امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 35 : به خاطر ترسهایم ، چگونه خود را فریب داده ام یا به خودم کلک زده ام ؟
#1
سوال 35 :   به خاطر ترسهایم ، چگونه خود را فریب داده ام یا به خودم کلک زده ام ؟ 
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#2
با خودم ناصادقی می کنم ،ماسک می زنم ،بزدلانه فرار می کنم با دروغ گفتن به خود و پنهان کردن واقعیت (انکار)خودم را هم فریب می دهم.

من به اشکال مختلف انکار می کنم از جمله : مشکلی وجود دارد ،بطور کلی ان را انکار می کنم و می گم مشکلی نیست.- یا اینکه مشکلی هست ولی در زندگیم اشکالی وارد نمی کنه --قسمت دیگر دلیل تراشی می باشد و دلایل غیر واقعی برای خودم می آورم . ترس از اینده دارم می گم این که ترس نیست ،دوراندیشیه
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#3
در بعضی از اشتباهاتم می گویم من بیمارم و کار بیماریم بود به دیگران هم می گویم تو بیماری می پذیرمت در حالیکه از ترس او را پذیرفته ام کار امروز را به فردا افکندن بی پولی و بی کاری را با لباس و زیور الات پوشش می دهم می گویم سر کار نمی روم خدمت می کنم از ترس تاریکی سوت می زنم یا اواز می خوانم از مشارکت می ترسم و می گویم عشق را به دیگران می دهم انکار کردن ترس تر ساز بازگو کردن دارم می گویم راهنما حالش بد می شود گناه دارد -
پیام سوال : برای فرار از ترس ها و رو به رو نشدن با انها خود را تو جیه می کنیم و به خود دروغ می گوییم تا ارام شویم و ترسها را نبینیم در واقع برای فرار از ترسها سر خور ار کلاه می گذاریم و به خود کلک  می زنیم اما باید بدانیم این راه حل موقتی و لحظه ای ست و اثرات ترس پس از خود فریبی به قوت خود باغی می ماند 
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ssaeedg ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#4
استفاده ازابزارها واصول برنامه .مثل به خدابسپار ، فقط برای امروز ، من با دیگران فرق می کنم ، یک روزپاک یک روز موفق،یامقایسه خودم بازمان مصرف ویامقایسه خودم بادیگران ، عدم توجه به
خسارتهایی که ممکن است به دیگران
بخورد ، کارامروزرابه فرداانداختن ، توجیه ترسها وخودفریبی ، دیدتونلی وازیک زاویه نگاه کردن ، محور قرار دادن خودم .
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#5
ترس های من از زمانی بارور شد که برای صداقت احمقانه تنبیه شدم.
بخاطر اعتماد بیجا از دست دادم.
از آنجا بود که فکرم بهم راهکار می داد.
و با این تصور که باید بخوری تا نخورند.
بزنی تا نزنند و ...
و اینکه حق با منه یا اینکه طرف خودش خواست.

یا اینکه چون نمی تونم از حق و حقوقاتم دفاع کنم و امیدی به برگشت چیزی که از دست داده ام رو ندارم وانمود می کنم بخشیده ام و دیگه نمیخوام بهش فکر کنم.
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#6
با توجیح ، انکار و تظاهرکردن از روبرو شدن با آن ترس خودداری میکردم و میکنم..?
با خنده و شوخی بیجا---باتفریح وکلوپ بازی کردن---با دروغ گفتن به خودم و دیگران مثلا در حساب و کتاب کردن..?
یا خودم را به مریضی وخواب 
زدن به خیال اینکه یک روزی مشکلم حل میشود و یا کسی متوجه ترس در من نمیشود.?
با حماقت کردن و خود را شجاع نشان دادن--با دیگران را مقصر نشان دادن--با ماسک زدن--با دلیل موجه برای خود آوردن?
با سازش بر سر اصول--با فرافکنی کردن--با تهمت زدن  و نسبت ترسو دادن به دیگران تا خودم را نزد آنها شجاع نشان دهم و ترسم بودنم را پنهان کنم?
با لجبازی کردن ، خودمحوری و خودخواهی کردن--با عصبانیت و حق بجانبی همیشه خودم را به خاطر ترس هایم فریب میدادم?

با رو برو نشدن با واقعیت ها و فرار از آنها --با استفاده از نواقص موجب فریب و کلک به خودم میشوم..?
من امروز باید واقعیات را بپذیرم و با ترس هایم روبرو شوم
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#7
با سلام....
خودم را فریب میدهم و به خودم دروغ میگویم تا از خودم چهره قابل قبولی به نمایش بگذارم اما هر وقت با خودم خلوت میکنم از خودم به خاطر ماسکهایی که در طول روز میزنم متنفر میشوم.

ترس از شکست ، تنهایی ، بی پولی ، و غیره بیشتر با ذهن ارتباط دارند تا عوامل بیرونی و آنها منعکس کننده احساساتی ست که با خود به همراه داریم مثل احساس طرد شدن که سعی میکنیم جلوی آنرا بگیریم بعد به همین خاطر خودمان را مورد سوءاستفاده شدن یا سوءاستفاده کردن قرار بدهیم.

ما بدنبال این نیستیم که ترس را آنالیز کنیم بلکه به دنبال این هستیم که ترس با زندگی ما چه کرده.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#8
باسلام به همه دوستان همدردم من درگذشته ودرزمان مصرف با انکار فرار از واقعیتها تحریف واقعیتها برای موجه جلوه دادن ترس های خودم یا اینکه بخاطر ترس هایم قید اون کار رو میزدم با این که برایم منفعت زیادی هم داشته باشه و.. ولی الان شکر خدابا قدم گذاشتن درمسیر بهبودی سعی در روبرو شدن با ترس هایم می کنم که اگر ترس واقعی بود نحوه روبرو شدن با ترس را یاد می گیرم و اگر غیر واقعی بود راه از بین بردن این ترس را یاد می گیرم وشکر خدا تا حدودی موفق بودم و ایمان دارم که می تونم موفق بشم Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر9 ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#9
بعضی اوقات در زمان بهبودی اگر چیز با ارزش و قابل اهمیتی به دست آوردیم . ممکن است ترس از دست دادن آن باعث شود تا بر سر اصول مصالحه و سازش کنیم . ما لازم است که ترس خودمحورانه و خودخواهانه را از وجودمان ریشه کن کنیم تا دیگر نیرویی برای انهدام و خرابی نداشته باشد.
پاسخ
 سپاس شده توسط حوریا ___Bu ، ناظر9 ، حـمـیـد ، ناظر۱۶ ، ناظر14
#10
مواد و سیگار و مشروب یا سکس 
بجز اینها خودمو گول میزدم و فریب میدادم
بدیگران تهمت میزدم فرار از واقعیت
وتحریف جریان و در کل هرکاری 
که تسکین آنی بهم بده و کمک کنه
ازجریان دور بشم را نجام میدادم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر۱۶ ، ناظر14 ، ناظر9
#11
انکاروناصادقی مصرف موادخودفریبی
وخودراناچاردانستن همیشه برام وجود
داشته خودمومقایسه میکردم بااگروشایدوبعدا
وطوری نیست مصرف سیگاروالکل وجیغ وداد
سعی میکردم وانمودکنم که اصلاترسی ندارم
وبرعکس خیلی هم شجاعم که فلان کاروکردم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۱۶ ، ناظر9 ، ناظر14
#12
 سلام
 ترس باعث جلوگیری از پیشرفت می شود.
پیشرفت در همه کارها مانند ترس خواندن قدم که 
جلوی پیشرفت بهبودی را می گیرد...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۱۶ ، ناظر9 ، ناظر۳ ، ناظر14
#13
درود بر شما خودمو آدم شجاع جا میزنم ماسک می زنم گاهی اوقات از زیر مسئولیت های خودم فرار می کنم 
انکار کردن ترس مانع از پیشبرد کارهام میشه 
به خودم میگم درست میشه درصورتیکه دارم صورت مسئله را پاک می کنم 
دچار استرس و اضطراب و پر خوابی میشم و گاهی اوقات هم بی خوابی 

فکر و خیال نقشه کشی همه
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر۱۶ ، Darush sistan ، ناظر9 ، ناظر۳ ، ناظر14
#14
سلام درود برشما بخاطر ترس هایم نتونستم اقرار کنم با یک احساس کوچیک ومحمتر از اون احساس خودراهنمای، من خودم میدونم که چطوری این احساس ردکنم زشته که بخوام برای کسی بازش کنم، من که نمیخوام انجام بدم و... این ترس باعث شده که من احساس دانایی وتوانای خودم را تجربه کنم، باعث شده تا احساس متفاوت بودن وخود دانایی وتوانای خودم را شناسایی کنم، ومتوجه خود فریبی خود شدم، سوال امروز چگونه خود فریبی را شناسایی کنم یک چگونه به خودم کلک میزنم را شناسایی کنم؟ سوال؟ آیا باور دارم که من بتنهایی نمیتونم پاک زندگی کنم، آیا باور دارم که برخلاف افکار واحساس گذشته حرکت کنم، آیا راهنما دارم که اعتماد کنم افکار خودم را باز گو کنم تا دچار خود فریبی نشوم، ترس من از کجاست وچگونه کارمیکند؟ نشانه ضعف وبی ایمانی من نشان میدهد، ترس یعنی که هنوز باورم سالم نیست؟ ترس یعنی که من هنوز خومحور، خود خاهی، خود پسند، تکروی میکنم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر20 ، ناظر۳ ، ناظر14
#15
بنام خدا سلام به همدردان عزیز 
در طول زندگی بیشترین حسی که داشتم حس ترس بود بخاطر ترسهایم همیشه از رویا رویی از زندگی و مسائل روزمره ام فراری بودم 
مسائل زیادی در درون و بیرون از خودم بودند که انها را نادیده گرفتم، نتوانستم احساساتم رو بیان کنم، در مورد انها نتوانستم صحبت کنم هیچ وقت به خودم اجازه ی ریسک کردن را ندادم همیشه سعی کردم ترسهایم را دور بزنم و از کنارشان رد بشوم واین کارا با فریب خودم و دراصل کلک زدن به خودم انجام میدادم چون توانایی نگاه کردن به ترس ها و رد شدن از وسط ترسهایم را نداشتم چون تنها و بی پناه و بدون حامی بودم 
مثلادر کودکی به شدت احساس بدبختی و سر خوردگی و غم داشتم و نتوانستم با این درونیاتم روبه رو بشوم و خودم را با مصرف سیکار و مصرف الکل فریب میدادم تا احساس خوشبختی و شادی کنم،
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، ناظر۳


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: