که آن می تواند در زندگی مان نیز موثر باشد. یکی از اعضا چنین مشارکت کرد:" هرزمان گروه خانگی من تصمیمی را به دلیل آنکه برخی از ما مطمئن نیستیم چه کار کنیم ،به تعویق می اندازد, معمولأ بعدها تصمیم بهتری می گیریم. یادگرفته ام این را در زندگی شخصی خودم نیز انجام دهم: هنگامی که برای دعا تامل می کنم، تصمیمات بهتری می گیرم."</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[روحانیت درعمل]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=107</link>
			<pubDate>Mon, 13 Jan 2020 19:34:17 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=1">admin.a</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=107</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">روحانیت درعمل</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درک و دربرگرفتن قدمها و سنت ها برای همه مان اهمیت دارد اما باید آنچه را که یادمی گیریم به کار گیریم چرا که درغیرآنصورت دانش مان ارزشی نخواهد داشت. زمانی که درگیر خدمت فداکارانه می شویم متوجه می شویم کلیۀ اصولی که دوست داشته و یادگرفته ایم برایمان کاربرد دارند. ازسر راه خودمان کنار رفتن کار ساده ای نیست اما این دقیقأ همان کاری است که ما را اززندان های خود ساخته مان رها می سازد. بعضی وقت ها کاملأ مشهود است که اگر تغییر نکنیم با مشکل مواجه خواهیم شد. در برخی دیگر از اوقات آزادیم همانجایی که هستیم بوده و حرکتی نکنیم اما در این شرایط درحق خود کوتاهی کرده ایم. زمانی که نیاز داریم تغییرکنیم, می توانیم اقدام به عمل های مختلفی را از خود بروز دهیم اما ساده ترین این اقدامات, اغلب مهمترین آنها می باشند . زمانی که به دیگران ایثار می کنیم به اندازه ای از سرراه خود به کنار می رویم که بتوانیم یک نگرش متفاوت را نسبت به زندگی مان به دست آوریم. این عجیب به نظر می رسد اما آن کارهایی که با حداکثر ازخود گذشتگی انجام می دهیم, حداکثر پاداش را برایمان به ارمغان می آورند. خدمت فداکارانه, خدمت به نیروی برترمان به همنوعان مان و به خودمان محسوب می گردد .<br />
زمانی که ما جزئی از این فرایندیم, متوجه می شویم که یک نیروی برتر با استفاده از ما در زندگی دیگران تغییر ایجاد می نماید. وقتی که این رویداد را درعمل می بینیم, انکار این واقعیت برایمان مشکل تر می گردد .</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">روحانیت درعمل</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درک و دربرگرفتن قدمها و سنت ها برای همه مان اهمیت دارد اما باید آنچه را که یادمی گیریم به کار گیریم چرا که درغیرآنصورت دانش مان ارزشی نخواهد داشت. زمانی که درگیر خدمت فداکارانه می شویم متوجه می شویم کلیۀ اصولی که دوست داشته و یادگرفته ایم برایمان کاربرد دارند. ازسر راه خودمان کنار رفتن کار ساده ای نیست اما این دقیقأ همان کاری است که ما را اززندان های خود ساخته مان رها می سازد. بعضی وقت ها کاملأ مشهود است که اگر تغییر نکنیم با مشکل مواجه خواهیم شد. در برخی دیگر از اوقات آزادیم همانجایی که هستیم بوده و حرکتی نکنیم اما در این شرایط درحق خود کوتاهی کرده ایم. زمانی که نیاز داریم تغییرکنیم, می توانیم اقدام به عمل های مختلفی را از خود بروز دهیم اما ساده ترین این اقدامات, اغلب مهمترین آنها می باشند . زمانی که به دیگران ایثار می کنیم به اندازه ای از سرراه خود به کنار می رویم که بتوانیم یک نگرش متفاوت را نسبت به زندگی مان به دست آوریم. این عجیب به نظر می رسد اما آن کارهایی که با حداکثر ازخود گذشتگی انجام می دهیم, حداکثر پاداش را برایمان به ارمغان می آورند. خدمت فداکارانه, خدمت به نیروی برترمان به همنوعان مان و به خودمان محسوب می گردد .<br />
زمانی که ما جزئی از این فرایندیم, متوجه می شویم که یک نیروی برتر با استفاده از ما در زندگی دیگران تغییر ایجاد می نماید. وقتی که این رویداد را درعمل می بینیم, انکار این واقعیت برایمان مشکل تر می گردد .</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[داشتن عملکرد]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=106</link>
			<pubDate>Mon, 13 Jan 2020 19:33:49 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=1">admin.a</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=106</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">داشتن عملکرد</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">ا<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">گر قرار باشد رابطۀ مان با یک نیروی برتر مفید واقع شود, آن باید رابطه ای صادقانه باشد. برای اینکه یادبگیریم ترسها, نومیدی و عصبانیت مان را به مشارکت بگذاریم, به شهامت نیاز داریم .ما طی دعا کردن از روش های متفاوتی استفاده می کنیم. بسیاری از ما گفتگوی خود با یک نیروی برتررا با دعایی رسمی شروع می کنیم. چنین دعاهایی می توانند بسیار قدرتمند و مؤثر باشند. یکی از اعضا اینطور گفت: " من در طول بهبودی خود از یک دعای بخصوص استفاده کردم که در اوائل بسیار خوب کارمی کرد. اما اکنون که بیست سال از آن زمان می گذرد, این واژه ها مفهوم و محتوای غیر قابل تصوری پیدا کرده اند." مضاف براین, یاد می گیریم به طرقی خودمانی و غیر رسمی با نیروی برتر خود صحبت کنیم و احساسات, امیدها, ترس ها و ایده های خود را با او درمیان بگذاریم. مهم است به یاد داشته باشیم که نباید اجازه داد محتوای قدمهایی که کارمی کنیم تحت تأثیر گفته های دیگران درمورد همان قدمها قراربگیرد. به عبارت دیگر باید واژه های آورده شده در قدمها را از گفته های دیگران جدا نمود. به همین ترتیب رابطۀ درحال توسعۀ ما با یک نیروی برتر, حتمأ نباید ازنمونه ای که توسط دیگران از پیش تعیین شده, تبعیت کند و می تواند با آنچه که قبلأ تصورش را می کردیم تفاوت داشته باشد .بنابراین رابطۀ ما با یک نیروی برتر به نوعی مانند روابطمان با دیگر انسانها است. صمیمیت را نمی توان از قبل تعریف کرده و یا پیش بینی نمود.<br />
<br />
بسیاری از ما دستاویز خاصی را برای ایمان نیاوردن به یک نیروی برتر مشترک داریم که می گوید یک خداوند قدرتمند اجازه نخواهد داد اتفاقات ناخوشایند فعلی رخ دهند و آنچه که ما طی تحمل جهنم اعتیاد به چشم خود دیدیم به هیچ عنوان نمی توانست توسط یک نیروی مهربان خلق شده باشد .برای بیرون آمدن از این چالش می توان هزار راه پیدا کرد و انتخاب و قید یک روش خاص که مناسب حال همۀ اعضایمان باشد در اینجا مقدور نیست. آنچه که در می یابیم این است که نیروی برتر مان ما را از سختی های زندگی مصون نگاه نمی دارد اما درعوض کمک می کند تا درحین پاکی از این مشکلات عبور کنیم .درس مورد نظر را زمانی که مشکل داریم خواهیم آموخت. ممکن است متوجه شویم بعضی از شرایط دردناکی که می خواستیم خداوند را مقصر آنها بدانیم نتیجۀ اعمال و تصمیم های خودمان بوده است. شاید از همه مهمتر این باشد که دردی را که ما متحمل شدیم می تواند تبدیل به ابزاری گردد که بتوان از آن برای کمک به دیگران استفاده نمود. همینطور که بهبود پیدا کرده و به دیگران کمک می کنیم, درمیابیم که تجارب گذشته مان می توانند منبعی باشند برای اینکه ما پذیرش, همدردی و واژه های مورد نیاز را برای کمک به شخص دیگری پیدا کنیم تا او بتواند راهی را برای خروج از نومیدی و بیرون آمدن ازچاه پیدا کند. ما درمقابل اعتیادمان عاجزیم اما زمانی که تسلیم می شویم تبدیل به حربه ای قدرتمند برای ایجاد تغییر می گردیم .</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">داشتن عملکرد</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">ا<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">گر قرار باشد رابطۀ مان با یک نیروی برتر مفید واقع شود, آن باید رابطه ای صادقانه باشد. برای اینکه یادبگیریم ترسها, نومیدی و عصبانیت مان را به مشارکت بگذاریم, به شهامت نیاز داریم .ما طی دعا کردن از روش های متفاوتی استفاده می کنیم. بسیاری از ما گفتگوی خود با یک نیروی برتررا با دعایی رسمی شروع می کنیم. چنین دعاهایی می توانند بسیار قدرتمند و مؤثر باشند. یکی از اعضا اینطور گفت: " من در طول بهبودی خود از یک دعای بخصوص استفاده کردم که در اوائل بسیار خوب کارمی کرد. اما اکنون که بیست سال از آن زمان می گذرد, این واژه ها مفهوم و محتوای غیر قابل تصوری پیدا کرده اند." مضاف براین, یاد می گیریم به طرقی خودمانی و غیر رسمی با نیروی برتر خود صحبت کنیم و احساسات, امیدها, ترس ها و ایده های خود را با او درمیان بگذاریم. مهم است به یاد داشته باشیم که نباید اجازه داد محتوای قدمهایی که کارمی کنیم تحت تأثیر گفته های دیگران درمورد همان قدمها قراربگیرد. به عبارت دیگر باید واژه های آورده شده در قدمها را از گفته های دیگران جدا نمود. به همین ترتیب رابطۀ درحال توسعۀ ما با یک نیروی برتر, حتمأ نباید ازنمونه ای که توسط دیگران از پیش تعیین شده, تبعیت کند و می تواند با آنچه که قبلأ تصورش را می کردیم تفاوت داشته باشد .بنابراین رابطۀ ما با یک نیروی برتر به نوعی مانند روابطمان با دیگر انسانها است. صمیمیت را نمی توان از قبل تعریف کرده و یا پیش بینی نمود.<br />
<br />
بسیاری از ما دستاویز خاصی را برای ایمان نیاوردن به یک نیروی برتر مشترک داریم که می گوید یک خداوند قدرتمند اجازه نخواهد داد اتفاقات ناخوشایند فعلی رخ دهند و آنچه که ما طی تحمل جهنم اعتیاد به چشم خود دیدیم به هیچ عنوان نمی توانست توسط یک نیروی مهربان خلق شده باشد .برای بیرون آمدن از این چالش می توان هزار راه پیدا کرد و انتخاب و قید یک روش خاص که مناسب حال همۀ اعضایمان باشد در اینجا مقدور نیست. آنچه که در می یابیم این است که نیروی برتر مان ما را از سختی های زندگی مصون نگاه نمی دارد اما درعوض کمک می کند تا درحین پاکی از این مشکلات عبور کنیم .درس مورد نظر را زمانی که مشکل داریم خواهیم آموخت. ممکن است متوجه شویم بعضی از شرایط دردناکی که می خواستیم خداوند را مقصر آنها بدانیم نتیجۀ اعمال و تصمیم های خودمان بوده است. شاید از همه مهمتر این باشد که دردی را که ما متحمل شدیم می تواند تبدیل به ابزاری گردد که بتوان از آن برای کمک به دیگران استفاده نمود. همینطور که بهبود پیدا کرده و به دیگران کمک می کنیم, درمیابیم که تجارب گذشته مان می توانند منبعی باشند برای اینکه ما پذیرش, همدردی و واژه های مورد نیاز را برای کمک به شخص دیگری پیدا کنیم تا او بتواند راهی را برای خروج از نومیدی و بیرون آمدن ازچاه پیدا کند. ما درمقابل اعتیادمان عاجزیم اما زمانی که تسلیم می شویم تبدیل به حربه ای قدرتمند برای ایجاد تغییر می گردیم .</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[روحانیت عملی است]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=105</link>
			<pubDate>Mon, 13 Jan 2020 19:33:00 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=1">admin.a</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=105</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">روحانیت عملی است</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">با همگام شدن مداوم رفتارها و باورهایمان, به درک جدیدی از خودمان می رسیم وعلی رغم داشتن یک بیماری که ما را مجبور می کند دائمأ از افکارمان مراقبت کنیم, می توانیم هم خوبی و هم بدی را درخود ببینیم. وقتی ازخود تراز گرفته و تمرین می کنیم تا رفتارها و انگیزه هایمان را مورد توجه قرار دهیم, برخی اوقات احساس می کنیم چیزی بیش از نقائص شخصیتی خود نیستیم. به نظر می رسد ناراحت کننده ترین جوانب مان آن چیزهایی باشند که به واقعیت نزدیکترند. اما حتی اگر چیزهای دردآوری را در خودمان ببینیم, می دانیم که کل موجودیت مان به این واقعیت محدود نمی گردد.<br />
یادمی گیریم روح مان از مابقی مان جدا نبوده و جزئی از ماست و از ماهیت دقیق جوانب مثبت مان آگاهی پیدا می کنیم. شخصیت های درهم شکسته مان مجددأ به چیزی یکپارچه و کامل تبدیل می گردند . تمامیت یعنی اینکه ما کاملأ یکپارچه باشیم و اعمال مان, افکارمان, احساسات مان, ایده هایمان و ارزش هایمان همه با هم هماهنگ باشند .<br />
برای بسیاری از ما رسیدن به چنین شرایطی زمان زیادی می برد. حتی زمانی هم که به این شرایط نائل می شویم , دستیابی به این احساس که آنها واقعی بوده و خیالی نیستند به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت. بیشتر و بیشترقادرخواهیم بود رفتارهایمان را با ارزشها و باورهایمان مطابقت دهیم و از روی احساساتمان عکس العمل نشان ندهیم.</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">روحانیت عملی است</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">با همگام شدن مداوم رفتارها و باورهایمان, به درک جدیدی از خودمان می رسیم وعلی رغم داشتن یک بیماری که ما را مجبور می کند دائمأ از افکارمان مراقبت کنیم, می توانیم هم خوبی و هم بدی را درخود ببینیم. وقتی ازخود تراز گرفته و تمرین می کنیم تا رفتارها و انگیزه هایمان را مورد توجه قرار دهیم, برخی اوقات احساس می کنیم چیزی بیش از نقائص شخصیتی خود نیستیم. به نظر می رسد ناراحت کننده ترین جوانب مان آن چیزهایی باشند که به واقعیت نزدیکترند. اما حتی اگر چیزهای دردآوری را در خودمان ببینیم, می دانیم که کل موجودیت مان به این واقعیت محدود نمی گردد.<br />
یادمی گیریم روح مان از مابقی مان جدا نبوده و جزئی از ماست و از ماهیت دقیق جوانب مثبت مان آگاهی پیدا می کنیم. شخصیت های درهم شکسته مان مجددأ به چیزی یکپارچه و کامل تبدیل می گردند . تمامیت یعنی اینکه ما کاملأ یکپارچه باشیم و اعمال مان, افکارمان, احساسات مان, ایده هایمان و ارزش هایمان همه با هم هماهنگ باشند .<br />
برای بسیاری از ما رسیدن به چنین شرایطی زمان زیادی می برد. حتی زمانی هم که به این شرایط نائل می شویم , دستیابی به این احساس که آنها واقعی بوده و خیالی نیستند به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت. بیشتر و بیشترقادرخواهیم بود رفتارهایمان را با ارزشها و باورهایمان مطابقت دهیم و از روی احساساتمان عکس العمل نشان ندهیم.</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک سفر روحانی]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=104</link>
			<pubDate>Mon, 13 Jan 2020 19:32:31 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=1">admin.a</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=104</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">یک سفر روحانی</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درجستجوی خداوند بودن, هرآنطور که او را درک کنیم, یک تجربۀ شخصی است اما باید این را بدانیم که ما در این رابطه تنها نبوده و دیگران نیز درجستجوی خداوند مورد درکشان هستند. بخشی ازاین مسئله خیلی خصوصی بوده و درعین حال به نوعی شگفت انگیز نیز می باشد .بعضی وقت ها باید با نیروی برتر خود درتنهایی قدم بزنیم. با مطالعۀ سنت ها, یاد می گیریم اتحادمان همیشه باید دراولویت قرارگیرد و هرچیزی که در بهبودی شخصی مان تأثیر بگذارد, نمی تواند یک موضوع بیرونی باشد. همچنین یادمی گیریم اصول روحانی با یکدیگر تناقض ندارند اما ممکن است برای انطباق دادن آنها با یکدیگر به تفکر و دعا کردن نیاز باشد. زمانی که ما با روحانیت زندگی می کنیم ,آگاهی و حس همدردی, ما را در بهبودی و همچنین مشارکت مان راهنمایی می کنند. درقدم یازدهم خواستارداشتن قدرتی می شویم که بواسطۀ آن بتوانیم ارادۀ خداوند را برای خود به اجرا درآوریم. با چنین روحیه ای ممکن است بخواهیم واژه هایی را به کار بگیریم که باعث جداسازی و چند دستگی دراطرافمان نگردد.<br />
<br />
نیاز داریم بتوانیم درمورد سفر خود مشارکت کنیم و مهم نیست که به علامت های بین راه چه نام هایی می دهیم. وقتی<br />
یادمی گیریم احساسات و تجارب خود را بدون آنکه به نامی اشاره کنیم, مشارکت نماییم, آن آزادی را که گمنامی برای مان به ارمغان می آورد, کشف می کنیم .ممکن است از داشتن نقاط مشترک با آنهایی که ظاهرأ در مسیر روحانی کاملأ متفاوتی نسبت به ما قراردارند, متعجب شویم. وقتی که به تدریج نقاط مشترک بین سفرهای مان را می بینیم, متوجه می شویم تفاوت هایمان به ندرت می توانند درمسیرمان به ما کمک کنند و درعوض منجر به ایجاد موانعی بین ما می گردند.</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">یک سفر روحانی</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درجستجوی خداوند بودن, هرآنطور که او را درک کنیم, یک تجربۀ شخصی است اما باید این را بدانیم که ما در این رابطه تنها نبوده و دیگران نیز درجستجوی خداوند مورد درکشان هستند. بخشی ازاین مسئله خیلی خصوصی بوده و درعین حال به نوعی شگفت انگیز نیز می باشد .بعضی وقت ها باید با نیروی برتر خود درتنهایی قدم بزنیم. با مطالعۀ سنت ها, یاد می گیریم اتحادمان همیشه باید دراولویت قرارگیرد و هرچیزی که در بهبودی شخصی مان تأثیر بگذارد, نمی تواند یک موضوع بیرونی باشد. همچنین یادمی گیریم اصول روحانی با یکدیگر تناقض ندارند اما ممکن است برای انطباق دادن آنها با یکدیگر به تفکر و دعا کردن نیاز باشد. زمانی که ما با روحانیت زندگی می کنیم ,آگاهی و حس همدردی, ما را در بهبودی و همچنین مشارکت مان راهنمایی می کنند. درقدم یازدهم خواستارداشتن قدرتی می شویم که بواسطۀ آن بتوانیم ارادۀ خداوند را برای خود به اجرا درآوریم. با چنین روحیه ای ممکن است بخواهیم واژه هایی را به کار بگیریم که باعث جداسازی و چند دستگی دراطرافمان نگردد.<br />
<br />
نیاز داریم بتوانیم درمورد سفر خود مشارکت کنیم و مهم نیست که به علامت های بین راه چه نام هایی می دهیم. وقتی<br />
یادمی گیریم احساسات و تجارب خود را بدون آنکه به نامی اشاره کنیم, مشارکت نماییم, آن آزادی را که گمنامی برای مان به ارمغان می آورد, کشف می کنیم .ممکن است از داشتن نقاط مشترک با آنهایی که ظاهرأ در مسیر روحانی کاملأ متفاوتی نسبت به ما قراردارند, متعجب شویم. وقتی که به تدریج نقاط مشترک بین سفرهای مان را می بینیم, متوجه می شویم تفاوت هایمان به ندرت می توانند درمسیرمان به ما کمک کنند و درعوض منجر به ایجاد موانعی بین ما می گردند.</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک برنامۀ روحانی و نه مذهبی]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=103</link>
			<pubDate>Mon, 13 Jan 2020 19:31:58 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=1">admin.a</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=103</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یک برنامۀ روحانی و نه مذهبی</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هریک از ما مسیر روحانی مختص به خود را طی می کنیم. با کندوکاو جوانب روحانیت مان, خود را در یک سفر خویشتن یابی قرار می دهیم. وقتی که زندگی مان توأم با آگاهی روحانی باشد, سازگاری مطلوب را با خداوند آنطور که او را درک می کنیم ,و همچنین با خود و دیگران بدست می آوریم. برای روحانیت دستورالعمل واحدی وجود ندارد و هریک از ما راه زندگی روحانی خودمان را پیدا می کنیم. این اجازه می دهد آزادی مورد نیاز را برای انتخاب روش زندگی مان, بدست آوریم و مسئولیت آن را به عهده بگیریم .<br />
<br />
نمی توانیم وانمود کنیم که روحانیت محور اصلی برنامۀ NA و یا زندگی به روال NA نیست اما درعین حال افرادی با هرگونه اعتقادات, به علاوۀ آنهایی که به چیزی اعتقاد ندارند, می توانند در داخل این برنامه جایی داشته باشند .<br />
حق ما برای داشتن روحانیت درNA بدون قید و شرط است. این بدان معناست که ما نیز باید همان حق را برای<br />
دیگران قائل شویم. این مسئلۀ بغرنجی نیست اما به نظر می رسد ما دوست داریم این بخش از بهبودی مان را پیچیده ترکنیم .داشتن یک تعریف خاص از اصول روحانی برایمان بیش از حد محدودیت ایجاد خواهد کرد. سنتها به ما یادآوری می کنند N A مکانی نیست که در آنجا تنها یک مسیر روحانی بخصوص مورد تأیید قراربگیرد.<br />
<br />
بنابراین یافتن آن روحانیتی که برایمان کار کند می تواند یکی از مهم ترین چالش هایی باشد که در بهبودی با آن مواجه می شویم. با این وجود اغلب از به زبان آوردن این مطلب خوف داریم. می ترسیم مبادا با مشارکت کردن این موضوع احساس ناراحتی کنیم و یا باعث بوجود آمدن همین احساس در دیگران شویم .یادمی گیریم درطی پیام رسانی مرز بین تجارب روحانی شخصی خودمان و پیام NA را بوضوح مشخص کنیم .پیدا کردن نقطۀ تعادلی که طی آن ما تجارب یکدیگر را پذیرفته و درعین حال این شُ بهه را ایجاد نکنیم که یک مذهب خاص را تأیید کرده ایم, می تواند مشکل باشد .</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یک برنامۀ روحانی و نه مذهبی</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هریک از ما مسیر روحانی مختص به خود را طی می کنیم. با کندوکاو جوانب روحانیت مان, خود را در یک سفر خویشتن یابی قرار می دهیم. وقتی که زندگی مان توأم با آگاهی روحانی باشد, سازگاری مطلوب را با خداوند آنطور که او را درک می کنیم ,و همچنین با خود و دیگران بدست می آوریم. برای روحانیت دستورالعمل واحدی وجود ندارد و هریک از ما راه زندگی روحانی خودمان را پیدا می کنیم. این اجازه می دهد آزادی مورد نیاز را برای انتخاب روش زندگی مان, بدست آوریم و مسئولیت آن را به عهده بگیریم .<br />
<br />
نمی توانیم وانمود کنیم که روحانیت محور اصلی برنامۀ NA و یا زندگی به روال NA نیست اما درعین حال افرادی با هرگونه اعتقادات, به علاوۀ آنهایی که به چیزی اعتقاد ندارند, می توانند در داخل این برنامه جایی داشته باشند .<br />
حق ما برای داشتن روحانیت درNA بدون قید و شرط است. این بدان معناست که ما نیز باید همان حق را برای<br />
دیگران قائل شویم. این مسئلۀ بغرنجی نیست اما به نظر می رسد ما دوست داریم این بخش از بهبودی مان را پیچیده ترکنیم .داشتن یک تعریف خاص از اصول روحانی برایمان بیش از حد محدودیت ایجاد خواهد کرد. سنتها به ما یادآوری می کنند N A مکانی نیست که در آنجا تنها یک مسیر روحانی بخصوص مورد تأیید قراربگیرد.<br />
<br />
بنابراین یافتن آن روحانیتی که برایمان کار کند می تواند یکی از مهم ترین چالش هایی باشد که در بهبودی با آن مواجه می شویم. با این وجود اغلب از به زبان آوردن این مطلب خوف داریم. می ترسیم مبادا با مشارکت کردن این موضوع احساس ناراحتی کنیم و یا باعث بوجود آمدن همین احساس در دیگران شویم .یادمی گیریم درطی پیام رسانی مرز بین تجارب روحانی شخصی خودمان و پیام NA را بوضوح مشخص کنیم .پیدا کردن نقطۀ تعادلی که طی آن ما تجارب یکدیگر را پذیرفته و درعین حال این شُ بهه را ایجاد نکنیم که یک مذهب خاص را تأیید کرده ایم, می تواند مشکل باشد .</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رابطۀ آگاهانه]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=102</link>
			<pubDate>Mon, 13 Jan 2020 19:31:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=1">admin.a</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=102</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">رابطۀ آگاهانه</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همینطور که راه های متعدد و جدیدتری را برای ایجاد ارتباط با نیروی برتر خود پیدا می کنیم, اثرات مثبت آن را در سایر روابطمان نیز مشاهده می کنیم .برای برخی از ما چنین رابطه ای هرگز با نیروی برتری که آن را خداوند می نامیم, ایجاد نمی گردد .یکی ازاعضا چنین گفت: "من به اتحادی که در NA وجود دارد اعتماد دارم و می دانم هرزمان که دست کمک بسویش دراز کنم آن حمایتی را که نیازدارم دراختیارم قرارخواهد داد. وقتی که حتی توان راه رفتن نداشتم ,NA مرا حمل کرد ." آموختن دعا کردن فرایندی است که پاداش آن در پیمودن مسیر فرایند قرار دارد". من دعای آرامش را بدون واژۀ خداوندا یاد گرفتم, چرا که می دانستم اعتقادی بدان نداشتم. زمانی که قدم سوم را برای اولین بارکارکردم, دعای خود را با واژۀ متشکرم آغاز کردم. اکنون دیگرازکلماتی مانند لطفأ یا متشکرم یا واژه هایی مشابه آن استفاده نکرده و فقط دعا می کنم. نفس عمیقی می کشم و لحظۀ آرام وصل شدن را گرامی می دارم".</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">رابطۀ آگاهانه</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همینطور که راه های متعدد و جدیدتری را برای ایجاد ارتباط با نیروی برتر خود پیدا می کنیم, اثرات مثبت آن را در سایر روابطمان نیز مشاهده می کنیم .برای برخی از ما چنین رابطه ای هرگز با نیروی برتری که آن را خداوند می نامیم, ایجاد نمی گردد .یکی ازاعضا چنین گفت: "من به اتحادی که در NA وجود دارد اعتماد دارم و می دانم هرزمان که دست کمک بسویش دراز کنم آن حمایتی را که نیازدارم دراختیارم قرارخواهد داد. وقتی که حتی توان راه رفتن نداشتم ,NA مرا حمل کرد ." آموختن دعا کردن فرایندی است که پاداش آن در پیمودن مسیر فرایند قرار دارد". من دعای آرامش را بدون واژۀ خداوندا یاد گرفتم, چرا که می دانستم اعتقادی بدان نداشتم. زمانی که قدم سوم را برای اولین بارکارکردم, دعای خود را با واژۀ متشکرم آغاز کردم. اکنون دیگرازکلماتی مانند لطفأ یا متشکرم یا واژه هایی مشابه آن استفاده نکرده و فقط دعا می کنم. نفس عمیقی می کشم و لحظۀ آرام وصل شدن را گرامی می دارم".</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بیدارشدن درمقابل روحانیت مان]]></title>
			<link>https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=19</link>
			<pubDate>Sat, 11 Jan 2020 12:05:56 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.nairan.org/member.php?action=profile&uid=1">admin.a</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.nairan.org/showthread.php?tid=19</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">بیدارشدن درمقابل روحانیت مان</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ما نه تنها افرادی هستیم که به بیداری روحانی می رسیم بلکه نوع بخصوص دیگری از بیداری روحانی را بواسطۀ کارکرد قدم ها تجربه می کنیم : طی پیمودن این فرایند ,چشمانمان به روحانیت مان باز می گردند و به تدریج متوجه دنیای اطراف خود می شویم. درعین حال ,واضح تر دیده و احساسات شدیدتری را تجربه می کنیم – که این خود همیشه توأم با راحتی نیست. برخی از اعضای انجمن باور دارند مهمترین بیداری روحانی زمانی اتفاق می افتد که ما وارد جلسات انجمن معتادان گمنام شده و طی بقیۀ دوران بهبودی خود سعی می کنیم بفهمیم چه اتفاقی برایمان افتاده است. برای بعضی دیگر از ما "بیداری" مانند بسیاری دیگر از جوانب بهبودی, به صورت لایه لایه اتفاق می افتد .یکی از اعضا چنین مشارکت می کند: "وقتی که لایۀ بیرونی مه از میان برداشته شد, تازه توانستم ببینم چقدر مهوجود دارد. هر دفعه که لایه ای محو شد, مقدار بیشتری مه را در افق دوردست می دیدم. اکنون تا حدی حجم مه موجود را درک می کنم و متوجه آنچه را که نمی توانم ببینم هستم. با کمی خوش اقبالی درطول زندگی ام بیشتر و بیشتر بیدار خواهم شد.<br />
<br />
برخی از ما با تجربه نمودن احساس شدیدی نسبت به وجود یک نیروی برتر, به بیداری روحانی دست یافته ایم. برخی دیگر بدون اینکه الزامأ حس خاصی را نسبت به نیروی برتر تجربه کرده باشند, به کُ ندی, یک آگاهی روحانی را تجربه کرده و یا آن را درخود زنده یافته اند. کشف این مطلب که دیگران برای ما اهمیت قائل می شوند,خود می تواند یک بیداری روحانی باشد. برای بار اول درزندگی مان, متوجه می شویم که از اهمیت برخورداریم .زندگی برطبق اصول منجر به فروتنی مان می گردد – بدین معنی که آگاهی بیشتری از جایگاه مان در دنیا پیدا کرده و می توانیم راحت درآن زندگی کنیم. اغلب درجلسات چنین می شنویم: "مهمترین چیزی که باید راجع به یک نیروی برتر بدانیم این است که آن ما نیستیم". هرچیز که باعث شود متوجه شویم ما مرکز ثقل دنیا نیستیم, برایمان پرارزش است. درآن حد باهوش هستیم که خود را یک موجود مافوق انسان ندانیم اما بیماری خود محورمان هنوز به ما می گوید ما مسئول چیزهایی هستیم که به هیچ عنوان توانایی کنترل آنها را نداریم .</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">بیدارشدن درمقابل روحانیت مان</span></span></span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ما نه تنها افرادی هستیم که به بیداری روحانی می رسیم بلکه نوع بخصوص دیگری از بیداری روحانی را بواسطۀ کارکرد قدم ها تجربه می کنیم : طی پیمودن این فرایند ,چشمانمان به روحانیت مان باز می گردند و به تدریج متوجه دنیای اطراف خود می شویم. درعین حال ,واضح تر دیده و احساسات شدیدتری را تجربه می کنیم – که این خود همیشه توأم با راحتی نیست. برخی از اعضای انجمن باور دارند مهمترین بیداری روحانی زمانی اتفاق می افتد که ما وارد جلسات انجمن معتادان گمنام شده و طی بقیۀ دوران بهبودی خود سعی می کنیم بفهمیم چه اتفاقی برایمان افتاده است. برای بعضی دیگر از ما "بیداری" مانند بسیاری دیگر از جوانب بهبودی, به صورت لایه لایه اتفاق می افتد .یکی از اعضا چنین مشارکت می کند: "وقتی که لایۀ بیرونی مه از میان برداشته شد, تازه توانستم ببینم چقدر مهوجود دارد. هر دفعه که لایه ای محو شد, مقدار بیشتری مه را در افق دوردست می دیدم. اکنون تا حدی حجم مه موجود را درک می کنم و متوجه آنچه را که نمی توانم ببینم هستم. با کمی خوش اقبالی درطول زندگی ام بیشتر و بیشتر بیدار خواهم شد.<br />
<br />
برخی از ما با تجربه نمودن احساس شدیدی نسبت به وجود یک نیروی برتر, به بیداری روحانی دست یافته ایم. برخی دیگر بدون اینکه الزامأ حس خاصی را نسبت به نیروی برتر تجربه کرده باشند, به کُ ندی, یک آگاهی روحانی را تجربه کرده و یا آن را درخود زنده یافته اند. کشف این مطلب که دیگران برای ما اهمیت قائل می شوند,خود می تواند یک بیداری روحانی باشد. برای بار اول درزندگی مان, متوجه می شویم که از اهمیت برخورداریم .زندگی برطبق اصول منجر به فروتنی مان می گردد – بدین معنی که آگاهی بیشتری از جایگاه مان در دنیا پیدا کرده و می توانیم راحت درآن زندگی کنیم. اغلب درجلسات چنین می شنویم: "مهمترین چیزی که باید راجع به یک نیروی برتر بدانیم این است که آن ما نیستیم". هرچیز که باعث شود متوجه شویم ما مرکز ثقل دنیا نیستیم, برایمان پرارزش است. درآن حد باهوش هستیم که خود را یک موجود مافوق انسان ندانیم اما بیماری خود محورمان هنوز به ما می گوید ما مسئول چیزهایی هستیم که به هیچ عنوان توانایی کنترل آنها را نداریم .</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>