امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 10: چه ترسها و توقعات دیگری در مورد جبران خسارت دارم ؟
#1
سوال 10:  چه ترسها و توقعات دیگری در مورد جبران خسارت دارم ؟
پاسخ
#2
ترسهای که من دارم از جمله ترس ازقضاوت هست که دوباره افکارم را دربرمیگیرید واینکه بازهم ایندفعه از طرف راهنمایم تایید نگردم وتوقع اینکه دراولین وهله احساس میکنم که من چقدر درزندگی فشارتحمل کردم وتوقع دارم که بامن همدردی بشود وحق به من داده

شود واین روند دوباره بیماری من است دچارتوهم هستم هنوز وبعضا این افکار بعنوان یک قربانی دراین قضیه دوباره به من دست میدهد.
پاسخ
#3
پیام سوال : ما باید بدانیم که دو عامل مهم که می تواند ما را از انجام جبران خسارت باز دارد ترس و توقع می باشد که ما باید در دام این دو مسئله نیافتیم و از حدس زدن نتیجه دست برداریم و مجددا هدف روحانی قدم نهم را مورد بررسی قرار دهیم
توقعات : نتیجه خوبی به دست اوریم
بابت این کار روحانی تشویق شویم طرف حتما من را بپذیرد و مورد تائید قرار بگیریم طرف هم بابت کاری که در مورد من کرده جبران خسارت کند و طلب بخشش کند پول را به من ببخشد پس از جبران خسارت رابطه ام با ان شخص خوب شود
ترسها : نتیجه دلخواه را بدست نیاورم
من را نپذیرد و سرخورده شوم شکست بخورم و به دردسر بیافتم تلافی کنند ابرویم برود دیگران هم بفهمند زندانی شوم و یا تاوان سنگین بدهم  
پاسخ
#4
ترس از پذیرفته‌نشدن، ترس از دست دادن مبالغی که در اختیارم دارم، ترس از زندان رفتن و مشکلات قانونی، ترس از دست دادن باورهایی که تا قدم نهم به دست آوردم، ترس از به بار آوردن خسارت‌های جدید.

ترس‌های من در هر جبران خسارت متفاوت است، در یک جبران خسارت ممکن است ترس از دست دادن رابطه‌ام را داشته باشم و در جبران خسارتی مشابه همان ، می‌توانم ترس از پذیرفته نشدن داشته باشم. در بسیاری از مواقع توقعات من از جبران خسارت بخشیده شدن می‌باشد، ولی با توجه با آن چیزی که کتاب گفته ما سناریوسازی نمی‌کنیم و تمام سعی خود را در جهت جبران خسارت به اجرا می‌گذاریم.
پاسخ
#5
برای جبران خسارت ترس توقع و غرور مانع محسوب می شونند ،باید پذیرش بر خورد طرف مقابل را داشته باشم . ودر هر صورت حق را به خودم ندهم و فقط به فکر جبران خسارت وارد باشم و به چگونگی دقیق خسارت فکر کنم می توانم خودم را دقیقا به جای طرف مقابل گذاشته و از دید او به موضوع نگاه کنم .اعتماد به نیرو برتر باعث می شود ترسهایم کم رنگ شود
پاسخ
#6
ترس داریم مبادا نبخشند.
ترس داریم بخواهند آبروی ما را ببرند.
ترس داریم مبادا غرور ما شکسته شود.
ترس داریم مقابل دیگران خورد شویم.
توقع داریم؛
همه چیز خوب تمام شود.
همه ما را ببخشند.
همه به قطع مصرف ما بنگرند و بخاطر آن ما را ببخشند.
دیگران ما را درک کنند.
پاسخ
#7
****ما اکنون درحال کمک به خود و سایر معتادان در مسیر بهبودى هستیم و این تلافى بزرگى در حق کل جامعه است. در جریان بهبودى، سلامت عقل به ما بازگردانده مى شود و قابلیت برقرارى رابطه هاى مثبت با دیگران، جزئى از این سلامتى است. ما اکنون کمتر مردم را تهدیدى براى امنیت خود مى دانیم. احساس امنیت واقعى، جاى درد جسمى وسردرگمى روحى را که در گذشته احساس مى کردیم گرفته است. ما با افرادى که به آن ها صدمه زده ایم با فروتنى و حوصله روبرو مى شویم.
((کتاب پایه_قدم ۹))
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، حـمـیـد ، ناظر7
#8
سلام

فکر می کنم ممکن است من انگشت نما شوم و هر جایی که جبران خسارت کنم به همدیگر مرا نشان دهند و شاید از من شکایت کنند و من را به زندان بیاندازند و شاید با من برخورد فیزیکی داشته باشند و من را نپذیرند.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، حوریا ___Bu ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، حـمـیـد ، ناظر7 ، ناظر5
#9
ترس اگرچه  یک احساس هست اما ریشه بیماری من درهمین ترسها هست من درشرایط مختلف با قرارگرفتن درمقابل آدمهای مختلف ترسهای جورواجور تجربه میکنم 
تنها راه مقابله با ترسهایم پرورش ایمان هست من هرمقدار ایمانم مستحکم ترشود ترسهایم کمترمیشود وقتی ترسهایم زیاد میشه که ایمانم لنگ‌ میزنه
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، ناظر9 ، عبدالرحیم_بوشهر ، Darush sistan ، حـمـیـد ، آرین ی ، ناظر7
#10
سوال 10:  چه ترسها و توقعات دیگری در مورد جبران خسارت دارم ؟(  قدم۹)
هر جبران خسارت تـرس خاص خودش را دارد .
ترس از دست دادن ، ترس از بخشیده نشدن ، ترس از مقابله به مثل شدن ، ترس از پذیرفته نشدن و طرد شدن،
ترس از دست دادن مبالغی پول، یا مشکل قانونی پیش آمدن،و...
توقع اینکه دیگران مرا ببخشند و یا از من خسارت نگیرند ،توقع اینکه درکم کنند، توقع اینکه نسبت به من گذشت کنند،توقع اینکه همیشه نتیجه خوب باشد و.....
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، ناظر7
#11
ترس به هر شکلی ویا تصوری باز ترس است.ترس از یک مار باشد و یا ترس از مرگ و یا درد و رنج و یا ترس رودر رو شدن با واقعیت .همه این موارد ریشه در درون دارد.هیچ عامل بیرونی نمی تواند کوچکترین اثری روی کسی که ماهیت ترس را در خودش دریافته،ترس ایجاد کند.ترس یک عامل کاملا درونی است.در ارتباط، کشف و رونمایی می شود ،نه در انزوا. ترسهای من این روزها دوشکل هست ترس ازدست دادن یا ترس بدست نیاوردن 
این میتونه درهمه موارد برام صدق کنه درخصوص کاروحرفه م پول ویادر زندگیم بچه م رفیقم خدمتم راهنمام  این ترسها کنترلم میکند ریشه دربی ایمانی وعدم باورهاواعتمادمن داره چون من هنوز اعتمادبنفس کافی ندارم چون همیشه هرچیزی با رنج وبدبختی بدست اوردم وبه راحتی ازدست دادم چون همیشه رنج کشیدم رنجهای بی حاصل  چون همیشه پایه روابطم متزلزل بوده امروز تلاش میکنم ازشدت رنجهایم کمترکنم روابطم کمترکنم تا کمتردچاراسترس رنج ودردباشم درشرایط بد خودم راقرارندم هرچیزبدی را ده باروصدبارامتحان نکنم با انتظارنتیجه متفاوت  خودم رادرشرایط ودرکنارآدمایی که به اعتمادبنفس وایمان وباورمن صرمه میزنند قرارندم وقتی تنهام وقتی ارتباطم کمتر هست کمتردرمعرض شرایط خسارت واسیب قرارمیگیرم و ترسهای کمتری تجربه میکنم وارامش بیشتری دارم به نیروی برترم بیشتروصل میشوم آدمها شرایط باورهای من راخراب میکنند واین مساله مرا میترساند ترس ها نشوندهنده این هستن که من ازنیروی دورم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 1 ، ناظر6
#12
سلام

-چه ترس ها و توقعات دیگری در مورد جبران خسارت دارم ؟
-
--ترس ها زمانی که نمی دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد بیشتر می شود وپدیدار می گردد. اما توقع داشتن بابت عدم کنترل شخص خسارت دیده و...نیاز به صحبت به راهنما دارد تا بهتر بتوانم در مورد آن عملی از روی اصول انجام دهم...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5
#13
گاهی ترس ازبی هوده بودن کارمودارم 
گاهی فکرمیکنم این جبران خسارتهاانتهاندارند
گاهی فکرمیکنم توجبران خسارتدنکنه بازخسارتی بزنم یابخورم
گاهی میترسم موردخطاب سرزنش خراب شدن رابطه
متهم شدن رسواشدن بشم ویاازلحاظ مالی
یااحساسی کم بیارم
میترسم نکنه توهین بشه بهم و....
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر5


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان