۱۴۰۵/۲/۲، ۰۸:۰۶ عصر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۴۰۵/۲/۲، ۰۸:۰۷ عصر، توسط arvin.flow.)
آروین معتاد
با تمام ناباوری وارد آن ای و جلسات شدم و چیزی دریافت نمیکردم اما یک فرد توجه مرا جلب کرد انگار مرا میشناخت من هم او را و بهش نزدیک و او هم به من و از ترس و استرس من کم شد انگار او به دوش میکشید مرا راه رفتن آموخت و مرا راه انداخت
این کار را هر کسی تا باحال غیر از آن ای برایم کرده بود کارایی نداشت ولی این بار فرق میکرد
با تمام ناباوری وارد آن ای و جلسات شدم و چیزی دریافت نمیکردم اما یک فرد توجه مرا جلب کرد انگار مرا میشناخت من هم او را و بهش نزدیک و او هم به من و از ترس و استرس من کم شد انگار او به دوش میکشید مرا راه رفتن آموخت و مرا راه انداخت
این کار را هر کسی تا باحال غیر از آن ای برایم کرده بود کارایی نداشت ولی این بار فرق میکرد

