۱۴۰۰/۹/۱۲، ۰۸:۱۷ صبح
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۴۰۰/۹/۱۲، ۰۸:۲۹ صبح، توسط hesam.jv60.)
(۱۳۹۹/۵/۲، ۰۸:۱۲ عصر)Essi.toobchi نوشته است: فوت پدر و مادرم و شکستهای مالی باعث لغزشم نشد.عالی بود
یک سری کدورت ها و رنجشها از دوستان بهبودی و اطرافیانم که روی هم انباشته شده بود و برای گرفتن انتقام دست به هر کاری میزدم و هر از گاهی که در جلسات شرکت میکردم و به قدم هشت و نه که فکر میکردم وحشت زده میشدم.
و امنیت رو در روابط ناسالم جستجو میکردم و هرچه پیش میرفتم بیشتر غرق میشدم و شکست در روابط برام دردناک بود و ...
تجربه های تلخ گذشته ودردهایی که کشیدم
توی عالم ادراک خودم باوری دارم که بایدواقعیتهای زندگی روهمونطوری که هست بپذیرم ودودستی بهبودیمودنبال کنم
خیلی اتفاقهای پیش بینی نشده ای برام رخ داد،رنجشها ازدست دادن ها ناتوانی های مالی وشایدتوهین وتحقیرموقع جبران خسارت
امامن خیلی چیزهارویادگرفتم واقعا
دنیابدون دخالت من بکارخودش ادامه
مصرف چاره کارمن نیست
بهبودی یعنی رشد وتغییر وتسلیم یعنی پذیرفتن اصول بعنوان راه حل

