۱۴۰۰/۹/۶، ۰۵:۱۳ صبح
مقایسه قسمتی از انکار است؛
من با مقایسه، تواناییهای بالقوه خود را نادیده گرفتهام
و بدین صورت خود را در پروسه رشد و بهبودی قرار نمیدهم
امروز باید دورنگر باشم و به قله نگاه کنم نه به جلوی پایم.
قسمت دوم: امروز بسیار اذيت میشوم چرا که به خودم میگویم :
بعد اینهمه خسارت چرا؟
دیگه دیر شده
خیلی چیزها رو از دست دادم
هی می بینم اگه معتاد نبودم چی می شد
فلان چیز رو از دست نمیدادم
الان این شده بودم
الان اینها رو داشتم
و باز هم دارم مقایسه می کنم
در حالی که باید به بهبودی و فقط امروز فکر کنم و اقدام و عمل داشته باشم
من با مقایسه، تواناییهای بالقوه خود را نادیده گرفتهام
و بدین صورت خود را در پروسه رشد و بهبودی قرار نمیدهم
امروز باید دورنگر باشم و به قله نگاه کنم نه به جلوی پایم.
قسمت دوم: امروز بسیار اذيت میشوم چرا که به خودم میگویم :
بعد اینهمه خسارت چرا؟
دیگه دیر شده
خیلی چیزها رو از دست دادم
هی می بینم اگه معتاد نبودم چی می شد
فلان چیز رو از دست نمیدادم
الان این شده بودم
الان اینها رو داشتم
و باز هم دارم مقایسه می کنم
در حالی که باید به بهبودی و فقط امروز فکر کنم و اقدام و عمل داشته باشم

