۱۴۰۳/۷/۲، ۱۱:۲۰ صبح
تسلیم قدم 1 نا آگاهانه بود و من از سر اجبار قبول کردم چون زندگیم کاملا بهم ریخته بود تا به قدم سوم برسم یکسری شواهد را دیدم و متوجه تغییرات خودم شدم و آنها را باور کردم . تسلیم قدم 3 دیگر از روی ناچاری و اجبار نبود، بلکه به این باور رسیدم و پذیرفتم که تنها راه برای شروع مسیر بهبودی و در بهبودی ماندن ، تسلیم اصول بودن است. تسلیمی که باید همراه آگاهی روشن بینی صداقت و تمایل باشد ، تسلیم قدم 3 من را هدفمند کرد و مسیر زندگیم را روشن کرد . تصمیم گرفتم تسلیم باشم و دست از اراده شخصی بردارم ، خواستم تا خداوند بر زندگیم مستولی باشد، با تسلیم و تصمیم قدم سوم از انکار خارج شده و به خداوند اعتماد کردم. سخت است دست برداشتن از لذت طلبی و زیاده خواهی و افراط و تفریط و خود محوری ، اما اجازه دهیم تا خداوند کمک مان کند.

