امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال20: احساسات شخصی خود را چگونه شناسایی می کنم ؟
#1
احساسات 


سوال20:  احساسات شخصی خود را چگونه شناسایی می کنم ؟ 
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر11 ، حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#2
با رجوع به ترازنامه و چک کردن آن با راهنما-با نشان دادن عکس العما های روزانه در برابر اشخاص ،اماکن و اشیاء.
ما احساساتمان را بیشتر از روی تاثیری که بر روی حال و رفتارمان می گذارد شناسایی می کنیم و از روی نگاه به این تاثیرات است که متوجه می شویم در حال تجربه چه احساسی هستیم .
به عنوان مثال : در مواقعی که دچار ضعف و رخوت و بی حالی هستم و تمایلی برای حرکت از خود نشان نمی دهم متوجه می شوم که در حال تجربه کردن احساس ناامیدی هستم. یا مواقعی که کم تحملی و بی صبری از خودم نشان می دهم متوجه می شوم که انتگار عصبانی هستم .
بعضی مواقع قادر به شناسایی احساساتم نیستم ولی از روی عکس العمل دیگران نسبت به رفتارم کمی متوجه احساسم می شوم.
در کل کلید شناسایی احساسات مشارکت کردن آنهاست
پاسخ
 سپاس شده توسط shapor z ، ناظر11 ، حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر20 ، ناظر14
#3
از طریق راهنما از طریق تجربه کردن از طریق بروز دادن از طریق گرفتن تراز نامه از طریق دیدن و گاهی تجزیه و تحلیل کردن
پیام سوال : اینکه من بیاموزم در لحظه احساس خود را شناسایی کنم خیلی مهم است
از انجا ئیکه شناسایی احساسات خیلی مهم است فقط دانستن این مطلب که من احساس بدی دارم کافی نیست و من باید عمیقتر جستجو کنم که ان احساس بد من چیست مثلا : احساس بدی دارم چون می خواهم انتقام بگیرم
نکته مهم : من اول باید احساس را شناسایی کنم و سپس یاد بگیرم که از روی احساسات منفی عمل نکنم مثلا بعد از مشاهده و درک احساس خود ازاری از روی ان عمل نکنم
احساس من نباید انگیزه ای برای رفتار من شود شناسایی و بیان احساسات باعث می شود از روی انها عمل نکنیم شناسایی احساسات باعث می شود تا نقش خود را در زندگی کشف کنیم
تذکر : در میان اشخاص خیلی مهم است که ما فقط از طریق راهنما و یا اشخاص مورد اعتماد احساسات خود را شناسایی کنیم چون کسان دیگر نباید کنترل احساسات ما را دست بگیرند ( سواستفاده )- چون من ضعیف هستم و خیلی زود وارد بازیهای احساسی می شوم
برخی از احساسات شناسایی شده من :
احساسات مثبت : ارامش رضایت درونی شادی- شور شعف- غرور- سپاسگذاری عشق ورزیدن دوست داشتن بزرگ شدن سبکی و رهایی- هم دردی همسانی لطف و مرحمت و محبت صمیمیت صفا خوشنودی مفید بودن و پیروزی
احساسات منفی : احساس حقارت بی ارزشی کم ارزشی خود کم بینی خود بزرگ بینی تنهایی بی کسی اظطراب دواپسی افسردگی پوچی دلهره دلسوزی و ترحم ناامیدی یاس و انزواء- پشیمانی شرم و خجالت و گناه غم عذاب وجدان بدبینی و شکاکیت کم اوردن ترسهای مختلف نفرت و انتقام خشم عصبانیت احساس بدبختی و درماندگی مظلوم نمای قربانی شدن ضعف له شدن به ته خط رسیدن وحشت شهوت خود ازاری محرومیت شکست بی کفایتی و بی لیاقتی انکار لذت طلبی ناراحت شدن جنگ داشتن عدم تحمل تاسف به حال خود سر درگمی خیانت احساس لاشی بودن به درد نخور بودن تکبر
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، داراب م ، ناظر11 ، حـمـیـد ، ssaeedg ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، A2.a.dall ، ناظر14
#4
مرز بین احساس و منطق به اندازه یک موی باریکه و تشخیصش برای من خیلی مشکله . من قبل از اینکه درگیر یک مسئله ای بشم و احساسشو شناسایی کنم یک سری عواملی رو بررسی میکنم مثلا شب دیر خوابیدم ؟ پرخوری کردم ؟در چه مواردی لذت جویی کردم ؟در چه قسمتهایی زندگی باب میلم نبوده ؟ بعد از بررسی و لیست کردن چون در گیر این احساس هستم مجدد این احساس رو تجربه میکنم ودر نهایت میشه این احساسو نامگذاری کرد ..
پاسخ
 سپاس شده توسط moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر20 ، ناظر14
#5
احساسات من یاواقعی هستند یاغیر واقعی.

احساسات واقعی ازدرون من وازوجدانم سرچشمه می گیرند.مثل غم/شادی/ندامت/شعف ومهربانی واصول روحانی نهفته درقدمها.

احساسات غیرواقعی برگرفته ازافکار
وزائیده ذهن ماهستند ، وجوددارند اماغیرواقعی هستند.مثل احساس خلاء
/پوچی/بی ارزشی/تاسف به حال خود
/وکلیه ضعفهای اخلاقی ،چون ضعفهای
اخلاقی قبل ازاینکه یک ضعف باشند یک
احساس غیر واقعی هستند ودرواقع
عملکرد ما بعدازاحساسات غیرواقعی
آنهارابه ضعف اخلاقی تبدیل می کنند.
برای تغییر احساسات غیرواقعی باید
رفتارسالم انجام بدهیم.مثل دوست داشتن وعشق ورزیدن ویادعاکردن برای کسی که ازاورنجش داریم.

من بااحساسات خودبیگانه بودم
وآنهارامعمولا انکار می کردم یادرحال فرار از آنهابودم واین کارچه درگذشته وچه درحال بخشی ازالگوهای غلط رفتاری من بودند.

راه حل آن است که من احساسات
راسرکوب نکرده وباآنهاروبه روشوم وبرای آنها نامگذاری کنم ودرموردآنهامشارکت ومشورت نمایم  وترازنامه احساسات قدم چهاررابنویسم.
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#6
از طریق شرایط، اماکن و افراد

در هر شرایطی از قبیل نیازمندی و بی نیازی، پولداری و بی پولی، تایید و رد و ....

مکانهای مختلف اجتماع و انفرادی درون

افراد متفاوت کسانیکه من باهاشون مشکل دارم و بالعکس
کسانیکه دوستم دارند و خواهان موفقیت من هستند و بالعکس

کسانیکه با عقاید من موافقند و آن عده که مخالفت می کنند و عده اندکی که بی طرف هستند.

به این طرق میشه شناسایی کنم احساساتم
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#7
احساس همیشه کوراست یعنی آشکارنمیشود.✌️
وقتی به آن عمل میکنی متوجه میشوی وآشکارمیشود.✌️
راههای تشخیص احساس?
رفتارهایی که انجام میدهی?رفتارهای نیرویی? تغییرحالتهای درونیم بیان کردن دیگران به من مثال?کسی که به من میگویدچه اتفاقی برایت افتاده وچه شده✌️ 
بازگوکردن ومشورت کردن با راهنما?
ازکناراحساس نبایدبه راحتی گذشت چون باعث آشفتگی درزندگیم میگردد.✌️
عمل کردن ازروی احساس بد باعث آشفتگی میشود.✌️
اگراحساس مشارکت شوددیگر کور نمیماند وآشکارمیشود
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#8
با سلام....
احساسات انرژی یا توان یا قدرتی هستند که جسم ، روح ، روان و حسهای عصبی ما را احاطه کردند که بر اثر عواملی مثل ترس ، تنهایی ، بی پولی ، گرسنگی ، خشم ، انتقاد ، موفقیت ، ثروت ،  ازدواج ، فرزند و از این دست بالا و پایین میشوند و اینکه ما در لحظه چگونه و از کجا میفهمیم الان چرا احساسم خوب است یا بد است منظور سوال است احساسات به خودی خود بد نیستند و فقط احساسند و حامل پیام هستند و نوع تفکر و اعتقادات و ارزشهای من به آن احساس معنی خوب یا بد میدهد و من باید توجهم را باورهایم و وجدان درونم و روی پیام احساسات متمرکز کنم مثلا وقتی ترس از امنیت مالی به سراغم میاید پیامش این است برای کسب درآمد باید اقدام و عملی بکنم.
احساس منجر به دانستن میشود و ادراک آنرا طبقه بندی میکند من یکدسته احساسات واقعی دارم و یکدسته احساسات غیره واقعی اما:
 من بدلیل ضعف در توانایی و تشخیص و تفکیک احساساتم در لحظه دچار واکنشهای غلط و اشتباه میشوم و باید شیوه و طریقه درستی برای شناسایی احساساتم پیدا کنم تا از روی احساس تصمیم نگیرم.
مثلا من خواب میبینم که تصادف کردم یا ورشکست شدم تا مدتها حالم بد است همزمان احساسات میتوانند فریبنده هم باشند مثلا کار مثبتی انجام میدهم ولی حالم بد است یا بلعکس این احساسات واقعی نیستند.
من با نوشتن تراز احساسات ، اقرار به راهنما ، مشارکت در مورد آنها ، و برسی عملکردم که کدام مثبت بوده و کدام منفی و خرافات اگر وجود دارد  میتوانم احساساتم را شناسایی کنم 
پاسخ
 سپاس شده توسط ssaeedg ، حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#9
احساست را می توان به دو گروه تقسیم کرد  احساسات خوب واحساسات بد و من میتوانم با عکس العمل اطرافیان ویا باتراز گرفتن از خودم احساساتم را شناسایی کنم و وقتی احساس خوبی بر من حاکم شود سعی می کنم که منبع آن را شناسایی کنم و با تکرار آن  کار سعی می کنم برایم عادت شود و وقتی احساس بدی به من دست می دهد باتراز از خودم دلیلش را پیدا می کنم واگر نتوانستم با کمک راهنما یا دوستان بهبودی یا نشریات دلیلش راپیدا می کنم وسعی در برطرف کردن این نقصم می کنم واین راخوب می دانم که فقط با تکرار وتمرین می توانم این نواقصم را برطرف کنم Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر2 ، حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر20 ، ناظر14
#10
صادقانه بگم من در مورد احساساتم بسیار نا آگاه و ضعیف هستم
هم در شناسایی احساساتم و هم در بیان احساساتم،
و پیام سئوال همینه 
در در جه اول باید این توانایی را در خودمون تقویت کنیم که بتونیم به راحتی و البته با تمرین و تکرار، احساساتمون رو شناسایی کنیم
چون احساسات ما هر کدومش حامل پیام هایی برای ما هستند
که ما باید به موقع به اون پیام ها گوش بدیم

و به موقع نسبت به اونها عکس العمل به موقع و مناسب نشون بدیم
احساسات به اندازه رنجش ها برای ما مهم هستند
و ما اگه دنبال رشد هستیم
باید تو این قدم در درجه اول شناسایی احساسات رو یاد بگیریم
به کمک راهنما و با دعا کردن و تقاضا از نیروی برتر و مشارکت کردن
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر12 ، حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر14
#11
هدف ما از شناسایی احساسات به هیچ وجه پی بردن به ماهیت وکُنه احساسات نیست ،
بلکه بیشتر تمرکز ما به روی این است که با نحوه پروسه هایی که احساسات ما طی می کنند آشنا شویم  ،
 تا از این طریق به نحوه  ظهور آنهاپی ببریم وهمینطور ازعوامل تاثیرگذار به روی احساسات شناخت پیدا کنیم ،
 وهدف ما در نهایت  از شناسایی احساسات این است تا شرایط بهتری  را  برای اخلاق مداری خود بوجود بیاوریم  .
البته لازمه این کار از طریق ترازنامه گرفتن از احساسات میسر می باشد .
ما برای اینکه بتوانیم احساسات خود را شناسایی کنیم ،
در ابتدا لازم است تا عوامل تاثیرگذار به روی احساسات خود را بشناسیم ،
 عوامل تاثیرگذار یعنی مجموعه ای از قسمت ها و بخشهایی که تاثیرات مستقیم به روی احساسات ما می گذارند که در دو بخش عمده  می باشند ؛

بخش اول ؛ بیرونی
یعنی ما به عنوان یک انسان موجودی هستیم که احساساتمان  تحت تاثیر مستقیم حوادث و یا اتفاقاتی که در پیرامون ما رخ می دهد شکل می گرند . بدیهیست که اگر این رخدادها شادی آفرین باشند ما هم شاد می شویم و احساس خوشایندی پیدا میکنیم و اگر این رخدادها غم انگیز باشند احساسات ما هم غمگین می شوند و به ما احساس ناخوشایندی دست می دهد . 
بخش دوم ؛ درونی ،
یعنی بخش های از درون خودمان ، که این قدرت را دارا هستند که به روی احساسات ما تاثیرات مستقیم یا غیر مستقیم بگذارند ، بطور مثال ؛
جسم ؛
تغذیه ؛    
فضایل و نواقص ؛
عقل ؛ 
ذهن ؛
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر20 ، ناظر14
#12
گاهی ما برای شناسایی یک احساس که در ما ظهور کرده ، بهتر است به اتفاقات و یا رفتارهای خودمان در این اواخر فلش بک کنیم ،
 ما در این رابطه سعی می کنیم متمرکز به روی این مسئله باشیم که از چه زمانی این احساس در ما ظهور کرده است و پس از آن چه کارهای کرده ایم که باعث بروز این احساس در ما شده است .
ما در این رابطه سعی می کنیم دقیق و باریک بین و همینطور نکته سنج باشیم ،
 بطور مثال ؛ ممکن است دیدن یک آلبوم از عکس های گذشته و یادآوری خاطرات نوستالژیک و یا حتی گوش کردن یک ترانه، که خاطره ایی با آن داشته ایم  " ماند " احساسات منفی ما  را برانگیخته باشد .
گاهی ممکن است دچار احساسی شویم که قادر به بیان آن نیستیم ، یعنی احساساتی که نه می دانیم منفی هستند و نه می دانیم مثبت هستند و لذا سر درگم  هسستیم ، که به اینطور احساسات اصطلاحاً  " احساسات ترکیبی " می گوییم ،
در واقع این حالت مانند این می ماند که شش رنگ مختلف را بطور مساوی با هم قاطی کنند و سپس به ما بگویند این مخلوط چه رنگیست .
اگر احساسات خودمان را بطور مثال با رنگها مقایسه کنیم ، مثلاً ؛ ( رنگ قرمز احساس شادیست ، و رنگ آبی غمگینیست ) بنابراین ، وقتی این دو رنگ با هم مخلوط شوند رنگ بنفش بوجود می آید .

حقیقتاً وادی احساسات یکی از پچیده ترین و همینطور پُر رازورمزترین ، نهاد وجود ما را شکل داده اند ،
 گاهی ما ممکن است با احساساتی روبری شویم که این احساسات جعلی می باشند ،
 گرچه ممکن است زیربنای ذره ای آنها ، احساسی باشند و واقعی باشند اما حقیقی نیستند ،
 یعنی ریز تراشه های از احساساتی هستند که در حوضچه های افکار بیمار ما تبدیل به یک بادکنک توخالی و حجیم و همینطور ویروسی شده اند و لذا اینگونه احساسات درنهایت پوچ و بی معنا و همینطور کاهنده انرژی هستند ،
گاهی ما خواسته های نفسانی خود را احساس تلقی می کنیم و لذا تفاوت احساس و خواسته های نفسانی را یکی می دانیم در حالیکه این دو مقوله از هم جدا هستند 
  اما احساسات ناب و حقیقی ما که سرچشمه آن وصل به روح و معنویت ماست ، همیشه تعالی بخش هستند ،
و لذا ما هرگاه به اینگونه احساسات اصیل اعتماد کردیم در نهایت به نتایج متعالی ای دست یافتیم ،
 گاهی عقل راهی را که صد ساله طی میکند ، ما با اینگونه احساسات آنرا یک شبه طی می کنیم .
می گویند در بخش ذهن ما پیچیده گی ها و قدرت های وجود دارد که ما فقط از یک پنجم آن اطلاع داریم همینطور در احساسات ما ناشناخته ها و قدرت های  وجود دارد که ما شاید کمتر از آنچه درباره ذهن اطلاع داریم از این احساسات اطلاع داشته باشیم .
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، moosavi307 ، ناظر9 ، حوریا ___Bu ، ناظر20 ، ناظر14
#13
من به دلیل بیماری اعتیاد و احساسی بودنم معمولا باکوچک ترین چیز بهم‌ میریزم  و این ذات بیماری من هست
اما یکسری چیزها بوده اند که بیشترین نقش در تحریک احساسات  من داشته اند و هر احساسی  را که امروز ریشه یابی میکنم میبینم در اکثر این احساساتی که تجربه میکنم طرح ، زمینه و ریشه هایی وجود دارند که بارهای زیادی تکرار شده اند.مشارکت باراهنما ترازنویسی بهم کمک میکنه تا متوجه احساساتم بشم 
غرور--توقع--حق بجانبی-احساس حقارت و قربانی شدن--محاسبات غلط- و خیلی چیزهای دیگر که همه آنها احساساتی ان که زیاد تجربه میکنم و ریشه در ترس من دارند.
روی آنها کار کنم که بتوانم قوی شوم که کوچکترین چیزها موجب برانگیخته شدن احساساتم نشود
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر12 ، ناظر9 ، حـمـیـد ، ناظر20 ، ناظر14
#14
سوال20:احساسات شخصی خود را چگونه شناسایی
 می کنم ؟ ( قدم۴)
احساسات عامل یا سیستمی هست که برای ما از داخل یا بیرون وجودمان اخبار می آورند که چه خبر است.
شناسایی احساسات بخش بسیار مهم و حیاتی برای بهبودی من است.
ممکن است کوچکترین احساس من حاوی بزرگترین نقص اخلاقی باشد،برای همین شناسایی احساسات مهم است.
من با ترازنامه گرفتن ، در میان گذاشتن عواطف و احساساتم حتی بصورت خام و ساده ، با رجوع کردن به آن احساس ، با گوش دادن به احساس دیگران ، با نام گذاری احساسات و..
احساساتم را شناسایی میکنم.
من امروزدیگر ازاینکه چه احساساتی دارم خودم را قضاوت نمیکنم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر20 ، ناظر14
#15
بافرارنکردن ازاحساسات وسرپوش نزاشتن روی
احساسات توجه به احساس نامگزاری احساس
تملک احساس نوشتن ازاحساسات ومشارکت 
کردن چگونگی احساسات ودرکل ترازنوشتن و
مشارکت امروزدرزندگیم نقش داره
پاسخ
 سپاس شده توسط یثنا ، حـمـیـد ، ناظر20 ، ناظر14
#16
برامن توجه ودقت به احساس 
واثری که روی من داره میشناسم
ونام گزاریش میکنم
وقتی به حسی که سراغم اومده توجه میکنم
وپیپزیرمش دیگه نیازی نیست سرکوبش کنم 
فازی که حس بهم میده رومثل خوشحالی غم یاس وهرچی
شناسایی میکنم واسم میزارم روش
پاسخ
 سپاس شده توسط یثنا ، حـمـیـد ، ناظر20 ، ناظر14
#17
دقت کردن به درون خودم...معمولا توی حال بدم احساس حقارت و خودکم بینی رو واضح میبینم
تراز گرفتن صادقانه
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر20 ، ناظر14
#18
شور و هیجان موجود در انجمن شرایط مارا از انزوا ، غریبگی و یک معتاد ترسو به یک عضو عاشق، مهربان و سودبخش انجمن تغییر می‌دهد.
( پاک زیستن ، روابط صفحه ۱۵۱)
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر14
#19
نقل قول:
درود به همه دوئستان 
داریوش هستم یک معتاد و سر افراز از این که کنار شما هستم
من کنار شما تنها نیستم
شناخت اخساسات در گرو قدم دوم است 
ما یکسری واکنش هایی داریم ک بعضی از این واکنش ها از رویداد های بیرونی است و بعضی هم از عملکردی ک خودمان داریم اتفاق می افتد  امروز وقتی عملکرد من انتخاب من و تصمیم من ک با گذشتن از قدم دوم رخ میدهد حتما احساس  امنیت بهتری ب من دست میدهد و در این لحظات احساس های خوب دیگری هم در من ب وجود می اید  اما یک مشکلی هست اینکه من در مقابل احساسات بیرونی و درونی مرزی قایل نیستم و متفاوت بودن احساس کاذب و احساس حقیقی برای من قابل درک نیست اینجاست ک قدم دوم با درصد بسیار بالایی ب کمک من میاید  وقتی احساس خشمی ک درون من ب وجود امده ایا واقعی است ؟ ایا وقتی احساس میکنم  ایا میتوانم کمک حال شخص دیگری باشم در توانایی من هست یا نه؟  در قدم یک بخشی وجود دارد ب نام غیر قابل اداره  درک این موضوع در مورد احساسات ما صدردرصد است چرا که احساسات ما در کنترل ما نیست من اگر خشمگین میشوم دیگر برای من کار از کار گذشته است مگر این وقتی این احساس ب سراغ من امد بدون هیچ بهانه و دست اویزی ب راهنما یا یک دوست بهبودی وصل بشوم 
اینجا راهنما ب عنوان کسی ک از من شناخت نسبی دارد ب کمک من ماید تا بتوانم تشخیص بدهم ک این چ احساسی است 
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، Darush sistan ، ناظر20 ، ناظر14
#20
سلام
 در فرآیند قدم کار کردن من یک سری اخلاقیات و احساسات خودم را شناسایی کردم و توانستم
در این مورد نام برای احساسات خود پیدا کنم
در مواردی دیگر که امکان شناسایی توسط خودم نبود به یک دوست بهبودی و یا راهنمای خودم
می گفتم تا در این مسیر من را راهنمایی کنند...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر20 ، ناظر۴ ، ناظر14


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان